روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١١١
چهار لقب پس از تصويب شاه داده شد: انتظام السلطان به محمد على خان، امين الممالك به ميرزا منصور خان، اعتماد همايون به شعبان خان سرهنگ، حشمت لشكر به حسين خان (پسر حاجى حشمت لشكر سمنانى) اعطا گرديد. ٧
* چپاول در راه آباده به شيراز
روزنامه اتحاد در شماره امروز خود خبر داد كه «گارى بيست و يك فوق العاده كه از اصفهان مىآمده است در پنج فرسخى آباده با سارقين مواجه شده محمولات گارى را با پنج رأس اسب به سرقت برده كه يك اسب را هم تلف كردهاند.
يك نفر از مسافرين را مجروح نموده، بقيه را برهنه مىكنند.» خبر ديگر آنكه دزدها به باغ حاج محمد مهدى تاجر اصفهانى كه وصل به شهر است، زده، اسباب و اثاثيه آن را بردهاند. ٨
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١١٣٦، ص ١.
(٢). روزنامه اتحاد، شم ١٦٤، ص ١.
(٣). روزنامه ايران، شم ١١٣٦، ص ١.
(٤). همانجا.
(٥). امير خان امير اعلم فرزند على اكبر خان معتمد الوزراه به سال ١٢٥٦ ش/ ١٢٩٤ ق در تهران به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتى خود را در ايران، تركيه و سوريه به اتمام رساند و در دانشكده پزشكى بيروت ادامه تحصيل داد. او در اواخر سال ١٣١٧ ق عازم فرانسه شد و پس از تحصيل در دانشگاه ليون فرانسه به دريافت ديپلم دولتى از آن دانشگاه نايل آمد.
همچنين در حين تحصيل در ١٩٠٢ م در كنفرانس بين المللى راجع به بيماريهاى آميزشى و سال بعد در كنفرانس بهداشت بين المللى راجع به مسائل قرنطين به نمايندگى دولت ايران شركت كرد. او در اين كنفرانس با تلاش فراوان بندر بوشهر را به عنوان بندر صحى رسمى ايران شناساند و به دنبال همين اقدام از طرف دولت فرانسه نشان درجه اول علمى و نيز از طرف ايران به وابستگى سفارت شاهنشاهى در پاريس و نشان درجه سوم شير و خورشيد نايل آمد. در سال ١٩٠٤ م با رتبه سروانى در دانشكده طبى نظامى پاريس موسوم به «والدوگراس» وارد شد و مدت دو سال طب نظامى را تحصيل كرد. او در ضمن به عنوان نماينده نظامى ايران در مراسم عروسى وليعهد سابق آلمان شركت كرد و به اخذ نشان «تاج پروس» از درجه سوم نايل آمد. امير اعلم به سال ١٩٠٦ م/ ١٣٢٣ ق به ايران بازگشت و به استادى تشريح در مدرسه طب و عضويت مجلس حفظ الصحه دولتى انتخاب گشت. در دومين دوره مجلس شوراى ملى از حوزه انتخابيه تهران نماينده شد و قانون طبابت را با مساعدت پزشكان ديگر از جمله شاهزاده لسان الحكما به تصويب مجلس رساند. وى در سال ١٣٢٨ ق با درجه سرتيپى به رياست بهدارى ارتش انتخاب شد و براى ارتش، بهدارى مرتب و منظم طبق اصول جديد تأسيس نمود.
امير اعلم در ١٣٣٠ ق تنظيم تشكيلات بهدارى ژاندارمرى تازه تأسيس را بر عهده گرفت و در اين دوره «بيمارستان نظامى احمديه» را به نام پادشاه وقت تأسيس نمود. او سپس در سال ١٣٣٥ ق بيمارستانى براى زنان و كودكان داير ساخت. متعاقب همين به پاس زحماتى كه در تأسيس بهدارى ارتش متحمل شده بود به دريافت رتبه و حمايل نشان سردارى مفتخر گرديد و نيز از طرف احمد شاه قاجار به سمت طبيب حضور همايونى و رياست مجلس حفظ الصحه دولتى منصوب گرديد. در سال ١٢٩٦ ش به مشهد رفت و بيمارستان مخروبه حضرتى را با درآمد مطب شخصى خود ترميم و تجهيز نمود. او در ١٣٣٨ ق به عضويت شوراى ملى فرهنگ درآمد و در همان سال به وزارت فوايد عامه رسيد. همچنين در دوره چهارم به نمايندگى مردم مشهد و به سمت نايب رئيس دوم مجلس انتخاب شد و سپس به وزارت فرهنگ انتصاب يافت. او در سال ١٣٠٢ ش پس از ١٧ ماه تلاش جمعيت خيريه شير و خورشيد سرخ را داير ساخت و خود نيابت رياست آن را پذيرفت. در اين دوره كمكهاى شايانى به آسيبديدگان نقاط مختلف كشور شد. در دوره پنجم مجلس شوراى ملى بار ديگر از طرف حوزه انتخابيه مشهد به نمايندگى برگزيده شد و در ضمن رياست بهدارى كل كشور را بر عهده گرفت. در سال ١٣٠٤ ش به سمت طبيب مخصوص احمد شاه و پس از روى كار آمدن رضا شاه به عنوان طبيب مخصوص او نيز منصوب گرديد. رياست تالار تشريح دانشكده پزشكى، كارمند پيوسته و رئيس كميسيون پزشكى فرهنگستان، نايب رئيس فرهنگستان، استاد كرسى كالبدشناسى و رياست دانشكده پزشكى از ديگر سمتهاى او بود. وى در سال ١٣٢٧ ش به وزارت بهدارى انتخاب شد ولى به علت كسالت پس از مدت كوتاهى كنار گرفت. در سال ١٣٢٩ ش به درخواست خود بازنشسته شد و طبق رأى شوراى دانشكده در زمره استادان افتخارى دانشكده درآمد. وى در دورههاى اول، دوم و سوم سنا سناتور انتصابى از سوى محمد رضا شاه بود و سرانجام در ١٣٤٠ ش از دنيا رفت. (تاريخ طب و طبابت در ايران ...، ج ٢، صص ١٢٨- ١٢٣؛ موحدى، زندگىنامه پزشكان نامآور معاصر ايران (٢)، صص ٤٧- ٤٣).
(٦). روزنامه ايران، شم ١١٣٦، صص ١ و ٢؛ همان، شم ١١٣٧، ص ٢.
(٧). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٦، ص ١٠٩، ١٥٦، ١٥٨ و ١٦٠.
(٨). روزنامه اتحاد، شم ١٦٤، ص ٢.