روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٣٠٨
ايشان در ارتفاعات بود موفق شديم استحكامات آنان را درهم كوبيده، اما خستگى مفرط نظاميان موجب شد كه بيش از اين نتوانيم به تعقيب آنان پرداخته، شكست قطعى بدهيم. ١٨
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١٢٠٣، صص ١ و ٢.
(٢). قديمى، تاريخ ٢٥ ساله ارتش ...، ص ٩١.
(٣). براى آگاهى از زندگىنامه عبد اللّه بهرامى، ر. ك: همين كتاب، ج ١، ص ٥٥٢.
(٤). عاقلى، روزشمار تاريخ ايران ...، ج ١، ص ١٧٣؛ «فتح قلعه چهريق شهرت عظيمى يافت و در تمام ايالات و ولايات منعكس گرديده، زمينهاى به دست جرايد طرفدار سردار سپه داد كه مدتى روى آن قلمفرسايى نمايند.
تلگرافات تبريك از تمام شهرستانها به رئيس دولت و سردار سپه مخابره شد و در اغلب شهرها از طرف امراى لشكر به افتخار اين فيروزى جشن گرفته، چراغانى نمودند. براى سردار سپه هم كه ظاهرساز بود موقع مناسبى به دست آمد كه روى فتوحات نظاميان آذربايجان و قواى محلى آن تظاهراتى بنمايد. به همين مناسبت ٢٨ اسد ١٣٠١ خورشيدى به افتخار موفقيت اردوى دولتى در آذربايجان حسب الامر وزير جنگ در ميدان مشق «باغ ملى فعلى» جشنى برپا گرديد. تمام افسران در اين جشن شركت كردند و پس از صرف شام از طرف سردار سپه (وزير جنگ) خطابه مهمى ايراد شد كه از نقطهنظر اهميت و روح دماگوژى و به اصطلاح برخى در باغ سبز نشان دادن سردار سپه كاملا شايان توجه است، زيرا منشيان زبردست سردار سپه آن خطابه را بىنهايت خوب تهيه كرده بودند. بيچاره برخى از مردم تصور مىكردند كه آنچه را كه سردار سپه در خطابهاش گفته واقعا معتقد و عمل خواهد نمود. ديگر نمىدانستند كه پشت مار بنفش است و زهر او قتال. و اين كلمات و عبارات شيرين صرفا براى فريب مردم مىباشد و اساسا سردار سپه هم معلومات خواندن و نوشتن پارهاى از لغات و كلمات آن را نداشته است و اين خطابه هم از مغز او تراوش نكرده، بلكه يك سلسله افكارى بوده كه به وسيله منشى زبردستش تحرير شده و به وسيله خطيبى به نام نطق وزير جنگ ايران گرديد.» (مكى، تاريخ بيست ساله ايران، ج ٢، صص ١٥٢ و ١٥٣).
(٥). مكى، تاريخ بيست ساله ايران، ج ٢، ص ١٥٣؛ «بارى، سردار سپه در ٢٨ اسد، به افتخار اين فتح، در باغ جلو قزاقخانه سابق جشنى برپا كرد. در اين جشن، كه تمام افسران حاضر تهران شركت جستند، به اسم خطابه آقاى وزير جنگ، شرح مفصلى خوانده شد، كه من از آوردن عين آن در اينجا خوددارى مىكنم. در اين خطابه اغراقات شاعرانه و تكلفات منشيانه زياد به كار رفته، و حتى از كلمات و جملههاى بىمناسب هم، خالى نيست و چيزى كه در آن خيلى نمايان است، توصيه در وطن پرستى و حماسه گذشت و اميدوارى به آينده است. و فقط در يك مورد ذكرى هم از سلطان احمد شاه رفته است. از لحن اين خطابه «و من من» هايى كه در آن است، پيداست كه نويسنده مىخواهد همه چيز كشور را از پيشرفت قشون وانمود كند و سردار سپه را نماينده آن قرار داده و همه پيشرفتها را به او منصوب دارد. مردم كه اين بيانات را در روزنامهها مىخواندند، مخصوصا به اين جملههاى مقرمط، كه اكثر آنها درخور فهم افسران بىسواد آن روز نبوده، و معنى مقصود به زور از آن استخراج مىشد، مىخنديدند.» (مستوفى، تاريخ اجتماعى و ادارى ...، صص ٥٢٦ و ٥٢٧). براى آگاهى از متن كامل اين خطابه ر. ك: بهار (ملك الشعرا)، تاريخ احزاب سياسى ايران، ج ١، صص ٢٦٧ تا ٢٧١؛ روزنامه ايران، شم ١٢٠٣، (١٣٠١ ش)، صص ١ و ٢.
(٦). روزنامه اتحاد، شم ٢٢٥، صص ١ تا ٣.
(٧). همان، شم ٢٢٥، ص ٣.
(٨). همانجا.
(٩). مكى، تاريخ بيست ساله ايران، ج ٢، صص ١٥٩ و ١٦٠؛ ١٢٣/ ١٣٠١، ص ٢١٣).
(١٠). روزنامه اتحاد، شم ٢٢٤، ص ١.
(١١). همان، ص ٣؛ (٢١٣/ ١٣٠١، صص ٤٠٥ و ٤٠٦).
(١٢). روزنامه اتحاد، شم ٢٢٥، ص ٣.
(١٣). اسنادى از امتياز نفت شمال ...، صص ١٥٢ تا ١٥٤.
(١٤). روزنامه اتحاد، شم ٢٢٧، ص ٣.
(١٥). روزنامه ايران، شم ١٢٠٣، ص ٤.
(١٦). روزنامه اقدام، شم ٧٠، ص ٣.
(١٧). روزنامه ايران، شم ١٢٠٤، ص ٣.
(١٨). روزنامه اتحاد، شم ٢٢٧، ص ٢.