روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٨٠
قشون و نظميه، ص ٥٨٥؛ و نيز ر. ك: پاورقى معين نايب در پايين).
______________________________
(١٣). آسپيران- اسپيرانaespiran / اسپرانaesperan / آسپيرانaspiran [فرانسه]. آسپيران: صاحبمنصبى پايينتر از
نايب و بالاتر از وكيل؛ ستوانيار. سمت آسپيران خود شامل سه درجه بود؛ آسپيران اول:
صاحب بالاترين درجه در مرتبه آسپيران. آسپيران دوم: صاحب دومين درجه در مرتبه
آسپيران، ميان آسپيران اول و آسپيران سوم. آسپيران سوم: صاحب پايينترين درجه در
مرتبه آسپيرانى. آسپيرانها معمولا فرماندهى رسدها (واحد پياده كوچكتر از دسته يا
گروهان و بزرگتر از بهره يا جوقه) را برعهده داشتند. (مدرسى و ديگران، فرهنگ
اصطلاحات دوره قاجار قشون و نظميه، ص ١٧).
(١٤). معين نايب: صاحب درجهاى ميان صاحبمنصب و صاحبمنصب جزء يا ميان نايب و وكيل؛ افسريار. هر بريگاد داراى يك اداره ذخيره تحت اوامر يك نفر معين نايب بود. (مدرسى و ديگران، فرهنگ اصطلاحات دوره قاجار قشون و نظميه، صص ٥٦٥ و ٥٨٥).
(١٥). وكيل: صاحب مرتبهاى بالاتر از سرجوقه و پايينتر از نايب يا وكيل باشى؛ گروهبان. وكيل معمولا فرماندهى بنه درجه اول را عهدهدار بود.
خود وكيل داراى مراتبى بود: وكيل اول، وكيل دوم، وكيل سوم. (مدرسى و ديگران، فرهنگ اصطلاحات دوره قاجار قشون نظميه، ص ٦١٥).
(١٦). سرجوقه: صاحب پايينترين مرتبه نظامى، ميان وكيل و سرباز.
سرجوقهها در راست و چپ رسدها همقطار سرباز در صف اول مىايستادند. در هر دسته هم هشت نفر سرجوقه لازم بود. (مدرسى و ديگران، فرهنگ اصطلاحات دوره قاجار قشون و نظميه، ص ٣٢٦).
(١٧). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٥، ص ٢٧.
(١٨). همان، پ ٥، ص ٣١.
(١٩). همان، پ ٥، ص ٢٧.
(٢٠). همان، پ ٥، ص ٢٦.
(٢١). رئيس اركان حرب كل قشون سرتيپ امان اللّه جهانبانى بود كه پس از مأمور شدن به آذربايجان براى سركوب سيميتقو، امير موثق نخجوان به جاى او و با عنوان كفيل اركان حرب كل قشون منصوب شد.
(٢٢). على رضا خان بهادر السلطنه فرزند هژير السلطنه (بزرگترين خان خانواده حاجى ايلخانى) بود. اطلاعاتى كه از او در دست است نشان مىدهد كه در اواخر ١٣٣٠ ق سركرده ٢٠٠ تن از قراولان طايفه زرآسوند و اسموند را عهدهدار بود. اين طوايف كه نسبت به تمام طوايف بختيارى بهترين اسلحه را در اختيار داشتند براى تأمين راه لنچ، راهى كه انگليسيها كشيده بودند، انتخاب و مأمور شدند كه در آن حدود مستقر شده، امنيت رفت و آمد قافلهها و كاروانها را تأمين نمايند. (كتاب آبى، ج ٨، ص ١٩٩١).
(٢٣). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٥، ص ٣٠.