روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٩٠
داخل برج شليك كرده يك نفر از آنها مضروب و گرفتار مىشود. او را به شهر آورده براى عبرت سايرين به دار آويختند.» ١٢
* راهاندازى تلگراف گلپايگان
امروز تلگرافخانه گلپايگان راهاندازى شد. نبود تلگراف در اين شهر ارتباط شهر را با مركز مختل كرده بود. در روز افتتاح «آقايان علما و تجار سيم را استقبال نموده تبريك گفتند. همه جا تعطيل و مردم بشاش» بودند. ١٣
______________________________
(١). سازمان اسناد ملى ايران، سند شم
٢٩٣٠٠١٥٥٣، آرشيو ١٠٨ ظ ٢ ب آ ا، شم ميكروفيلم ٠٠١٠٠١٦٠.
(٢). عاقلى، رضا شاه و قشون متحد الشكل، ص ٢٢.
(٣). گاهنامه پنجاه سال شاهنشاهى ...، ج ١، ص ١٤٠. «اشخاصى استحقاق گرفتن چنين نشانى را داشتند كه در ميدان جنگ ابراز رشادت فوق العاده نموده يا به واسطه تدابير متهورانه و عاقلانه آنها نتايج مطلوب در جنگ حاصل شده باشد و يا اينكه در جنگ مجروح شده و با همان حالت تا انتهاى جنگ وظيفه خود را انجام داده باشند. كسانى كه مفتخر به دريافت چنين نشانى مىشدند بايد هميشه نشان را به سينه خود نصب نمايند. اين نشان علاوه بر حقوق، امتيازاتى نيز مانند توقف مدت كمترى در هر درجه براى صاحبمنصبان ايجاد مىنمود. در هر حال اين نشان فقط در موارد نادر و فداكاريهاى مخصوصى داده مىشد. يك طرف اين نشان جنگى صورت حضرت على عليه السلام بود و طرف ديگرش يك ذوالفقار سفيدى كه بهطور برجسته روى ميناى آبى رنگى مىدرخشد به چشم مىخورد. اين نشان فقط مدت دو سال دوام كرد.» (همانجا).
(٤). روزنامه ايران، شم ١١٩٨، ص ١.
(٥). همان، ص ٣.
(٦). يكرنگيان، سيرى در تاريخ ارتش ايران ...، ص ٣٣٠. با اينكه همه منابع براساس تلگرام سرتيپ امان اللّه ميرزا فتح قلعه چهريق را روز بيستم مرداد نوشتهاند، اما تلگرام حاكم نظامى آذربايجان، امير لشكر اسماعيل خان، كه روز ٢٢ مرداد آن را به مركز فرستاده، مىگويد قلعه چهريق از سنگرهاى محكم و معروف سيميتقو در حال بمباران شدن است. در چهريق فقط سيميتقو و تعداد محدودى كه طايفه اوست باقى مانده، ساير قوا فرار كرده در قره دره هستند. «ظن قوى مىرود كه چهريق نيز به زودى به تصرف اردوى منصور برآيد.» (سازمان اسناد ملى ايران، سند شم ٢٩٣٠٠١٥٥٣، آرشيو ١٠٨ ظ ٢ ب آ ا، شم ميكروفيلم ٠٠١٠٠١٦٠). «درباره فتح قلعه چهريق و شكست اسماعيل آقا سيميتقو در آن روزها سروصداى زيادى برخاست و جرايد طرفدار سردار سپه با آب وتاب كامل به شرح واقعه پرداخته و آن را يك پيروزى عظيم براى قشون جديد التأسيس ايران دانستند و سردار سپه نيز مشغول بهرهبردارى از اين موفقيت گرديد. سرتيپ امان اللّه ميرزاى آن روز و سپهبد جهانبانى بعدى جريان اين جنگ داخلى و يا فتح قلعه چهريق را با قلمى شيوا و روان به رشته تحرير درآورد. ابتدا اين يادداشتها در جلد دوم تاريخ بيست ساله مكى تحت عنوان يادداشتهاى يك افسر دخيل در قضايا ثبت گرديد كه متعاقب آن عبد اللّه مستوفى هم در جلد سوم تاريخ قاجار آن را تكرار نمود. بعدا سپهبد جهانبانى يادداشتهاى مزبور را تكميل نمود و كتابى تحت عنوان «نبرد شكريازى» انتشار داد.» (عاقلى، روزشمار تاريخ ايران ...، ج ١، ص ١٧٣).
(٧). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٥، ص ١٨.
(٨). اسناد وزارت امور خارجه، ١- ٣- ٥٢- ١٣٠١. يك روز بعد منتخب الدوله بريده روزنامه المفيد بغداد را براى وزارت امور خارجه فرستاد كه همين مطالب را به نوع ديگرى (مذاكره شيخ خزعل با انگليسها) چاپ كرده بود.
(همان، ٣٤- ٣- ٥٢- ١٣٠١).
(٩). همان، ٢٥- ٢٤- ١٦- ١٣٠١.
(١٠). الموتى، ايران در عصر پهلوى ...، ج ٢، صص ٣٩٩ و ٤٠٠.
(١١). اسناد وزارت امور خارجه، ١٤٥- ٤- ٥١- ١٣٠١.
(١٢). روزنامه اتحاد، شم ٢٢٠، ص ٣.
(١٣). روزنامه ايران، شم ١٢٠٢، ص ١. اما سريعترين اقدامى كه وزارت پست و تلگراف در كشيدن سيم تلگراف صورت داد، كشيدن سيم به سلماس بود. پس از آزادى اين شهر در ١٧ مرداد «شب بيست و چهارم همان برج يعنى بعد از هفت روز سيم تلگراف از طسوج به سلماس تمام و تلگرافخانه سلماس داير گرديد.» اين سيم غيرنظامى است و با تيرها و مقرههاى ثابت كشيده شده است. (همانجا)