روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٥٢
* ويژگىهاى حكمرانى در مناطق مركزى
در نامهاى كه حيدر قلى ميرزا قاجار امروز به عباس ميرزا سالار لشكر حاكم بروجرد و لرستان نوشت، يادآور شد كه ورود اردوى نظامى همراه با توپخانه به اين منطقه تأثيرات بسيارى در امنيت اين نواحى داشته است، اما تدابير من را نبايد از نظر دور داشت. حيدر قلى كه از ملاير اين نامه را نوشته بود خاطرنشان كرد جمعآورى رؤساى طوايف و خوانين محلى و تابع كردن آنها به دولت مركزى اتفاق كوچكى نبوده است.
كدخدايان حاضر شدهاند آنچه از اموال مسروقه نزد افراد ايلات آنها بوده، جمعآورى كرده، پس بدهند؛ ماليات خود را هم دادهاند. وى تأكيد كرد اينجا مثل بقيه ولايات نيست كه بتوان بدون امكانات حكمرانى كرد. «ناهار به قدر كفايت، عبا و خلعت، پذيرايى از واردين چهل- پنجاه نفر و غيره و غيره از لوازم مخصوصه است.» او اضافه كرد «من حقوق خود و اجزاء حكومتى را صرف اين امور كردهام و بيش از اين ديگر امكان ندارد. وسايل بقاى بنده را براى خدمتگزارى فراهم نماييد.» ٧
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١١٨٥، صص ١ و ٢.
(٢). روزنامه اتحاد، شم ٢١٢، ص ٢.
(٣). ذوقى، تاريخ روابط سياسى ايران ...، صص ٥٠٦ و ٥٠٧؛ آنچه مسلم است دولت ايران تصميم مىگيرد برخلاف خواست انگلستان اين نيرو را به حوزه استحفاظى دولت انگلستان يعنى خوزستان ارسال دارد. پيش از اين برخى از خوانين بختيارى براى اينكه كاملا در مدار انگليس نباشند گاه با حرف و گاه با عمل به سوى دولت مركزى جلب شده بودند، ولى اين كوشش به آن حد نبود كه آنها را از همپيمانى با دولت انگليس- به ويژه منافعى كه در حوزههاى نفتى داشتند- دور سازد. به همين دليل بود كه وقتى قواى نظامى دولت از اصفهان به طرف خوزستان حركت كرد «بختياريها پيشنهاد بسيج نيروهاى خود را براى مقابله با نيروى اعزامى كردند، ولى لورن معتقد بود كه بسيج نيروهاى طوايف بايد به عنوان اقدام نهايى مورد توجه قرار گيرد.» موضوع به انگلستان كه منعكس شد، وزارت خارجه بريتانيا هم از لورن خواست كه دولت ايران را وادار كند از مداخله در خوزستان خوددارى كند.» (همان) به هر دليل ايران تصميم خود را براى گسيل اين نيروى ٢٠٠ نفره به خوزستان گرفته بود. سندى در دست است كه با وجود فقد صفحه اول آن اين تصميم دولت را به خوبى بيان مىكند. اين نامه به امير لشكر جنوب با رئيس اركان حرب لشكر جنوب نوشته شده است و با شماره ٥٥٠ امضاى رضا خان وزير جنگ را در پاى خود دارد. «در مقابل اعتراضات، دولت تاكنون قشون خود را احضار نموده و مىگويند اگر دولت ايران قشونى به آن نواحى اعزام دارد ما نيز ناچار خواهيم بود براى حفظ و حراست معادن نفت از شرارت و مخالفتهاى ايلات و عشاير بر عده قواى خود بيفزاييم. بنا به نظريات فوق فرستادن قشون به اين نقاط در درجه اول اهميت مىباشد و چون قواى لشكر جنوب براى انجام اين مقصود مكفى نيست امر داده شد يك قسمتى از لشكر مركز به كمك قواى جنوب اعزام گردد، ولى براى اينكه اجراى اين تصميم با مشكلاتى مواجه نشود لازم است تا رسيدن اين عده به اصفهان شما به وصول اين حكم با نهايت حزم و احتياط به طورى كه احدى از نقشه شما آگاه و مخبر نشود مخفيانه در تحت امر يكى از صاحبمنصبان ارشد و مجرب و لايق خودتان شروع به تمركز قوا در بهبهان نموده و تدريجا پستهاى خودتان را در حدود نواحى معادن و محلهايى كه لوله كشيده شده است مستقر داريد و قوايى كه از مركز مىرسد، در قمشه تمركز داده منتظر دستورات ثانوى باشيد.» (اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٦، ص ٥٢) تاريخ اين سند هم به دليل نبود صفحه اول مشخص نيست ولى به احتمال قوى به اواخر تير و اوايل مرداد و پيش از حادثه شليل مربوط است.
(٤). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٥، ص ٨١.
(٥). روزنامه ايران، شم ١١٨٥، ص ٣.
(٦). روزنامه شفق سرخ، شم ٥٣، ص ٣.
(٧). فرمانفرما، گزيدهاى از مجموعه اسناد ...، ج ٣، ص ١٠٤٩ و ١٠٥٠.