ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٧٨ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
كند، و كسى كه از فشار ظلم دست بدعا بردارد، و خداوند عزّ و جلّ در خطاب به او ميگويد: قسم بعزّت و جلالم اگر چه زمانى بر مظلوميّت تو بگذرد انتقام تو را خواهم گرفت.
يا علىّ: هشت گروهند كه اگر مورد اهانت واقع شوند ميبايد تا كسى جز خودشان را سرزنش نكنند: كسانى كه بسفرهاى روند كه به آن دعوت نشدهاند، و آنان كه بصاحب خانه فرمان دهند، و كسانى كه از دشمنانشان طلب خير كنند، و آنان كه از لئيمان احسان طلب كنند، و كسانى كه ميان دو نفر كه رازى با يك ديگر باز ميگويند بىدعوتى داخل شوند، و كسانى كه به قدرت حاكم بىاعتنائى كنند، و آنان كه در جايى بنشينند كه شايستگى آن را ندارند، و كسانى كه روى سخن خود را بكسى آورند كه گوش به گفتارشان فرا نميدهد.
يا علىّ: خدا بهشت را بر هر انسان زشتخوى بدزبانى كه از هر چه بگويد و از هر چه در بارهاش بگويند باكى نميدارد حرام كرده است.
يا علىّ: خوشا بحال كسى كه عمرش دراز و عملش نيكو باشد.
يا علىّ: مزاح مكن كه هيبت از ميان برود، و دروغ مگو كه فروغت فرو ميرد، و از دو خصلت حذر كن، يكى بىحوصلگى، و ديگر تنبلى، زيرا اگر بىحوصله شوى بر حقّ صبر نميكنى، و اگر تنبل شوى حقّى را اداء نمينمائى.