روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٨٢
* مخالفت روحانيان نجف با وصايت انگليس بر عراق
در جلسهاى كه روحانيان نجف در مسجد هندى اين شهر برپا كردند، با وصايت انگليس بر كشور عراق مخالفت كرده و خواستار لغو معاهده اخير بين عراق و انگلستان شدند.
محمد حسن بديع ١١ كارپرداز ايران در كربلا در گزارشى كه امروز به ايران فرستاد ضمن اشاره به اين موضوع نوشت «آنچه در افواه شايع است در اين اجتماع سه مطلب تقاضا شده: برداشتن مستشاران انگليسى از دواير حكومت عراق، تغيير اجزاى دربار ملك فيصل و تبديل كابينه عراق، رفض و الغاء وصايت انگليسى و هرگونه معاهده كه مضر به استقلال عرب باشد.» ١٢
* انعكاس درخواست علماى اصفهان به رئيس مجلس
قوام السلطنه رياست وزراء امروز نسخهاى از تلگراف رسيده از علماى اصفهان را به امضاء «اتحاديه علماء» براى رياست مجلس شوراى ملى فرستاد. مؤتمن الملك هم كه پيش از اين چنين نامهاى از آقا شيخ نور اللّه اصفهانى و ديگر روحانيان اصفهان دريافت كرده بود نوشت كه قبلا به اين نامه پاسخ داده شده است.
[تصوير] از راست: آقانجفى و حاج آقا نور اللّه اصفهانى
در اين نامه علماى اصفهان خواستار لغو قانون جزاى عرفى و حفظ قوانين اسلامى شده بودند. «نسبت به اصل دوم قانون اساسى هم خاطرنشان شد كه مطابق مفاد اصل مذكور بايد خود آقايان علما انتخاب و اسامى را معرفى كنند تا انتخاب بشود.» ١٣ كه منظور همان نظارت پنج مجتهد بر تصويب قوانين بود.
* نبود نيروى نظامى در استرآباد و نگرانى حاكم
به دنبال انحلال سازمان ژاندارمرى و خروج عدهاى از آنها از استرآباد، نزديك به ٦٠- ٥٠ نفر قزاق براى محافظت از شهر مشغول به كار شدند، اما «عباس خان امير پنجه براى شرارت تراكمه خيلى متوحش است.» اگر عدهاى نظامى براى كمك دادن به قواى موجود در شهر نرسند امكان دارد وى «از حكومت مستعفى» شود. او براى جبران اين كار مجبور شده ٢٠ نفر از تركمانها را به عنوان قزاق به شهر آورده، ماهى سه هزار تومان به آنها بدهد تا فقط از ديوانخانه محافظت كنند.
«شب و روز طايفه جعفربايى و آتابايى تاختوتاز دارند.» ١٤
* تخصيص اعتبار براى كشيدن راه
وزارت فوايد عامه در تصميمى تازه مقرر كرد صد هزار تومان از درآمد راههاى شمال براى ساخت و تعمير راهها اختصاص يابد. يكى از آنها جاده فيروزكوه- مشهدسر و ديگرى دماوند- آمل بود.
رئيس سابق طرق شمال مسيو تكاتكين و مهندس مسيو دهان مأمور شدهاند پس از بازديد و بررسى اين راهها گزارش دهند و پس از تصويب عمليات راهسازى شروع شود. اين كار پيش از زمستان بايد آغاز شود. در فصل زمستان تسطيح راه ورامين در دستور كار قرار دارد. ١٥
* تقاضاى معافيت گمركى
وزارت معارف در نامهاى به اداره كل گمركات تقاضا كرد اقلام وارداتى براى انستيتو پاستور شامل سرم و واكسن و ديگر مواد شيميايى مورد نياز اين مؤسسه از پرداخت ماليات گمركى معاف شود. ١٦
______________________________
(١). عاقلى، رضا شاه و قشون متحد الشكل، ص
١٦٩.
(٢). براى آگاهى از زندگى سرتيپ ظفر الدوله، ر. ك: همين كتاب، ج ١، ص ٤٦٣.
(٣). محمود پولادين به سال ١٢٦٤ ش به دنيا آمد. پدرش سرهنگ حسن خان كفرى از قزاقخانه به علت سياسى اخراج شد. محمود پس از تحصيلات مقدماتى وارد مدرسه قزاقخانه شد. اما قبل از اتمام تحصيل اخراج گرديد.
با سازماندهى تشكيلات ژاندارمرى در ١٢٩٠ ش وى به علت سابقه نظامىگرى به استخدام ژاندارمرى درآمد و پس از تحصيل در آموزشگاه ژاندارمرى با درجه نايب دومى (ستوان دو) به خدمت فراخوانده شد.
پولادين در جنگ جهانى اول به همراه عدهاى از افراد ژاندارم و افسران عازم غرب كشور شد. با افزايش نفوذ آلمانيها در تهران كه پيشروى نيروهاى روسى مستقر در قزوين به تهران را به دنبال داشت و منجر به مهاجرت نمايندگان مجلس و مليون شد همراه با مهاجرين به قصرشيرين رفت و در آنجا با همراهى افسران ايرانى، شيلاندر افسر سوئدى ژاندارمرى را به اتهام ارتباط با كنسول انگليس در اصفهان دستگير كرد.
متعاقب همين كلنل پوپ افسر آلمانى، پولادين و چندى از افسران ارشد هنگ اصفهان را بازداشت و به بغداد تبعيد كرد. با پايان جنگ جهانى اول در ١٢٩٨ ش به ايران بازگشت. او به هنگام قيام مسلحانه الموت، فرماندهى ژاندارمرى قزوين را به عهده داشت و پس از كودتاى سيد ضياء الدين طباطبايى به مدت كوتاهى آجودان مخصوص او بود. وى در فروردين ١٣٠٠ با درجه ماژورى (سرگردى) حاكم نظامى كرمانشاه شد و براى سركوب و دستگيرى صارم الدوله، والى كرمانشاه به آنجا مأموريت يافت. در پاييز همان سال به عنوان فرمانده گروهان مسلسل از طرف دولت براى سركوب شورش اسماعيل آقا سيميتقو به آذربايجان رفت و در شرفخانه مستقر شد. در همين هنگام ماژور ابو القاسم لاهوتى افسر سابق ژاندارم با ميانجىگرى مخبر السلطنه هدايت والى آذربايجان به خدمت ژاندارمرى پذيرفته شد و به معاونت پولادين منصوب و به جبهه خوى اعزام گرديد. در چهارم آذر ١٣٠٠ ادغام نيروهاى قزاق و ژاندارم از يك سو و شكست نيروى ژاندارم از افراد سيميتقو و دشواريهاى ناشى از عدم پرداخت جيره و مواجب سربازان از سوى ديگر، اعتراض ژاندارمها به پولادين را برانگيخت و شورشيان به سركردگى لاهوتى در دهم بهمن همان سال پولادين و ساعد الملك حاكم شرفخانه و رئيس تلگرافخانه را بازداشت و به سوى تبريز حركت كردند. قيام در بيستم بهمن سركوب