روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٤٤٤
* ديدار سران فرقه بهاييت با حسين علاء
در ضيافت ناهارى كه مستر ميلز رئيس كل مجامع بهاييهاى امريكا و مستر ويلهلم يكى از اركان اين فرقه در سفارت ايران در واشنگتن با حسين علاء داشتند از بدرفتاريهايى كه در ايران نسبت به اتباع بهايى صورت مىگيرد شكايت كردند. آنها گفتند كه «دو سه روز قبل تلگرامى راجع به ظلم و انواع بدرفتاريهايى كه در طهران، شيراز، كاشان، همدان، سلطانآباد نسبت به بهاييها مىشود براىشان رسيده است» و خواستار جلوگيرى از آن شدند.
علاء «به قدرى كه ممكن بود مشكلات را به آنها حالى كرده» گفت «معلوم نيست اين اخبار صحتى داشته باشد و لزوم اين نكته را نمىبايستى بهاييها در تبليغات اصرار ورزند خاطرنشان» كرد.
علاء در گزارش خود به وزارت امور خارجه از مصادف شدن اين اخبار با اقدامات سفارت براى اعزام هيأت مستشارى به ايران ابراز تأسف كرد. وى در پايان نوشت: «در امريكا عده بهاييها زياد و اغلب نيز متعصب و علاقهمند به مذهب خود هستند. خيلى به موقع است كه دولت اقدامات جدى در جلوگيرى از اين زيادهرويها كه ممكن است اسباب زحمت بزرگى فراهم سازد به عمل آورند.» ٢٣
______________________________
(١). اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر
ايران، سند شم ن- ٥٥٢٣٣.
(٢). روزنامه ايران، شم ١٢٤٤، ص ١.
(٣). روزنامه پژوهش در ١٣٠١ شمسى به صاحبامتيازى محمودزاده و مديرمسئولى و سردبيرى ميرزا ابو القاسم خان كحالزاده در تهران تأسيس يافت و اولين شماره آن در ٦ محرم مطابق با ٧ سنبله ١٣٠١ منتشر شد.
ميرزا ابو القاسم خان كحالزاده فرزند حسين كحال در ١٢٩٤ شمسى در حالى كه هنوز دوره دبيرستان را به پايان نرسانده بود به خدمت سفارت امپراطورى آلمان درآمد و مدتها در آن سفارت مشغول كار شد. او در زمان وزارت عدليه داور، وارد عدليه و با سمت مستنطق مأمور نيشابور شد؛ مدتى بعد به عنوان مدعى العموم خدمت كرد، سپس به همدان انتقال يافت و در زمان وزارت صدر الاشراف از كار دولتى كنارهگيرى كرد و به شغل آزاد روى آورد. پس از شهريور ١٣٢٠ دوباره به كار دعوت شد. در آذر ١٣٢٤ به مديريت كل اداره راديو و خبرگزارى پارس رسيد و در ١٣٢٧ شمسى با سمت بازپرس عازم سارى شد و پنج سال در آنجا خدمت كرد. او در ٦٥ سالگى بازنشسته شد و در ٩ مرداد ١٣٦٠ از دنيا رفت. كحالزاده علاوه بر انتشار روزنامه پژوهش، در ١٣٠٤ شمسى نيز براى مدتى روزنامه استقلال وطن را منتشر ساخت. روزنامه پژوهش عصرهاى شنبه و سهشنبه منتشر مىشد و محل روزنامه در خيابان شاهآباد واقع بود. (صدر هاشمى، تاريخ جرايد و مجلات ايران، ج ١ و ٢، ص ٦٨؛ قاسمى، راهنماى مطبوعات ايران عصر قاجار، ص ١٠٢؛ مرسلوند، زندگينامه رجال و مشاهير ايران، ج ٥، صص ٢٥٢ و ٢٥٣).
(٤). براى آگاهى از فرازوفرود روزنامه ميهن، ر. ك: همين كتاب، ج ١، ص ٦٠٢.
(٥). روزنامه اتحاد، شم ٢٥١، ص ٢.
(٦). همان، ص ١.
(٧). روزنامه شفق سرخ، شم ٨٢، ص ٣.
(٨). همانجا.
(٩). همان، ص ٢.
(١٠). روزنامه اتحاد، شم ٢٥١، ص ٢.
(١١). روزنامه شفق سرخ، شم ٨١، ص ٢.
(١٢). روزنامه اتحاد، شم ٢٥١، ص ٣.
(١٣). روزنامه ايران، شم ١٢٤٢، ص ٣.
(١٤). همانجا.
(١٥). سيد محمد على داعى الاسلام، از سادات نياكى لاريجان، در ١٢٩٥ قمرى در قريه نيارك، از توابع لاريجان ديده به جهان گشود. پدرش سيد حسن نام داشت. تحصيلات مقدماتى را در آمل و تهران به پايان برد و در ١٣١٦ قمرى براى تكميل تحصيلات به اصفهان رفت و فقه و اصول و حكمت آموخت. در كنار آن به زبان انگليسى نيز آشنايى يافت و در رشته زبانشناسى شرق نيز معلومات كافى به دست آورد و زبانهاى اوستايى و سانسكريت را فراگرفت. او در دوران اقامت در اصفهان با علما و مبلغان عيسوى (مسيحى) به مباحثه پرداخته، حاصل اين مباحثات را در مجله الاسلام به چاپ مىرساند. انتشار همين مباحثات سبب شهرت او گرديد و وى از سوى مظفر الدين شاه داعى الاسلام لقب گرفت. داعى الاسلام در ١٣٢٤ قمرى به سفر حج رفت و در بازگشت حدود دو سال در بمبئى هندوستان توقف كرده، به مباحثات خود با عيسويان (مسيحيان) آنجا ادامه داد و مجله دعوت الاسلام را منتشر كرد. در همان ايام مسلمانان حيدرآباد دكن او را به مباحثه با مبلغان عيسوى دعوت كردند و او سلسله مباحثات خود را گسترش داد و تمامى آنها را در مجله دعوت الاسلام منتشر ساخت. مجله مزبور در مدت كوتاهى مورد توجه مسلمانان هند و ديگر كشورهاى اسلامى قرار گرفت، بهگونهاى كه آنان براى انتشار و پخش آن از هيچ كوششى فروگذار نبودند. پس از چندى، داعى الاسلام بر اثر تقاضاى مكرر دانشپژوهان و با معرفى قنسول ايران در بمبئى به عنوان استاد دانشگاه دكن انتخاب شد و به تدريس زبان و ادبيات فارسى پرداخت و در كنار تدريس، مطالعه و تحقيق را نيز ادامه داد و به تشويق پادشاه دكن به تدوين فرهنگ جامعى به نام «فرهنگ نظام» پرداخت و در طول نوزده سال پنج جلد از آن را منتشر ساخت و خدمت شايانى به زبان و ادبيات فارسى در هندوستان كرد. داعى الاسلام در شهريور ١٣٢١ بار ديگر به تهران آمد و بنا به دعوت سخنوران در محافل علمى و ادبى حضور يافت و سخنرانيهاى مؤثرى درباره مسائل اجتماعى و ادبى و تاريخى و دينى ايراد كرد. او چهار سال بعد دوباره به هندوستان سفر كرد و سرانجام در ٢٦ آبان ١٣٣٠ در هفتاد و پنج سالگى از دنيا رفت.
داعى الاسلام قريحه شعرى هم داشت و اشعارى به سبك هندى مىسرود.
آثار به جا مانده از وى عبارتند از: اقبال و شعر فارسى، تاريخ نادر شاه و ستاره، خط آسان براى تعليم عمومى، خط داعى، خط لاتين براى فارسى، سه مسمط، شعر و شاعرى عرفى، شعر و شاعرى عصر جديد ايران، فرهنگ نظام (در پنج جلد)، فرهنگنويسى، ونديداد (ترجمه قسمت سوم اوستا) و مجلات الاسلام و دعوت الاسلام. الاسلام در رمضان ١٣٢٠ منتشر شد و تا ١٣٢٢ قمرى ادامه يافت و در طول اين مدت ٢٤ شماره از آن انتشار يافت. با سفر داعى الاسلام به هندوستان انتشار الاسلام در اصفهان متوقف شد و داعى الاسلام پس از استقرار در بمبئى انتشار مجله را با همان سبك منتها با قطع بزرگتر و به دو زبان فارسى و اردو ادامه داد و آن را دعوت الاسلام نام نهاد. اولين شماره مجله مزبور در ١٣٢٤ قمرى منتشر شد. از تعداد شمارگان منتشر شده دعوت الاسلام اطلاعى به دست نيامد. (خلخالى، تذكره شعراى معاصر ايران، ج ٢، صص ٨٢ و ٨٣؛ مرسلوند، زندگينامه رجال و مشاهير ايران، ج ٣، ص ٩٨؛ مهجورى، دانشمندان و رجال مازندران، صص ٣٥ و ٣٦؛ مهدوى، تذكره شعراى معاصر اصفهان، صص ١٨٥ و ١٨٦).
(١٦). روزنامه ايران، شم ١٢٤٢، ص ٤.
(١٧). همانجا. ميرزا احمد خان متين الدوله كه بعدها شهرت دفترى برگزيد و بدان مشهور شد فرزند ارشد ميرزا محمود خان اعتضاد لشكر است. او در ١٢٧٥ ش در تهران به دنيا آمد. پس از آنكه پدرش ملقب به عين الممالك شد، او هم لقب اعتضاد لشكر گرفت و سمت لشكرنويسى فوجهاى دماوند و فيروزكوه و پياده سيستان و مظفر تبريز را عهدهدار شد.
تحصيلاتش را در مكتبخانه جدش وزير دفتر شروع كرده، زبان عربى و ادبيات فارسى و جغرافيا و حسن خط را آموخت. سپس در مدرسه ايران و آلمان، زبانهاى فرانسه و انگليسى و آلمانى را فراگرفت. زبان عربى و معارف اسلامى را هم نزد شيخ محمد عبده خواند. در سال ١٢٩٣ ش به استخدام وزارت امور خارجه درآمد؛ همزمان با شروع جنگ جهانى اول اخبار رويتر را در روزنامه عصر جديد ترجمه مىكرد. پس از جنگ به مجله علمى پيوست و پس از تعطيلى اين نشريه، با روزنامههاى ستاره ايران و زبان آزاد هم همكارى كرد، و از اعضاى فعال حزب دموكرات گرديد. وى در كابينه وثوق الدوله، با كمك عبد الرحمن بيك قنسول عثمانى در تهران، طرح سجل احوال را تهيه و تسليم هيأت دولت كرد. از ديگر مشاغل او در اين هنگام رياست اداره عهود و جامعه ملل بود.
متين الدوله در تير ١٣٠٠، به جاى ابو القاسم كحالزاده كه از كار كنار رفته بود، منشى اول سفارت آلمان در ايران شد. سال بعد با حفظ سمت نماينده محمد مصدق والى آذربايجان، در تهران شد و در ١٣٠٥ ش از وزارت خارجه به وزارت دادگسترى آمد و رئيس اداره نظارت شد. در سال ١٣١٣ ش، هم كه دانشگاه تهران تأسيس شد، استادى كرسى حقوق جزاى خصوصى در آن دانشگاه را در عهده تصدى گرفت، كه اين سمت را همچنان سالها در اختيار داشت. در ١٣١٤ ش به معاونت دادگسترى و