روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٣٧٢
وى به مدت ٥ سال به فراگيرى فقه و كلام و تفسير روى آورد و چندى در بابل نزد سعيد العلماء تكميل تحصيل نمود. پس از فوت سعيد العلماء مازندرانى به سوى عتبات عاليات روانه شد و در محضر درس ميرزا محمد حسن شيرازى حضور به هم رسانيد. وى پس از بهرهگيرى از استادان مختلف حوزههاى علميه عراق به درجه اجتهاد نايل آمد و به درخواست مردم تهران به ايران مهاجرت كرد و در تهران به تدريس و ترويج دين اشتغال ورزيد. او در خيابان سيروس نزديك سرچشمه در مسجدى كه به نامش بود به نشر حقايق اسلامى، معارف دينى و كتب مذهبى همت گماشت و چون در علوم معقول و منقول نبوغ خاصى داشت شاگردان برجستهاى را تربيت نمود؛ از جمله شاگردان او مىتوان ميرزا ابو الحسن شعرانى و محمد تقى آملى را نام برد.
شيخ عبد النبى در كنار تدريس و بحث و رسيدگى به امور مردم ديدگاه سياسى وسيعى داشت. او از هواداران شيخ فضل اللّه نورى محسوب مىشد و خواستار مشروطه مشروعه بود. به همين سبب خانهاش از سوى مخالفان مورد حمله قرار گرفت و دچار گرفتاريها و سختى فراوان گرديد.
وى در بلواى جمهورى رضاخانى به طرفدارى از مدرس همراه با مردم و عدهاى از روحانيان كه به طرف مجلس شوراى ملى در حركت بودند، حضور داشت. شيخ نورى سرانجام در ٢٠ مرداد ١٣٠٤ در تهران درگذشت و پس از تشييعى باشكوه كه با تعطيلى بازار تهران و اصناف همراه بود در حرم حضرت عبد العظيم حسنى (ع) در شهر رى مدفون گرديد (رئيسى آتنى، فرزانگان مازندران، ج ١، صص ٤٣٩- ٤٣٦؛ شريف رازى، گنجينه دانشمندان، ج ٤، صص ٥٨٨- ٥٨٧).
______________________________
(٨). روزنامه شفق سرخ، شم ٦٩، ص ٢.
(٩). ميرزا آقا اصفهانى مشهور به اسلامبولى، نفتى، فلسفى و ملقب به اعتماد الملك فرزند آقا خان اعتمادى در حدود ١٢٨٦ ق به دنيا آمد.
تحصيلاتش را تا حد متوسطه به انجام رسانيد. منابع موجود اشاره مىكنند وى در حدود ١٣١١ ق در تهران به نفتفروشى مشغول بوده و شهرتش نيز به «نفطى» بر همين اساس است. ميرزا آقا در ١٣١٣ ق به بادكوبه و اسلامبول مسافرت كرد و در اسلامبول مدتى شغل نوكرى داشت. او در نهايت به واسطه شراكت با آقاميرزا بزرگ معاون التجار پسر حاجى قاضى تهرانى به تجارت روى آورد و پس از مدتى ورشكست گرديد. در حدود ١٣١٨ ق به تهران بازگشت و پس از چند ماه اقامت در تهران بار ديگر به اسلامبول مراجعت نمود. او در سفر آخر مظفر الدين شاه به اروپا به عنوان مسئول ملاقات درباريها شاه را همراهى كرد. با بازگشت عين الدوله او نيز به تهران آمد و به تقاضاى عين الدوله، قانونى براى دولت نوشت ولى بعدا به دليل مخالفتهايى كه از خود نشان داد توسط عين الدوله به همراه مجد الاسلام كرمانى و ميرزا حسن رشديه به كلات تبعيد شد. او بار ديگر توسط ارفع الدوله به تبريز تبعيد گرديد و چون با دوره اول مجلس شوراى ملى مقارن بود از تبريز به وكالت برگزيده شد. ميرزا آقا اصفهانى در تهران توسط «هيأت مديره انقلاب» به اتهام خيانت در موقع فتح تهران مدتى در حبس بود و بعد آزاد گرديد. او در تهران روزنامه عصر را منتشر ساخت و سرانجام به استخدام دولت درآمد. چندى هم رياست بلديه تهران و معاونت حكومت يزد را برعهده گرفت. محمد صدر هاشمى مدعى است ميرزا آقا اصفهانى همان ميرزا آقاى فلسفى مدير روزنامه حيات جاويد و حيات است. روزنامه حيات جاويد در ١٣٣٧ ق به مديريت و سردبيرى او در تهران تأسيس و نشر يافته است. در آن دوره به خاطر درج مقالات و مطالب انتقادى از وضع دولت و مجلس چند بار توقيف گرديده است. روزنامه حيات جاويد تا پايان ١٣٠٠ ش به همين نام منتشر شده و پس از آن در حمل ١٣٠١ ش با عنوان حيات به فعاليت خود ادامه داده است. (علوى، رجال عصر مشروطيت، ج ١، ص ٢٥؛ صدر هاشمى، تاريخ جرايد و مطبوعات ايران، ج ١، صص ٢٣٩- ٣٤).
(١٠). هدايت اللّه داورى فرزند ميرزا عبد الجواد در حدود ١٣١٧ قمرى در روستاى زرگرآباد دامغان به دنيا آمد. تحصيلات وى ابتدا در حوزه علميه دامغان و سپس در مدرسه ناظميه ادامه يافت و در اين دوران با علىاصغر كشاورز و حبيب يغمايى همدرس بود. داورى پس از فراغت از تحصيل به سال ١٣٠٠ ش بر اثر حوادثى، ناچار به ترك دامغان و سكونت در تهران گرديد و به مقالهنويسى و خبرنگارى علاقهمند شد. مدتى با فلسفى مدير روزنامه حيات جاويد همكارى داشت و به سردبيرى آن روزنامه رسيد.
مدتى هم روزنامه شعله را به صاحب امتيازى م. ى. تهرانىزاده اداره مىكرد. در شهريور ١٣٠٢ به سمت شهردارى دامغان منصوب شد و چندى بعد در تشكيلات نوين قضايى به دادگسترى رفت و در شاهرود، گرگان و مدتى نيز در سبزوار به كار اشتغال داشت و پس از آن هم به وكالت دادگسترى پرداخت. داورى در دوران نخستوزيرى مصدق مدير روزنامه دهقانان بود و در ابتداى همين ايام (ارديبهشت ١٣٣٠) امتياز روزنامه انتقام را گرفت. او در نويسندگى و شاعرى توانا بود. داورى در دوم بهمن ١٣٤٩ در تهران درگذشت و در امامزاده عبد اللّه شهر رى به خاك سپرده شد. (نجاتى، رحمت اللّه، «داورى، كشاورز ...»، صص ٣٩٧- ٣٩٤؛ طاهريا، دامغان ششهزار ساله، صص ١٩٢- ١٩١).
(١١). همانجا.
(١٢). روزنامه حيات، شم ٨، ص ١. بازجوى دو روزنامهنگار دستگير شده، كفيل اركان حرب كل قشون بود. او در گزارشى كه پس از بازجويى براى رضا خان فرستاد نتيجه تفتيش خود را چنين عنوان كرد كه «اساسا مقاله ناشى افكار مديرمسئول هدايت اللّه بوده و صاحبامتياز هم در آن شركت داشته است ... اعضاء محكمه متفقا بر اين عقيده هستند كه اين دو نفر محكوم و مقصرند، ليكن مديرمسئول هدايت اللّه تقصيراتش زيادتر و مسئول مستقيم اين سرمقاله است و بايد هر دو مجازات و سياست شوند.
رأى محكمه بر اين است روزنامه و امتياز آنها توقيف و به اسم ديگرى هم حق روزنامهنگارى نداشته، ثانيا مديرمسئول هدايت اللّه دويست ضربه شلاق و شش ماه حبس و صاحب امتياز فلسفى پنجاه ضربه شلاق و شش ماه حبس شوند.» در پايان اين گزارش از تقاضاى بخشش هر دو نفر ياد شده «محكمه اجراى مجازات آنها را منوط به امر مبارك مىنمايد.» در حاشيه اين نگاشته از قول رضا خان وزير جنگ آمده است كه «فرمودند فعلا حبس باشند.» هدايت اللّه داورى چندى پيش با فرخى مدير روزنامه طوفان در شمار تحصنكنندگان سفارت شوروى بود. فلسفى هم در همان زمان در حضرت عبد العظيم (ع) تحصن اختيار كرده بود. (اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، س ١٣٠١، سند شم ٣٧٠٥).
(١٣). سازمان اسناد ملى ايران، سند شم ٢٩٣٠٠١٥٥٣، آرشيو، ١٠٨ ظ ٢ ب آ ا، شم ميكروفيلم ٠٠١٠٠١٦٠.
(١٤). روزنامه اقدام، شم ٧٦، ص ٣.