ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٨٧ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
يا علىّ: براى مؤمن در دنيا سه شادمانى موجود است: ديدار برادران، و افطارى دادن بروزه دار، و تهجّد در ساعات آخر شب.
يا علىّ: تو را از سه خصلت نهى ميكنم: از حسد، و حرص و كبر.
يا علىّ: چهار خصلت علامت شقاوتست: خشكى چشم، و قساوت قلب و طول أمل (درازى آرزو)، و حبّ بقاء در اين سراى.
يا علىّ: سه چيز موجب ترفيع درجاتست، و سه چيز كفّاره سيّئاتست، و سه چيز علّت هلاكست، و سه چيز موجب نجات.
امّا آن سه چيز كه موجب ترفيع درجاتست: كامل ساختن وضوء، در هواى بسيار سرد، و انتظار نماز از پى نماز، و پيمودن راه در شب و روز بسوى جماعات است.
و امّا آن سه چيز كه كفّاره سيّئاتست بر ملا ساختن سلام، و اطعام طعام، و گذراندن بخشى از شب بهنگام خفتن مردم بركوع و سجود و قيام است. و امّا آن چيز كه علّت هلاكست، يكى بخلى است كه (مانعى از عقل و شرع در برابر خود نيابد، و) آدمى را مطيع خود سازد و بموجب آن عمل نمايد، و ديگر هواى نفسى است كه همگى نيروهاى وجود انسان تابع و فرمانبردار آن گردد، و ديگر آنكه آدمى گرفتار خوى مهلك خودپسندى شود. و امّا آن سه چيز كه موجب نجات است، خوف خدا در نهان و آشكار، و رعايت اعتدال در حال فقر و غنى، و سخن عدل است در حال