روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٣٥٨
كار ثبت مشغول شد. از ديگر شغلهاى وى مىتوان به موارد زير اشاره كرد: دفتردارى در دفتر مركزى، دفتردارى جنرال قونسولگرى بغداد ١٣٢٨ ق، دفتردارى مركزى ١٣٣٠ ق. (سليمانى، القاب رجال دوره قاجاريه، ص ٢٧؛ ممتحن الدوله، رجال وزارت خارجه در عصر ...، ص ١٨٤).
______________________________
(١٠). اسناد وزارت امور خارجه، ١٤٢- ١١- ٤٧-
١٣٠١. موضوع حمله تركها به عراق از آنجا ناشى مىشد كه «نيروهاى تحت فرماندهى
مصطفى كمال پاشا، يونانيها را از آناتولى بيرون كنند و به سمت داردانل پيشروى
نمايند و به نظر مىرسيد كه جنگ بين بريتانيا و تركيه- كه شايد از جانب روسيه
حمايت مىشد- قريب الوقوع بود.» لورين، شيخ خزعل و پادشاهى ...، ص ٤٧).
(١١). نصر اللّه خان خلعتبرى، ملقب به اعتلاء الملك، در ١٢٨٨ ق در تهران به دنيا آمد. پدرش ميرزا شكر اللّه خلعتبرى معروف به نامهنگار در وزارت امور خارجه به كارنامهنگارى اشتغال داشت. پس از اخذ ديپلم در علوم رياضى از دار الفنون تهران، در ١٣٠٨ ق به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و در اداره محاسبات مشغول به كار شد و در ١٣١٦ ق لقب اعتلاء الملك گرفت. پس از فتح تهران، در ١٣٢٧ ق، به دست مشروطهخواهان و فرار محمد على شاه، اعتلاء الملك به عضويت محكمه قضاوت عالى درآمد. كار اين محكمه، محاكمه مخالفان مشروطه بود كه به حكم آن كسانى چون آيت اللّه شيخ فضل اللّه نورى و ميرهاشم تبريزى (دوهچى) به دار آويخته شدند ...
اعتلاء الملك در ١٣٢٩ ق مدير و رئيس اداره عثمانى وزارت خارجه شد و پس از چندى معاونت اول كميسيون سرحدى ايران و عثمانى را عهدهدار گرديد و به نمايندگى از سوى ايران براى تعيين مرزهاى غربى ايران با كشور عثمانى به عثمانى سفر كرد. دولت عثمانى در الحاق بخشهايى از خاك ايران به كشور خود پافشارى مىكرد. در اين زمينه اعتلاء الملك كارى از پيش نبرد و سرانجام با وساطت روس و انگليس تفاهمنامه مرزى ميان ايران و عثمانى در ١٣٣١ ق امضا شد. او در آن ايام رئيس كميسيون فنى و سيّار سرحد ايران و عثمانى بود. اعتلاء الملك خلعتبرى در ١٣٣٦ ق، در كابينه وثوق الدوله به رياست اداره انگليس وزارت امور خارجه منصوب شد و در ١٣٣٧ ق به هنگام عقد قرارداد ١٩١٩ م از فعالان و موافقان آن قرارداد بوده است. در آن ايام نصرت الدوله فيروز وزير امور خارجه بود كه دو روز پس از عقد قرارداد به اروپا رفت و در غياب او اعتلاء الملك مدت كوتاهى كفالت وزارت امور خارجه را برعهده گرفت.
اعتلاء الملك سپس در جريان ترميم كابينه به وزارت ماليه رسيد. در دى ١٣٠٠، پس از تأسيس سفارت ايران در كابل، وزير مختار آنجا شد و تا ١٣٠٥ ش در آن سمت ماند. در خرداد همان سال حكمران كردستان شد و سه سال بعد به نمايندگى ايران در كميسيون سرحدى ايران و تركيه منصوب گرديد.
اعتلاء الملك خلعتبرى در ٢٨ بهمن ١٣٠٨ سفير كبير ايران در افغانستان شد و حدود سه سال آن سمت را حفظ كرد. مدتى از كارهاى دولتى بركنار ماند و در ١٣٢٤ ش در كابينه ابراهيم حكيمى (حكيم الملك) به وزارت كشاورزى رسيد. در ١٣٢٨ ش در نخستين دوره مجلس سنا به عنوان سناتور انتخابى از تهران برگزيده شد و تا آخر عمر- ٢٦ مهر ١٣٤١- در آن سمت ماند. او را در امامزاده عبد اللّه تهران به خاك سپردند.
فرزند وى عباسعلى در دوران سلطنت محمد رضا پهلوى مدتى وزير امور خارجه بود. (سياستگزاران و رجال سياسى در ...، صفحات متعدد؛ ممتحن الدوله، رجال وزارت خارجه در عصر ...، ص ٩١).
(١٢). اسناد وزارت امور خارجه، ١٢- ١- ٢٦- ١٣٠١. «در باب اشاعه زبان فارسى در اين صفحات در جواب راپورت اين سفارت مقرر فرموده بودند كه نظريات خود را مجددا به عرض رساند. اين است كه نظر به اهميت موضوع يك دفعه ديگر عرض مىكنم كه تركها مسلما بعد از فراغت از گرفتاريهاى كنونى خود به مقام انتشار زبان تركى در اين صفحات برآمده و خودكشيها خواهند كرد ولى مسلما اشكالاتى كه براى آنها موجود است براى ما نيست و ما مىتوانيم خيلى زودتر از آنها به مقصود خود نائل شويم. زبان تركى امروز را نمىتوان تركى صرف دانست و معتقد شد كه بدون دانستن فارسى مىتوانند آن زبان را خوب بياموزند در اين صورت اگر ما پيشدستى به آنها نماييم البته پيش خواهيم افتاد. بهطورى كه در همهجا معمول است اين مقوله كارها از امور عاديه به شمار نرفته و كار مستخدمين دولت نيست. مردمانى هستند كه شور و هوس اين مقوله امور را در سر دارند و بدون آنكه كسى آنها را مجبور نمايد در اين رشتهها كار مىكنند و بالاخره متخصص مىشوند. دولت اولا بايد از اين مقوله اشخاص به دست آورد. و آنها را بدين كار بگمارد و در موقع ضرورت خرج مسافرتى به آنها داده و به تركستان و افغانستان و هندوستان بفرستد.
از تركها تا حال چندين نفر از اين مقوله جوانان به اين صفحات آمده و مشغول مطالعات شده و تعصب بعضى از آنها در كار به اين اندازه است كه براى جلب افغانها به طرف تركيت لفظ (پشتو) را به عقيده بنده (پشت كوه) و به عقيده افغانها (پژوتن) شاهنامه است (بش توق) تركى كرده و مىگويند دهى بوده است كه پنج زوج گاو در آن كار مىكرد. ثانيا تأسيس يك يا دو روزنامه با حروف بسيار خوانا كه مندرجات آنها عام المنفعه بوده و از هرگونه مطالب سودمند داشته باشد مىباشد كه كار اين روزنامه فقط مبنى بر پروپاگاند زبان باشد. اين روزنامهها را مثل سيل بايد بيرون آورد. به اسم اشخاص منور الفكر تركستان و افغانستان و هندوستان فرستاد و در فكر آن نبود كه اگر وجه آبونمان نرسد و روزنامه را نفرستد.
ثالثا در مدرسه سياسى چند اطاق براى محصلين شبانهروزى تعيين فرموده و عجالتا چهار نفر از كردستان و چهار نفر از افغانستان دعوت نمايند كه در آن مدرسه تحصيل نمايند. مسلم مىدانم كه اين شاگردها وقتى به مملكت خود برگردند اهميت آنها بيشتر از شاگردانى كه در فرنگ از اين ممالك تحصيل كردهاند خواهد بود و اينها براى آن مملكتى كه در آن تحصيل كردهاند صاحب علاقه خواهند شد و رفتهرفته رشته اداره كردن اين مقصود كاملا به دست خواهد آمد. تمام سياستمداران عالم اتحاد اسلام، اتفاق شرق وسطى را قريب الوقوع مىپندارند. دولت علّيه بايد از حالا به فكر آن روز بوده و تلاش نمايد كه به همان دليل طبيعى كه ايران مركز آن اتحاد خواهد بود زبان فارسى هم زبان مركزى اتحاد شرق وسطى و اسلام شود. البته به عرض رسيده است كه در هندوستان يك حزب بزرگى پيدا شده و مىگويند بايد زبان اردو را كه ريشه آن فارسى است متروك نموده و زبان هندوستانى را رواج داده و عمومى نمود.
مسلمانان هنديان بر ضد اين عقيده شب و روز كار مىكنند. يكى از اشخاصى كه كاملا بر ضد زبان اردو بود خود گاندى معروف بود و نيز همين احساسات در افغانستان پيدا شده است كه مىخواهند فارسى را از رسميت انداخته و زبان پشتو را زبان رسمى نمايند. اينها همه براى آن است كه كسى از ايران در فكر اين مسائل نبوده و ابدا يك قدم هم به طرف اصلاح زبان و الفباى آن برنداشته. بلى؛ شخص تا وقتى كه در مملكت است به اين مقوله مطالب اهميت نمىدهد ولى در اين صفحات كاملا معايب را مىبينم. و هنديها كه بر ضد زبان اردو شدهاند به صورت ظاهر ايرادشان بر اسلوب خط آن و نبودن اعراب جزو كلمه [و] خوانده شدن يك كلمه به چندين قسم و اشكال آموختن آن براى اجانب مىباشد.
تركها را هم ملاحظه مىفرماييد كه چهقدر به اين امر اهميت داده و مىگويند تا اين الفبا در تركيه موجود است ترقى ترك ممكن نيست و البته طولى نخواهد كشيد كه فكرى براى خود خواهند نمود. بنده آن قدرها تند نيستم كه عرض كنم به كلى الفبا را بايد تجديد كرد ولى آن قدر هم كنسرواتور نيستم كه بگويم الفباى اسلامى امروزه را نبايد دست زد. به همان دليلى كه احتياجات حروفاتى را مثل (چ) و (ژ) و غيره داخل الفباى عربى نموده است به همان دليل عرض مىكنم كه اعراب بايد حتما جزو همين الفبا بشود و اين نه كار مشكلى است و نه باعث تغيير الفباى اسلامى مىشود. اگر حروفات را در حال نصبى به الف و جرّى به ها و رفعى به واو بنويسند و بعضى قواعد مختصر ديگر وضع نمايند كه اعراب جزو كلمه شود همين الفبا قابل خواهد بود كه تمام دول اسلامى اين تغيير را قبول نموده و مجرى دارند. ايرانى كه هميشه بهترين كتب زبان عربى را نوشته و بهترين ادبيات آن را ايجاد كرده است دليلى ندارد كه امروز به مقتضيات وقت الفبا را اصلاح نكند و حساسيت خود را يك دفعه ديگر بروز ندهد. بارى اين مسئله خيلى قابل توجه است و اميدوارم وزارت جليله به خوبى پى به منويات بنده در عرض اين راپورت مختصر برده و با وزارت جليله معارف تبادل فكر جدى فرموده و به مقام اقدامات سودمندى برانيد. من دعا كردم جبرئيل امين آمين گفت. اعتلاء الملك.» (اسناد وزارت امور خارجه، ١٢- ١- ٢٦- ١٣٠١).
(١٣). اسنادى از امتياز نفت شمال ...، ص ٢٠١.