روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٦٦٢
در سطح شهر منتشر كرد. «از تاريخ نشر اين اعلان كليه مجالس و اجتماعات در منازل و معابر و غيره به هر اسم و رسم به كلى ممنوع است.» اجتماعات بيش از چهار نفر هم در هر نقطهاى ممنوع شد. وى متخلفان از اين دستور را تهديد كرد «بدون استثناء مورد مجازات سخت واقع و تبعيد خواهند شد.» ٢٢
______________________________
(١). روزنامه اتحاد، شم ٢٩٢، ص ٢.
(٢). ذاكر حسين، ادبيات سياسى ايران ...، ج ١، ص ٥٩٩.
(٣). روزنامه اتحاد، شم ٢٩٢، ص ٢.
(٤). اين نامه به احتمال زياد همان نامه ٢٨ ربيع الثانى است كه در ٢٦ آذرماه بدان اشاره شد. شايد تاريخ نگارش نامه ٢٦ آذر بوده كه امروز به تبريز رسيده است.
(٥). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٣، صص ٥٥ و ٥٦.
(٦). ايل ميلان از ايلات ترك در آذربايجان غربى است كه در اطراف شهرستان ماكو به صورت پراكنده زندگى مىكنند. سرزمين پهناورى از كنار رودخانه «زنگمار» ماكو تا دهستان قطور شهر خوى، طايفههاى ايل ميلان را از كوچرو، و روستانشين زراعتپيشه، دربرگرفته است. مشخص نيست كه واژه ميلان از كه يا چه چيزى گرفته شده است. برخى از ميلانيان مىگويند: چون مردى «ميلى» نام، اين ايل را تشكيل داد از اين رو آن را ميلان ناميدند و بعضى ديگر بر اين باورند كه از واژه مل» mel «به معنى كوه گرفته شده است.
ايل ميلان در تابستان در حوالى سيهچشمه (مرز تركيه) ييلاق و در زمستان در ساحل رود ارس (مرز شوروى) قشلاق مىنمايند. از لحاظ سازمان و سرپرستى اين ايل به دو دسته بزرگ به نام ميلان و خلكانى تقسيم مىشوند. ميلان داراى ٥ طايفه مىباشد كه عبارتند از: ممكانلو، دودكانلو، مندولكانلو، شيخ كانلو، سارمانلو، اين ايل در سال ١٣٤٢ ش داراى ٢٠٣٠ خانوار بوده است. افراد ايل ميلان پيرو دين اسلام و داراى مذهب سنى شافعى مىباشند (افشار سيستانى، مقدمهاى بر شناخت ايلها، چادرنشينان و ...، ج ١، صص ١٤٨- ١٤١؛ ستوده، نامنامه ايلات و عشاير و طوايف (ايران تاريخى و فرهنگى)، صص ٤٨٨).
(٧). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٣، ص ٤٣.
(٨). همان، پ ١، ص ١١٥.
(٩). اسناد وزارت امور خارجه، ١٠- ١٠- ١٠- ١٣٠١.
(١٠). روزنامه اتحاد، شم ٢٩٢، ص ٢.
(١١). همانجا.
(١٢). روزنامه ايران، شم ١٣١٣، ص ٤.
(١٣). همانجا.
(١٤). همانجا.
(١٥). مقصودلو، مخابرات استرآباد ...، ص ٨٥٣.
(١٦). روزنامه ايران، شم ١٣١٣، ص ٤.
(١٧). اسناد وزارت امور خارجه، ٣٣- ٦- ٢٩- ١٣٠١.
(١٨). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١٦، ص ٣٨. از سالار رشيد مكتوبى در دست است كه به نبيل الدوله كارگزار آستارا نوشته و در آن با برشمردن خدمات خود به دولت از اينكه او را شورشى مىخوانند ابراز تعجب و تأسف مىكند. او در پايان اين نامه مىنويسد:
«انصاف اولياى دولت چطور اجازه مىدهد در عوض و مقابل فداكارى چندساله در موقع امنيت ايران دست عيال و اطفال خودمان را گرفته به خاك خارجه پناهنده شوم؟» (همان، پ ١٦، صص ٤٧ تا ٤٩).
على قلى خان نبيل الدوله كه بعدها نام خانوادگى ضرابى اختيار كرد در ١٢٩٥ ق در كاشان به دنيا آمد. پدرش عبد الرحيم كلانتر مؤلف «مرآت قاسان» بود. او از مدرسه دار الفنون فارغ التحصيل شد و در خارج از كشور به تحصيلات خود ادامه داد. كارهاى ادارى خود را با ورود به وزارت امور خارجه شروع كرد. آتاشه سفارت ايران در واشنگتن به سال ١٣٢٠ ق، نيابت اول و شارژدافرى همان سفارت به سال ١٣٢٨ ق، و باز مستشارى سفارت ايران در واشنگتن به سال ١٣٣٢ ق از مناصب او در امريكا بود. وى يك بار در سال ١٣٢٨ ق نشان طلاى علمى و بار ديگر در ١٣٣٢ ق نشان درجه اول شير و خورشيد را دريافت كرد. (ممتحن الدوله شقاقى، رجال وزارت خارجه ...، ص ١٨٨؛ زاوش، دولتهاى ايران ...، ص ٩٥). وى در سال ١٣٠١ ش كارگزار آستارا و با حفظ سمت در همان زمان جايگزين عباسعلى خان صلاحى رئيس كميسيون سرحدى بيلهسوار شد.
نبيل الدوله از بهاييان متعصب بود. زمانى كه در امريكا مأمور بود آيين اين فرقه را تبليغ مىكرد و با كارهاى تجارى نيز مأنوس بود. او يك بار هم بهعنوان نماينده سياسى ايران مأمور دربار عثمانى شد، اما باب عالى با اين قيد كه چنين شخصى نمىتواند نماينده دولت اسلامى باشد از پذيرش او سر باززد و او ناچار با همسر امريكايىاش به امريكا بازگشت.
(١٩). همان، پ ٦، صص ٨٢، ٨٤ و ٩٥.
(٢٠). روزنامه اتحاد، شم ٢٩٢، ص ٢.
(٢١). روزنامه ايران، شم ١٣١٤، ص ٢.
(٢٢). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١، ص ٥٠.