روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٦٦
متوجه محلههاى فقيرنشين كه به نام «بازار بهاييها» در انزلى شناخته مىشود، دانست. آتشسوزى در دو مرحله يك بار سىام ژوئيه كه شش خانه كوچك طعمه حريق و يك بار هم شب سوم اوت (امروز) ٣٥ خانه ديگر نيز دچار آتشسوزى شد. «ظن بر آتشافروزى است و دو نفر بازداشت شدند.» ١٠
* بازگشت مهاجران افشار
از قوچان گزارش شده است كه گروهى از ايل افشار كه به روسيه مهاجرت كرده بودند، اينك از طريق مرز لطفآباد وارد ايران شده و در حال مراجعت به وطن خود هستند. اينان كه با زن و بچه ٧٣ نفر هستند، پس از ورود به ايران از راه قوچان به سوى منطقه بومى خود مىروند. ١١
* ندادن مهر نان به آژانها
با به تأخير افتادن حقوق آژانها بنا شد براى معيشت روزانه آنها مهر نان بدهند و به هنگام پرداخت حقوق قيمت نان را از حقوقشان كم كنند. امروز دادن مهر نان به آژانها متوقف شد.
آژانها تصميم گرفتند دست به اعتصاب بزنند ولى از اين كار جلوگيرى به عمل آمد. ١٢
* اعزام نيرو براى سركوب اشرار چهارراهى
در گزارشى كه محمود آيرم امير لشكر جنوب به وزارت جنگ فرستاد خبر داد كه امروز يك يگان نظامى با ٢٢٣ نيرو، ٢٣ اسب، ٩ قاطر و يك توپ كوهستانى و دو مسلسل و ٣١٨٩٠ فشنگ وارد «ده بيد» شدند. او اضافه كرد كه قوام الملك براى هميارى با نظاميان نزديك صد سوار و پياده همراه كرده است. فرماندهى اين يگان با سلطان امان اللّه خان رئيس قشون آباده است. او نوشت كه اگر در اين سركوب موفقيت حاصل شود قوام الملك متعهد شده نيروهاى ديگرى نيز در اختيار دهد. «عقيده بنده [اين است كه] پس از قلعو قمع و متفرق كردن اين ايل در ايلات خمسه موجبات آسايش و امنيت» حدود فارس فراهم خواهد شد. ١٣ آيرم مأموريت داشت بين قوام الملك و سردار عشاير صلح دهد و اميدوار بود اين مصالحه همراه با سركوب ايلات شورشى آرامش را به منطقه بازگرداند. در خبر ديگرى كه او براى وزير جنگ فرستاد نوشت كه امروز عدهاى دزد در گردنه «آب باريك» به قافلهاى حمله كرده، دو نفر از افراد امنيه را كشتهاند. دو تن ديگر مجروح شدهاند. بخشى از اموال به غارت رفته. «يك صد نظامى فورى به تعقيب آنها فرستاده شد به واسطه بعد مسافت مصادف نشده و بىنتيجه ماند.» ١٤
______________________________
(١). سيد محمد تدين فرزند سيد محمد تقى
روضهخوان در ١٢٦٠ ش در قريه «بهل گرد» از توابع بيرجند متولد شد. در پنج سالگى
پدرش را از دست داد و تا چهارده سالگى با سرپرستى مادرش در بيرجند به تحصيل مقدمات
پرداخت.
س راهى مشهد شد و در حدود هشت سال به تكميل تحصيلات پرداخت و از آن پس راهى تهران گرديد. چندى در دار الفنون تحصيل كرد تا اينكه در اوايل مشروطيت «مدرسه تمدن» را تأسيس كرد و خود به تأليف كتب درسى نيز پرداخت. او در حدود ١٢٩١ ش مسئوليت يكى از شعب حزب دمكرات در تهران را عهدهدار بود.
سيد محمد تدين در دوره چهارم مجلس شوراى ملى (اول تير ١٣٠٠- ٣٠ خرداد ١٣٠٢) به وكالت از تهران انتخاب شد. او در همين دوره از مجلس ابتدا در يك دوره شش ماه (نيمه دوم ١٣٠٠ ش) منشى هيأت رئيسه بود و سپس در بهار ١٣٠٢ ش به همراه سيد حسن مدرس به عنوان نايب رئيس مجلس انتخاب شد. او سپس در مجلس پنجم شوراى ملى (٢٢ بهمن ١٣٠٢- ٢٢ بهمن ١٣٠٤) از بيرجند به وكالت رسيد. در اين مجلس نيز او در اجلاسيههاى سوم و چهارم (فروردين- بهمن ١٣٠٤) به عنوان نايب رئيس مجلس انتخاب گرديد. تدين در ششمين دوره مجلس شوراى ملى (١٩ تير ١٣٠٥) نيز از بيرجند به وكالت برگزيده شد. اما در بهمن ١٣٠٥ به عنوان وزير معارف و اوقاف به كابينه ميرزا حسن مستوفى پيوست و اين وزارت را تا ١٧ دى ١٣٠٦ در كابينه مخبر السلطنه عهدهدار بود. از اين تاريخ براى مدت دو سال از كار دولت كناره گرفت تا اينكه در ١٣٠٩ ش چند ماهى استاندار كرمان شد. دو سال پس از تأسيس دانشگاه تهران در ١٣١٣ ش رسالهاى نگاشت و درجه دكترى در ادبيات دريافت كرد و سالها پس از آن به رتبه استادى دانشگاه نائل شد. پس از شهريور ١٣٢٠ سيد محمد تدين ابتدا در كابينه فروغى منصب وزارت فرهنگ يافت و سپس در كابينه على سهيلى (٢٨ بهمن ١٣٢١- ٢٢ آذر ١٣٢٢) عهدهدار منصب وزارت كشور، وزارت خواروبار و وزير مشاور گرديد. تدين سناتور مجلس سنا از خراسان و عضو شوراى عالى فرهنگ و عضو پيوسته فرهنگستان ايران بود و در روز جمعه ٢٤ آبان ١٣٣٠ درگذشت. (مشكوه، «زندگانى سيد محمد تدين»، ...، صص ٩٦- ٩٥؛ سالنامه دنيا، شم ١ (١٣٢٤ ش)، ص ١٠٠؛ كريميان، «نمونه امضاى هيأت دولت»، ...، صص ٣٦- ٣٣).
(٢). سيد ابو الحسن حائرىزاده فرزند ميرزا سيد على حائرى در ١٢٦٧ ش در مشهد متولد شد. تحصيلات حوزوى را در اصفهان و يزد به پايان برد و از روحانيون به شمار مىرفت. چون عنفوان جوانى او همزمان با مشروطيت بود و از همه مهمتر در اصفهان با سيد حسن مدرس روحانى و سياستمدار معروف آشنايى يافت، سوداى سياست داشت و تدريجا در محافل سياسى داخل شد. در سى سالگى نامزد مجلس شوراى ملى شده و از يزد به مجلس دوره چهارم راه يافت. در دوره پنجم كه مجددا از يزد وكيل شد، رسما با مدرس، ملك الشعراى بهار و زعيم و چند تن ديگر به تشكيل اقليت مجلس پرداختند. حائرىزاده از اين رهگذر اسم و رسم زيادى يافت. او از همگامان مدرس و در موضعگيريهاى قبل از سلطنت رضا شاه با مدرس همسان بود و پس از شهادت او نيز در مواضع خود استوار ماند. وى در دوره ششم نيز وكيل مجلس شد ولى داور او را به دادگسترى دعوت كرد و مستشار ديوان كيفر شد. زمانى نيز مدير صندوق صغار دادسراى تهران بود. بعد از شهريور ١٣٢٠ مجددا وارد سياست شد و خود را از يزد نامزد انتخابات نمود؛ ولى وجود افرادى مانند سيد كاظم جليلى، دكتر طاهرى و سيد ضياء الدين طباطبايى مانع از اين بود كه وارد مجلس شود. در سال ١٣٢٥ ش قوام السلطنه حزب دمكرات ايران را تشكيل داد و حائرىزاده نيز در آن حزب از مؤسسين بود.
[تصوير] سيد ابو الحسن حائرىزاده
در انتخابات دوره پانزدهم مجلس از طرف حزب، مجرى انتخابات در خراسان و خود نيز نامزد نمايندگى مردم سبزوار گرديد. مجلس پانزدهم