ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣١٠ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
كه با من از شراب مهر بر نهادهاى مينوشد كه مهر آن مشك است.
سپس پيمبر- ٦- بسلمان- رحمة اللَّه عليه- فرمود: تو را در بيماريت بهنگامى كه بيمار شوى سه خصلت است: نخست آنكه تو دائما در ياد خداى تبارك و تعالى بسر ميبرى، و ديگر آنكه دعايت در آن حال مستجاب مىشود، و سوّم آنكه بيمارى همگى گناهانت را ميزدايد. خدا تو را تا سپرى شدن دوران زندگيت از عافيت برخوردار كناد! سپس پيمبر- ٦- به أبو ذر- رحمة اللَّه عليه- فرمود:
زنهار، از سؤال بپرهيز، زيرا سؤال ذلّتى حاضر و فقريست كه آمدنش را شتاب ميدهى و بروز قيامت نيز حسابى طولانى در پى دارد.
اى أبا ذرّ، تو تنها زندگى ميكنى، و تنها ميميرى، و تنها به بهشت داخل ميشوى، گروهى از اهل عراق بوسيله تو سعادتمند ميشوند، و غسل و تجهيز و دفن تو را مباشرت ميكنند.
شرح: «ابو ذرّ پس از آنكه او را بربذه تبعيد كردند چندى نگذشت كه در آنجا فرزندش ذرّ وفات يافت، و خود با كمال فرسودگى و پيرى به نگهدارى چند گوسفندى كه با آن معاش خود را ميگذرانيد مشغول شد، و زوجهاش ويرا يارى ميكرد، و بسختى روزگار ميگذرانيدند تا زن نيز مريض شد و از دنيا رفت، و ابو ذرّ