ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٨٨ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
رضايت و بهنگام خشم.
يا علىّ: طفل بعد از آنكه از شير گرفته شد حكم رضاع مورد ندارد، و نوجوان چون محتلم شود يتيمى ديگر وجود ندارد.
يا علىّ: اگر احسان بوالدينت به پيمودن دو سال راه، و اگر صله رحم بيك سال، و اگر عيادت مريضى به پوئيدن دو ميل راه، و اگر تشييع جنازهاى به سه ميل، و اگر ديدار برادرى داراى رابطه اخوّت في اللَّه چهار ميل، و اگر فريادرسى گرفتارى به پنج ميل، و اگر يارى مظلومى به پيمودن شش ميل راه نيازمند باشد آن راه را طى كن، و در همه حال از خدا آمرزش بطلب.
يا علىّ: مؤمن را سه علامت است: نماز و زكات و روزه؛ و متكلّف را سه علامت است: در حضور تملّق ميگويد، و در غياب غيبت ميكند، و چون مصيبتى بكسى رسد او را بشماتت ميگيرد، و ظالم را سه علامت است: زير دستان را بسر پنجه چيرگى، و زبردستان را بنافرمانى مقهور ميسازد، و از ستمكاران پشتيبانى ميكند، و رياكار را سه علامت است: چون در برابر مردم باشد خود را فعّال نشان ميدهد، و چون تنها مىشود تنبلى ميكند، و دوست ميدارد كه مردم در همگى شئون زندگيش او را بستايند. و منافق را سه علامت است: چون سخن بگويد دروغ ميگويد، و چون وعده كند