ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٠٦ - باب ميراث موالى
شرح: «اين مذهب و رأى صدوق و ابن جنيد است و مشهور غلام را وارث ندانند و همچنين كنيز را».
و اگر مولايانى منعم يا مورد انعام از مردان و زنان بجاى گذارد، مال بقاعده «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» ميان ايشان قسمت مىشود.
و اگر پسران و دختران مولاى منعم يا مورد انعام خود را بجاى گذارد، و وارثى جز ايشان بجاى نگذاشته باشد، مال براى پسران و دختران مولاى او است، كه بقاعده «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» ميان ايشان قسمت مىشود، زيرا كه «ولاء» قرابتى مانند قرابت نسب است.
و چون وارثى از خويشاوندان بجاى بگذارد، چه نسبش نزديك باشد و چه دور، و مولاى منعم يا مورد انعامى را نيز بجا نهاده باشد، مال براى وارثى است كه از خويشاوندانست، و مولى در آن مال بهرهاى ندارد، زيرا خداى عزّ و جلّ ميگويد: وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ، مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ، إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلى أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفاً. و مدلول اين آيه اينست كه: و خويشاوندان بمقتضاى احكام مقرّر در كتاب خدا، براى توارث ما بين خود، از مؤمنين و مهاجرين سزاوارترند (و بهمين جهت موالى كه ارتباطشان با يك ديگر نه از طريق نسب است، بلكه از جهت شركت در ايمان و در مهاجرتست) و پيش از نزول آيه «أُولُوا الْأَرْحامِ» از يك ديگر ارث ميبردند، پس از نزول اين آيه با بودن خويشاوندان سهمى در ميراث