روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٨٠
* تأكيد شهاب السلطنه در رسيدن ارزاق به كردستان
شهاب السلطنه حاكم كردستان براى رفع كمبود ارزاق، از حكومت كرمانشاهان درخواست كرد به دليل نبود مال و مكارى در كردستان تعدادى در اختيار قرار دهند تا كالاهاى مربوطه از سنقر به كردستان حمل شود و موقعيت ارزاق در اين ناحيه به حالت عادى بازگردد. ٦
* ادامه تعرضات اتباع كريم بلوچ
تعديها و دستاندازيهاى اتباع كريم بلوچ در مناطق مرزى سرخس آن هم از داخل خاك روسيه همچنان ادامه دارد. «با وجود وعدههاى سفارت روس در تسليم كريم و زبردست خان به مأمورين دولت ايران در لطفآباد هنوز اثرى ظاهر نشده و از اقدامات اتباع آنها هم جلوگيرى نمىكنند.» ٧
* لغو ماليات گوشخرى ٨
وزارت ماليه در نامهاى به اداره ماليه فارس نوشت كه ماليات گوشخرى كه در شولستانات ممسنى ٩ مرسوم و به عنوان نوعى ماليات غيرقانونى گرفته مىشود ملغى شده و به هيچ اسم و رسمى به عنوان حق العبور نبايد چيزى دريافت شود.
«هرگاه كدخدايان يا افراد متفرقه مرتكب اين امر شوند توسط ايالت مورد مؤاخذه و تعقيب خواهند بود.» ١٠
* تخصيص بودجه براى بروجرد
هيأت دولت در جلسه امروز خود به پيشنهاد وزارت داخله و تقاضاى ايالت بروجرد و لرستان پرداخت مبلغ يك هزار تومان را بابت خلعتها و انعامهايى كه به رؤساى الوار داده خواهد شد تصويب كرد. همچنين نظر به ضرورت تعمير برجهاى اطراف شهر بروجرد براى حفاظت شهر از تهاجم اشرار و الوار به پيشنهاد ايالت بروجرد و لرستان مبلغ پانصد تومان از محل اعتبار مصوبه مجلس شوراى ملى براى ساختمان و تعمير برجهاى دور شهر به آن ايالت اختصاص داده شد. اين مبلغ با نظارت اداره ماليه به مصرف مىرسد. ١١
* نامه خشاب به رئيس الوزراء
«خشاب» مفتش سابق بانك استقراضى ايران امروز در نامهاى به مشير الدوله رئيس الوزراء نوشت كه در پى ضبط بانك استقراضى ايران در تاريخ ٢ مارس ١٩٢١/ ١١ اسفند ١٢٩٩، انتقال بانك صورتى رسمى نداشت تا اينكه ممتاز الملك اين كار را انجام داد و «حاليه تمام مراسم تحويل به عمل آمده و فقط امضاى تحويل نامه [مانده] و همچنين حقوق اعضايى كه متصدى امور سابق بوده» پرداخت نشده است. اين بدهى در شعب تهران، مشهد، تبريز و رشت و انزلى در مجموع بيست و هشت هزار و سيصد و پانزده تومان و يكهزار و هشتصد و پنجاه دينار است. خشاب يادآورى كرد كه ديركرد در پرداخت حقوق شامل بدهى مابعد نيز خواهد شد. «بديهى است كه اين تأخير سبب خسارت دولت عليه و معطلى اعضا و عدم تصفيه عمل بانك خواهد شد.» ١٢
______________________________
(١). شيخ العراقينزاده يا محمد رضا تجدد
فرزند حاج شيخ على شيخ العراقينزاده مازندرانى در ١٢٦٧ ش در كربلا زاده شد. پدرش
روحانى بود و او نيز تحصيلاتش را در رشته علوم قديم و ادبيات عرب و ادبيات فارسى
تا حدود مدرسى در حوزه علميه كربلا و نجف گذراند.
سپس در ١٢٩٨ ش به اتفاق برادرش زين العابدين رهنما (ناشر روزنامه ايران) به ايران بازگشت و به محافل سياسى راه پيدا كرد.
با شروع به كار مجلس چهارم در تيرماه ١٣٠٠، وى از طرف مردم سارى به مجلس شوراى ملى راه يافت. در اواسط سال ١٣٠١ ش كه حزب راديكال توسط على اكبر داور تأسيس گرديد، شيخ العراقينزاده از جمله اعضاى مؤسس آن بود. وى در دوره بعدى مجلس نيز از همان حوزه انتخابيه به مجلس شوراى ملى راه يافت و همزمان با افتتاح مجلس پنجم در ١٣٠٢ ش، با كسب امتياز انتشار روزنامه تجدد، به نشر اولين شماره آن در ٢٣ اسفند ١٣٠٢ مبادرت ورزيد. اين روزنامه ارگان فرقه دموكرات مستقل ايران بود و اعضاى هيأت تحريريه آن همگى از نمايندگان مجلس شوراى ملى بودند. وى از اين زمان به بعد به نام «تجدد» معروف شد.
محمد رضا تجدد در دوره پنجم مجلس از جمله نمايندگانى بود كه براى خلع قاجاريه از سلطنت و واگذارى حكومت موقت به رضا خان تلاش بسيار كرد؛ از جمله، در دومين شماره روزنامه خود، قطعنامهاى مشتمل بر چهارده ماده مبنى بر: ١- خلع احمد ميرزا از سلطنت؛ ٢- تغيير قانون اساسى از طرف مجلس شوراى ملى؛ ٣ و ٤- اجراى مفاد قطعنامه توسط حكام و وكلاى مجلس منتشر نمود. برنامه جمهورى بلافاصله مخالفت سيد حسن مدرس و جمعى ديگر از روحانيون را برانگيخت؛ لذا براى مدتى تغيير حكومت از سلطنت به جمهورى منتفى شد. اما چندى بعد در ٢٤ آذر ١٣٠٤، با تصويب مجلس مؤسسان سلطنت ايران به رضا خان پهلوى واگذار گرديد. در اين زمان تجدد نمايندگى مردم لار در مجلس مؤسسان را برعهده داشت.
محمد رضا تجدد پس از خلع احمد شاه و تفويض سلطنت به رضا خان، روزنامهنگارى را كنار نهاده، در ١٣٠٦ ش به دعوت على اكبر داور به وزارت عدليه رفت و با رتبه ٩ قضايى، مشاغل مختلفى همچون رياست استيناف كرمان، رياست دادگسترى خراسان و مستشارى ديوان عالى كشور را عهدهدار گرديد.
در ١٣١٤ ش به دليل سوءظن رضا شاه به برخى از رجال كشور و از جمله محمد رضا تجدد، وى مدتى زندانى و سپس با وساطت مخبر السلطنه هدايت آزاد و به عراق تبعيد شد.
پس از شهريور ١٣٢٠، او به ايران بازگشت و با حضور در كابينه محمد على فروغى با سمت معاونت وزارت فرهنگ، فعاليت سياسى خود را از سر گرفت. سپس با شروع انتخابات دوره چهاردهم براى سومين بار از حوزه انتخابيه سارى به مجلس رفت. تجدد پس از پايان اين دوره، به دادگسترى بازگشت و مدتى معاونت وزارت دادگسترى و پس از آن سرپرستى ديوان عالى كشور را برعهده داشت و چندى بعد هم بازنشسته شد.
او در ٢١ اسفند ١٣٥٢ در تهران و در سن ٨٥ سالگى درگذشت. (عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ١، صص ٤٩٢- ٤٩١؛ فهرست اسامى مشخصات نمايندگان ٢٤ ...، ص ٤٤؛ دايره المعارف تشيع، ج ٤، صص ١١٢- ١١١).
(٢). روزنامه ايران، شم ١١٢٦؛ مدرس در پنج دوره تقنينيه، صص ٢٨٢- ٢٧٩.
(٣). روزنامه ايران، شم ١١٢٥، ص ١.
(٤). روزنامه اتحاد، شم ١٥٤، ص ١.
(٥). روزنامه اقدام، شم ٣٠، ص ٢.
(٦). روزنامه ايران، شم ١١٢٥، ص ٢.
(٧). همانجا.
(٨). مالياتى بود كه از هر كشاورز ٣ شاهى براى هر رأس خر مىگرفتند و در عوض گوش خر را داغ مىكردند.
(٩). شولستانات يا شولستان بلوكى از توابع شاپور كازرون در فارس كه پس از استيلاى طايفه «شول» بر اين ناحيه بدان نام مشهور گرديد. طايفه شول يكى از طوايف قديمى ايران بود كه ابتدا در لرستان زندگى مىكردند و بر نيمى از آن منطقه حكومت داشتند. برخى از مورخين آنها را با طايفه شبانكاره يكى دانستهاند. آنان مردمى كمابيش صحرانشين بودند كه به سبب زندگى در كنار شاهراه همواره مورد هجوم ديگران قرار مىگرفتند. در حدود اوايل قرن دوازدهم قمرى شولستان تحت اشغال طوايف ممسنى درآمده از آن پس اين ناحيه به ممسنى معروف شد. مركز آن نويندجان بود و از آثار جالب توجه آن قلعه سفيد است، كه بر قله تقريبا غيرقابل دسترس كوهى بنا شده است.
هماكنون از شولستان تنها نامى در برخى اعلام باقى مانده، كه از آن جمله مىتوان دره شولى (دره شورى) و آبادى شول (نزديك دالكى) را نام برد.
(دايره المعارف فارسى، ج ٢، ص ١٥٠٧).
(١٠). روزنامه ايران، شم ١١٢٥، ص ٢.
(١١). روزنامه اتحاد، شم ١٥٨، ص ٣.
(١٢). اسناد وزارت امور خارجه، ١٠٨- ٢- ٣٨- ١٣٠١.