روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١٥٦
در خصوص امنيه به اداره امنيه تعليمات داده شد كه با توافق نظر حضرت والا اقدام نمايند. مسئله هزار تومان اعتبار ماهانه به محض تشكيل كابينه اقدامات و نتيجه اطلاع داده مىشود.» ٥
* انتقاد شفق سرخ از مسافرت شاه به اروپا
روزنامه شفق سرخ در سرمقاله امروز خود با نام «مسئول بحران كيست: شاه يا مجلس؟» بار ديگر مجلس شوراى ملى را عامل اصلى اوضاع كشور دانست و با انتقاد از اينكه چرا شاه در چنين موقعيتى كشور را ترك كرده، نوشت كه احمد شاه علاقهاى به سرنوشت كشور ندارد وگرنه هوس رفتن به فرنگستان نمىكرد. نويسنده سپس به ورود وليعهد به كشور اشاره كرد و پرسيد وليعهد براى چه به فرنگ رفته بود؟ «در آخر كابينه سيد ضياء اين تصميم اتخاذ شد و ما آن وقت در حبس بوده و نمىدانستيم در تحت تأثير چه عواملى ايشان حركت كردند. ولى آنچه معلوم بود يك قصد مقدس، يك نظريه اجتماعى، يك خيال عالى براى خير جامعه و ملت ايشان را به طرف اروپا حركت نداد. فقط اين يك هوس يا يك آرزوى عياشى بيشتر نام نخواهد داشت.» ٦
* گسترش شعب بانك فرانكواتومان
بانك «فرانكواتومان» كه شعبى را در شهرهاى همدان و كرمانشاه تأسيس كرده بود، در حال گشايش شعبه جديد خود در تهران است. اين بانك با سرمايه شركاى انگليس، فرانسه و عثمانى تشكيل شده بود. ٧
* تخريب تدريجى روستاى فيروزه
با تحويل نشدن روستاى فيروزه از طرف دولت روسيه شوروى به ايران كه برخلاف مقررات عهدنامه بود، به دليل عدم مراقبت از تأسيسات آنجا، امكانات موجود در حال از بين رفتن و فرسودگى است. «در اين خصوص از وزارت امور خارجه به سفارت روس مراجعه شده و نيز مجددا تلگرافى هم به آقاى مشاور الممالك در مسكو مخابره شده است.» ٨
* ردّ استعفاى مصدق السلطنه
در پى استعفاى مصدق السلطنه والى آذربايجان كه خواسته بود پس از پذيرش استعفا به سمت تهران حركت كند، منصور الملك كفيل وزارت داخله با اين استعفا مخالفت كرد و غير از اعلام اين موضوع در تلگراف حضورى، تلگرام ديگرى نيز به تبريز فرستاد و مصدق را به ادامه كار دعوت كرد تا بحران فعلى دولت برطرف شود. ٩
* پرسش روزنامه شفق سرخ از وزير جنگ
روزنامه شفق سرخ در شماره امروز خود با اشاره به دو نامه از شاهزاده عضد السلطان كه به دفتر روزنامه رسيده و نسخهاى از آن نيز به وزارت جنگ ارسال شده، سئوال كرد كه «آيا مطلب صحيح است و تحقيقاتى در اين باب شده است؟» يكى از اين دو نامه خطاب به شيخعلى خان بيرانوند و ديگرى خطاب به مردان خان بيرانوند بود كه هر دو توسط عضد السلطان به شورش و ياغىگرى تشويق شده بودند. «در صورت صحت، علت اينكه نسبت به اينگونه مفسدهجويىهايى كه هزارها نفوس زكيه و نواميس مقدسه در نتيجه آن پايمال شد سكوت اختيار كردهاند چيست؟» ١٠
* سخنرانى سايكس درباره كوروش
امروز سرپرسى سايكس در مؤسسه سلطنتى در سخنانى كه عنوانش «بنيانگذارى پادشاهى ايران» بود از كوروش سرسلسله امپراتورى هخامنشيان تمجيد كرد و در وصف او براى حاضران سخن راند. وى در اين سخنان گفت كه كوروش يهوديان را براى يارى خود به كمك گرفت. وى در ادامه با نشان دادن عكسى از مقبره كوروش كه درختى وسط آن روييده بود، گفت در سال ١٩١٦ دستور داد درخت را بريدند و جاى آن را با سيمان پر كردند. خلاصه اين سخنرانى در روزنامه تايمز منعكس شد كه در پاورقى آمده است. ١١
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١١٥٠، ص ١.
(٢). مكى، تاريخ بيست ساله ايران، ج ٢، ص ١٠٧.
(٣). روزنامه ايران، شم ١١٥٠، ص ١.
(٤). اسناد نخستين سپهبد ايران ...، ص ٣.
(٥). فرمانفرما، گزيدهاى از مجموعه اسناد ...، ج ٣، ص ١٠٢٤.
(٦). روزنامه شفق سرخ، شم ٣٢، ص ١. در پى درج اين مقاله دفتر روزنامه شفق سرخ از سوى نظميه محاصره شد. ر. ك: شم ٣٣، ص ١. در مورد آنچه كه على دشتى در اين سرمقاله درباره چرايى مسافرت محمد حسن ميرزاى وليعهد نوشته، برخى منابع مسافرت محمد حسن ميرزا به اروپا پس از سقوط كابينه سيد ضياء را به دليل روابط سياسى و تبانىهاى او با سيد ضياء نوشتهاند. گويا اين دو رابطه پنهانىاى داشتهاند و سيد ضياء مايل بود از او به عنوان جانشين احمد شاه بهره ببرد. «دو هفته پس از سقوط ضياء وليعهد ظاهرا به قصد سفر به اروپا از راه عراق در بغداد با سيد ملاقات كرد.» (شوكت، در تيررس حادثه- زندگى سياسى قوام السلطنه، ص ١٠٢).
(٧). روزنامه شفق سرخ، شم ٣٢، ص ٣.
(٨). همانجا.
(٩). همانجا.
(١٠). همان، ص ١.
(١١). «روز گذشته سرپرسى سايكس در مؤسسه سلطنتى واقع در خيابان البمارل تحت عنوان «بنيانگذارى پادشاهى ايران» سخنرانى داشت. سر پرسى سايكس گفت اين پادشاهى كه توسط كوروش در ٥٥٠ پيش از ميلاد بنيانگذارى شد، بزرگترين پادشاهى جهان تا زمان خود بود و براى نخستين بار در تاريخ، تمدنى از نژاد آريا را به عرصه آورد كه ما به آن بسيار مغروريم. ايران نام بومى پرشيا، شكل ديگرى از واژه آريا است. وى با اشاره به فتح بابل، اظهار داشت كه كوروش يهوديان را براى يارى خود به كار گرفت. آنها نه تنها صرافان خوبى بودند بلكه كار اطلاعاتى خوبى نيز ارائه كردند. وى گفت هنگامى كه كودك بوده است، به هنگام خواندن عزرا و نحميا، با اين پرسش روبرو بوده است كه چرا كوروش تا اين اندازه با يهوديان خوشرفتار بوده است و علاوه بر همه اينها چرا بشقابهاى بسيار ارزشمند زرين و سيمين كه ويژه خدمت در معبد بودند، به ايشان داد. وى گفت كه فكر مىكند توضيح اين امر را بايد در خدمتى كه آنها به كوروش كردهاند يافت. سرپرسى سايكس گفت به عنوان يك سرباز، نحوه جنگيدن كوروش را شگفتانگيز مىداند. كوروش پس از شكست كروسوس، به جاى آنكه به شيوه رايج در جنگ كه تا همين اواخر هم مرسوم بود، به پادگان زمستانى برود، او را تعقيب كرده، بار ديگر او را در سارديس شكست مىدهد. سرپرسى سايكس هنگام سخن گفتن درباره ستايش آتش به عنوان نمادى الهى از سوى ايرانيان، اشاره به چاههاى نفت در ايران كرد. وى گفت در آنجا مكانهايى بوده است كه اگر بيش از چهار اينچ مىكنديد، فوارهاى از آتش شعله مىكشيد. يكى از تصاوير جالبى كه هنگام سخنرانى به نمايش گذاشته شد، نمايى از آرامگاه كوروش بود كه درختى در وسط بناى آن روييده بود. سرپرسى سايكس گفت كه وى اين درخت را از بيم وارد كردن خسارت در ١٩١٦ برچيده است و حفره به جا مانده از آن را با سيمان پر كرده است. او اظهار اميدوارى كرد كه از اين پس اين آرامگاه تا چند قرن آينده در امان باشد.»