روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١٤٨
خارجه را مطلع كرد كه انگليس به وعده خود مبنى بر انحلال پليس عبادان (آبادان) عمل نكرده است. مضاف بر اينكه كارگرانى را نيز از بين النهرين به اين محل آورده، استخدام كرده است. «نظر به اينكه انتخاب آنها برخلاف قرارداد» به علاوه موجب زحمت و اغتشاش محل شده بود، رسما اقدام و اخراج آنها را خواسته است. ٨
* اقدامات مشاور الممالك درباره ايرانيان فرارى
مشاور الممالك نماينده فوق العاده ايران در دربار مسكو امروز در تلگرافى از مسكو كه از راه لندن به تهران رسيد، نوشت كه به رئيس اداره سياسى قفقاز دستور العملى داده شده كه در استرداد فراريها و جلوگيرى از عمليات آنها اقدامات جدى كند. همچنين در توقيف «كميته نخجوان» اقداماتى صورت گرفته. مشاور الممالك در ادامه يادآور شد كه به قفقاز تلگراف كردهام مراقب اجراى دستورات مسكو به رئيس اداره سياسى قفقاز باشند. ٩
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١١٤٨، صص ١ و ٢.
(٢). سازمان اسناد ملى ايران، سند شم ٢٩٣٠٠١٥٤٨، آرشيو ١٠٣ ظ ٢ ب آ ا، شم ميكروفيلم، ٠٠١٠٠١٥٥.
(٣). سيد حسن كزازى مشهور به اجاق فرزند حاج سيد اسماعيل اجاق در ١٢٤٨ ش به دنيا آمد. تحصيلات او را در حدود مدرسى خواندهاند و او را از منسوبين به طريقه نعمت اللهى دانستهاند. سيد حسن اجاق در دوره دوم مجلس شوراى ملى (آبان ١٢٨٨- دى ١٢٩٠) از كرمانشاه به نمايندگى رسيد. وى در دوره پنجم (بهمن ١٣٠٢- بهمن ١٣٠٤) نيز از كرمانشاه به نمايندگى برگزيده شد و در جناح اقليت كه رهبرىاش با سيد حسن مدرس بود، قرار داشت و از مخالفان سردارسپه و در واقع از مخالفان ماده واحده خلع قاجاريه از سلطنت به شمار مىرفت و در همين اوان كه احمد شاه در اروپا به سر مىبرد رحيمزاده صفوى با وى ديدار كرد و از قول مدرس به احمد شاه گفت كه سيد حسن اجاق تعهد كرده است كه ايلات و مردم كرمانشاه را در موقع عزيمت شاه به كشور آماده نگه دارد.
در اين ايام او رابط بين احمد شاه و سيد حسن مدرس بود چرا كه نامهها و پيامهاى احمد شاه به وسيله رحيمزاده صفوى براى سيد حسن اجاق در كرمانشاه فرستاده مىشد و او اين پيامها و نامهها را به سيد حسن مدرس مىرساند كه اين امر پس از چندى براى قواى انتظامى آشكار شد و او تحت مراقبت قرار گرفت. (مرسلوند، زندگىنامه رجال و مشاهير ايران، ج ١، صص ٨٠- ٧٩).
(٤). فرمانفرما، گزيدهاى از مجموعه اسناد ...، ج ٣، صص ١٠١٤ تا ١٠١٧. سه روز بعد امام جمعه درخواست امير معظم كاكاوند را پاسخ گفت و در نامهاى به عباس ميرزا سالار لشكر حاكم بروجرد پس از مقدماتى يادآور شد كه سردار فاتح كاكاوند (احتمالا همان خير اللّه خان اميراسعد) آدم دروغگو، بىلياقت و بىصداقتى است. او پيشنهاد كرد رهبرى ايل كاكاوند، به ابراهيم خان داده شود. (٧٥/ ١٣٠١، صص ١٠٢٥ و ١٠٢٦) سپردن رياست ايل كاكاوند به سردار فاتح كاكاوند در واقع نوعى جلوگيرى از شورشهاى اين طايفه بود.
(٥). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١٩، ص ٦٠، متن نامه كارپردازى بغداد چنين بود: «سابقا به عرض رسانده بودم كه رافائيل خان كه يكى از رؤساى نصرانيهاى اروميه است به واسطه ضديت با آقا پطرس ملعون چند ماهى در بصره محبوس انگليسها شده و از آنجا پايه ضديت و نفاق محكم شد؛ البته لازم بود مأمورين دولتى استفاده كرده، مهربانى به رافائيل خان و لوازم تهيه تكميل ضديت را به هر شكل است تهيه نمايند.
بنده هم فروگذار نكرده هميشه به هر وسيله بود اين كار را كرده است. و بالاخره رافائيل خان مصمم شد كه به طهران آمده خدمات خوبى به وزارت جليله جنگ تقديم دارد و شرحى هم تلگرافا در اين خصوص به عرض رسانده بودم. بالاخره چون دولت قبول نفرمودند و بنده نمىبايست صريحا به او جواب داده او را مأيوس نمايم ناچار به وعده و وعيد باز مدتى وقت گذراند تا خودش خواست به كرمانشاهان برود كه از آنجا عرايض خود را به عرض برساند. بنده هم چون مىديدم كه از ديگران مأيوس و به كلى سرخورده است بىميل نبودم خدمتى به دولت كرده تشويق شود. بارى وقت حركت از قصر از گارى افتاده پاى او شكست و به حال مردن افتاد. زن و بچه او پناهنده به قونسولگرى شدند. بنده هم يكصد روپيه از خودم به آنها دادم كه رافائيل خان را از قصرشيرين حمل به كرمانشاهان كنند. يكصد روپيه هم براى حركت بچهها دادم. مسلم است كه با آن حال پريشان آنها اين كمكها بىاثر نبوده و به كار دولت خواهد خورد و به نظر بنده اگر وزارت جليله جنگ با او مهربانى نمايد ممكن است [ناخوانا].» (اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١٩، ص ٦١).
(٦). روزنامه ايران، شم ١١٥١، ص ٢.
(٧). فرمانفرما، گزيدهاى از مجموعه اسناد ...، ج ٣، صص ١٠١٧ تا ١٠١٩.
(٨). اسناد وزارت امور خارجه، ٢- ٩- ٥١- ١٣٠١.
(٩). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، سند شم ٣٧٤٧.