روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٤٤٩
امن عام؛ ميرلوآ صديق قادرى پاشا، مفتش حكومت كردستان؛ رئيس عدليه هنوز معرفى نشده است. ٧
* اتهام به اختلاس
حكمران رشت مىگويد ماژور مدبر الملك در زمان رياست خود بر نظميه اين منطقه ٢٣ هزار تومان از اداره ماليه دريافت كرده و بىآن كه حسابى پس بدهد به حكومت لاهيجان منصوب شده و اكنون با شاكيان فراوان روبهروست. تحقيقات نشان داده كه وى حقوق پنج ماهه آژانها را نداده است. اما مدبر الملك مدعى است هفت هزار تومان حقوق به آژانها داده و ١٦ هزار تومان بقيه را هم هزينه كرده است. ٨
* فرزند سپهدار اعظم در راه آلمان
فتح اللّه اكبر (سپهدار اعظم)، امروز در نامهاى به سيد حسن تقىزاده، رئيس هيأت اعزامى ايران به مسكو، خبر داد كه محسن، پسرش را براى تحصيل راهى آلمان كرده تا از راه مسكو به آن كشور برود. «تحت رياست عاليه حضرتعالى هيأتى به نام هيأت سرپرستى محصلين ايرانى در برلن تشكيل شده است.» سپهدار اعظم نوشت كه خرج ساليانه طبق اعلام پيشين براى هر محصل ايرانى شصت ليره است؛ «يكصد ليره به اسم حضرتعالى برات گرفته لفا تقديم داشتم كه در صندوق هيأت سرپرستى محصلين امانت گذارده شود. هر وقت باز پول لازم شد به بنده اطلاع دهند، فرستاده شود.» ٩
[تصوير] فتح اللّه اكبر (سپهدار رشتى)
* مرگ سردار مقتدر طالش
روزنامه اتحاد در شماره امروز خود خبر داد كه سردار مقتدر طالش در خلخال ناگهانى فوت كرده، جنازه او را از خلخال به طالش بردهاند. ١٠
______________________________
(١). ابراهيم سعيد العلماء شمس لاريجانى به
سال ١٢٨٦ ق در شهر آمل به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتى و علوم قديمه را در زادگاهش
فراگرفت. سپس در سال ١٣١٢ ق براى تكميل تحصيل به تهران آمد و در آنجا فقه، اصول،
علوم فلسفه و منقول را از محضر استادانى همچون شيخ على مدرس نورى، ميرزاى جلوه،
ميرزاى آشتيانى و حاج شيخ عبد النبى نورى بهره برد. او در سال ١٣١٦ ق با اجازه
بعضى از علماء به مديريت خود مدرسه قدسيه را كه بعدها به اقدسيه تغيير نام يافت
تأسيس كرد و افزون بر اين كلاس شبانه نيز داير نمود و در آن به تدريس حقوق بين
المللى و حقوق اساسى پرداخت. او در كلاسهاى تدريس، اذهان محصلين را به تغيير رژيم
حكومت و گسيختن زنجير استبداد و لزوم مشروطيت متوجه ساخته، اغلب رسالههاى ملكم
خان را بدون اسم بردن صاحب آن به شاگردها ديكته مىداد. با بلند شدن صداى مشروطيت
در انجمن اتحاديه طلاب به همراه جمال الدين واعظ و ملك المتكلمين به عنوان عضو
عامل و مؤثر خدماتى به مشروطه نمود و در ترغيب و تشويق ديگران نسبت به تأسيس بانك
ملى همت به كار بست. او با بردن شاگردان مدرسه اقدسيه به مجلس و ايراد سخنرانى در
همين قضيه وكلاى مجلس را نيز تحت تأثير قرار داد. سعيد العلماء پس از دولتى شدن
مدارس، آموزشگاه اقدسيه را به وزارت معارف و اوقاف واگذار نمود و چند سالى خود
مديريت مدرسه سيروس، تجارت و عضويت شوراى عالى فرهنگ و رياست اداره تحقيق اوقاف را
برعهده گرفت. او بعدها به علت كسالت مزاج از خدمت دولت بازنشسته شد و سرانجام در
١٣٣٣ ش درگذشت. از آثار مكتوب به جا مانده از وى مىتوان به جواهر الايمان در اصول
عقايد، ترجمه انجيل برنابا از عربى به فارسى، تعليم الحروف و تركيب الحروف و
مقابله و تصحيح كتاب منازل السائرين خواجه عبد اللّه انصارى با همكارى ميرزا محمد
طاهر تنكابنى اشاره كرد. (مشار، مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى، ج ١، ص ٦٧؛
اثرآفرينان، ج ٣، ص ٢٤٥؛ شايان، شرح حال رجال معاصر مازندران، صص ١٦- ١٤).
(٢). روزنامه شفق سرخ، شم ٨٣، ص ١.
(٣). اسناد وزارت امور خارجه، ٩٨- ٦- ١٥- ١٣٠١.
(٤). همان، ٤- ٣٤- ٣٢- ١٣٠١.
(٥). «بالاخره انگليسها براى رفع غايله و اسكان اكراد صلاح ديدند كه يك نوع استقلال به آن مملكت داده و شيخ محمود را به حكومت كردستان انتخاب نمودند. مشار اليه از خانواده نجيب كردستان و از اولاد كاكا احمد شيخ است. اكراد نسبت به اين خانواده عقيدت و ارادت دارند و خود شيخ محمود هم مانند اسلاف خود دعوى طريقت و ارشاد مىكند و نزد اكراد متنفذ و محترم است. انگليسها اين شخص را نفى و تبعيد كرده بودند. تقريبا يك ماه قبل او را مرخص و حكومت كردستان را به وى واگذار كردند. در وقت اغتشاش كردستان كه انگليسها مجبور به عقبنشينى شده بودند، برادر او شيخ قادر را به حكومت آنجا منصوب نمودند. عشاير اكراد از شيخ محمود استقبال شايانى نموده از حكومت او اظهار بشاشت و خوشوقتى نمودند و صاحبمنصبان نظامى اكراد كه در قشون عراقى مستخدم بوده اغلب خارج و داوطلبانه مهياى دخول در خدمات نظامى كردستان شدند. فعلا كليه ادارات كردستان از مأمورين اكراد تشكيل يافته، فقط يكى دو نفر مستشار انگليسى با شيخ محمود خواهد بود. بيرق تازه كردستان پارچه سبز مستطيلى است كه ماه سرخ و ستاره سفيدى در ميان دارد. كردستان به اين تمهيد از عراق عرب مجزا شده و سابق بر اين هم اسما جزو عراق ولى مراجعات آن مستقيما با اداره كميسر عالى انگليس بود. على الظاهر صفحه كردستان از حكومت شيخ محمود تسكين يافته تا بعد چه پيش آيد. خوب است اولياى دولت بذل توجهى به كردستان ايران فرموده، مجال به حريف ندهند كه افكار عشاير سرحدى را مسموم و آنها را به دعوى استقلال و منضم شدن به حكومت مستقله كردستان تحريك نمايند.» (اسناد وزارت امور خارجه، ٧٩- ١١- ٤٧- ١٣٠١).
(٦). روزنامه اقدام، شم ٨٨، ص ٢.
(٧). اسناد وزارت امور خارجه، ٦٣- ١١- ٤٧- ١٣٠١.
(٨). روزنامه ايران، شم ١٢٤٤، ص ٣.
(٩). نامههاى تهران ...، صص ٧٧ و ٧٨.
(١٠). روزنامه اتحاد، شم ٢٥٣، ص ٢.