ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١١٦ - باب وقف و صدقه و عطيه و هبه
كسى در مرض موت بخشيده بود جزء ثلث بحساب مىآورد، و آنچه را كه هنگام مرگش بدون سندى يا گواهى به آن اقرار ميكرد، و مردود ميساخت.
شرح: «فرق ميان صدقه و نحله و عطيّه تنها بنيّت شخص است و اگر نيّت صدقه با قصد قربت كند بازگشت معنى ندارد و جايز نيست و در نحله و عطيّه اگر عين باقى باشد و معوّضه نباشد بازگشت و رجوع جايز است».
٥٥٩٣- و محمّد بن علىّ محبوب، از علىّ بن سندى، از صفوان بن يحيى، از عبد الرّحمن بن حجّاج روايت كرده است كه گفت: امام ابو الحسن موسى ٧ وقف نامه موقوفهاى را بر اين گونه انشاء فرمود: اين چيزيست كه موسى بن جعفر آن را وقف كرده است. او همگى زمين خود در محلّ چنين و چنان را وقف كرده، و حدّ آن زمين چنان و چنين است. او كليّه اين رقبه را با نخل و عرصه و قنات و آب و آسياها و حقوق و حقّابهاش را و هر گونه حقّى را كه در ارتفاع يا مظهر يا عرض يا طول يا مرفق (بالوعه) يا حياط يا حقّ الشرب نهرها يا جويها و جدولهاى منشعب شده يا مسيل يا زمين آباد يا ويرانى كه به آن تعلّق گيرد، كلّيه حقوق خود در اين موارد را بر اولاد صلبى خود، چه مرد و چه زن، وقف كرده است.
سرپرست آن زمين، غلّه و درآمد آن را كه خداى عزّ و جلّ برآورده، بعد از تعميرات و اصلاحات لازم در آن بحدّ كافى، و پس از برداشت سى شاخه از خوشههاى خرما و تقسيم آن ميان مساكين قريه، ميان أولاد فلانى، بنسبت «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ»