روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١٠٧
* تذكر به حكمران كردستان نسبت به تحركات سردار رشيد
روزنامه ايران در شماره امروز خود از قول «اولياى دولت»- كه آنها را مشخص نكرد- به حكمران كردستان نوشت كه نسبت به اقدامات و تحركات سردار رشيد كردستانى هوشيار باشد. نيروهاى «سيد طه» در آن حدود ديده شدهاند و احتمال دارد با سردار رشيد تبانى كرده، اقداماتى را عليه دولت مركزى صورت دهند. ٩
* آمادگى نماينده ايران در بادكوبه براى خريد كشتى
به دنبال نياز دولت ايران براى بهرهمندى از كشتى در آبهاى خزر و درخواست از نماينده ايران در بادكوبه براى تحقيق و ارائه نتيجه در اين مورد، اين نماينده اطلاع داد كه كشتى مزبور براى خريد آماده است؛ اگر پول بفرستيد خريده مىشود. ١٠
* حوزهبندى و ترسيم نقشه
وزارت داخله براى ترسيم نقشه ادارى ايالات و ولايات از مدتى قبل زمينهسازى مىكرد و براى رسيدن به اين مقصود فردا ٢١ ارديبهشت هيأتى مركب از نمايندگان مجلس شوراى ملى (ميرزا طاهر تنكابنى، ١١ شيخ العراقينزاده نمايندگان مازندران، عميد الممالك نماينده سمنان، ١٢ مسعود الملك هزار جريبى) ١٣ و رؤساى دواير وزارت داخله و ميرزا عبد الرزاق خان مهندس و چند نفر از مطلعين تشكيل خواهد شد تا براى حوزهبندى و ترسيم نقشه ولايات بحر خزر و صفحات سمنان و دامغان و حوزه پايتخت مطالعات لازم به عمل آيد. ١٤
* درخواست وزارت داخله از وزارت جنگ در رسيدگى به زندانيان خارجى
در ادامه پىگيريهاى وزارت داخله از وضعيت زندانيان خارجى (روس، قفقاز و لهستان) امروز اين وزارتخانه نامه روزنامه سياست در اينباره را به وزارت جنگ فرستاد و خواستار پاسخ شد. ١٥ (ر. ك: ٩ ارديبهشت).
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١١٣٤، ص ١.
(٢). همانجا.
(٣). فرمانفرما، گزيدهاى از مجموعه اسناد ...، ج ٣، ص ١٠١٢.
(٤). زلّقى يا ذلكى يكى از طوايف بزرگ شاخه چهار لنگ ايل بختيارى است كه در ميان كوه معروف به بزم نوى، پرچل، قلعه نو و دره كائدى زندگى مىكنند. براساس اطلاعات سرشمارى اجتماعى و اقتصادى عشاير كوچنده ايل بختيارى كه در تيرماه ١٣٦٦ به عمل آمده زلّقى طايفههاى دره اشكفتى، چوبازوند، ترپى، ليركى، هزار سى، مفروش، مدروك، شيخ گوشه، تاجميرى، غيب الهوند، خدروند، ماندنى، گاثر، جمالوند، رحمتوند، غيبىوند، سادات احمد فداله، دره كائدى، چهاربرى و ميانجايى را دربرمىگيرد. گويش اين طايفه بختيارى و ييلاقشان در اطراف فريدونشهر است كه براى رفتن به قشلاق از قطار باربرى جنوب استفاده مىكنند. قلعه سرخ، ميدانك، دره ساى، چمن سلطان، اليگودرز، ازنا (از ازنا با قطار تا انديمشك)، انديمشك، دزفول و سردشت هم مسير ييلاق و قشلاق طايفه زلقى است. رئيس زلقىها اصلان خان و سام خان بوده است. (امير احمديان، ايل بختيارى، صص ٢٤٩ و ٢٤٨).
(٥). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٨، صص ٧ و ٨.
(٦). جاپلق كه در لهجه اهالى اين ناحيه جاپلق تلفظ مىشود نام ناحيهاى است از نواحى اصفهان و با استناد به معجم البلدان شهرت آن به خاطر جنگى است كه بين قحطبه بن شيب و داود بن عمر بن هبيره در ابتداى ظهور عباسيان در آن ناحيه روى داده است. ياقوت حموى آن را جاپلق ضبط كرده و ظاهرا اين به دليل تصحيفى است كه در كلمه جاپلق روى داده است. حمد اللّه مستوفى جاپلق را از نواحى لر بزرگ مىداند و اين واژه در مرآت البلدان چنين توضيح داده شده است: «خاك بروجرد اولا منقسم به سه بلوك مىشود، و يكى از آن سه جاپلق است؛ و جاپلق را نيز چهار بلوك مىباشد: بلوك حمزهلو، بلوك بيات، بلوك ايقرلو، بلوك پشته.
جاپلق از حيث هوا ييلاق؛ و جمعيت آن تقريبا هفده هزار نفر است و مسافت آن تا شهر بروجرد دوازده فرسخ مىباشد كه تمام راه از خاك سيلاخور و بختيارى عبور مىكند. زبان سكنه تركى است. ارامنه در جاپلق بسيارند و در بعضى دهات رعاياى مسلمان و ارمنى درهم مىباشند. زراعت جاپلق اغلب ديم است و محصول آن جو، گندم، نخود و خربزه». (لغتنامه دهخدا، ذيل جاپلق).
(٧). روزنامه اقدام، شم ٣٥، ص ٢.
(٨). روزنامه ايران، شم ١١٣٤، ص ٢.
(٩). همانجا.
(١٠). همانجا.
(١١). براى آگاهى از زندگى ميرزا طاهر تنكابنى، ر. ك: همين كتاب، ج ١، ص ٢١٥.
(١٢). ميرزا محمود خان عميد الممالك، فرزند ميرزا محمد حسين در ١٢٤٧ ش زاده شد. او پس از اتمام تحصيلاتش به استخدام دولت درآمد و كارمند شد. عميد الممالك در دوره چهارم مجلس شوراى ملى از سوى مردم دامغان و سمنان به نمايندگى انتخاب و وارد مجلس شد. (فهرست اسامى و مشخصات نمايندگان ٢٤ ...، ص ١١١.).
(١٣). على قلى خان هزار جريبى (مسعود الملك) در ١٢٤٩ ش در قريه سرخ گريه هزار جريب مازندران متولد شد. پدرش حاجى نجفقلى خان سرتيپ فوج چهاردانگه بود. تحصيلات مقدماتى را در زادگاهش آغاز كرد و سپس در تهران ادامه داد و تا حدود مدرسى پيش رفت. او در جوانى از مشروطهطلبان و آزاديخواهان بود. در ١٣٢٩ ق به هنگامى كه ارشد الدوله همراه با عدهاى از تركمانان از سوى محمد على ميرزا مأموريت يافت تهران را تصرف و مشروطهطلبان را سركوب كند على قلى خان هزار جريبى در دامغان با وى به زدوخورد پرداخت اما شكست خورد و خود را به اردوى ملى و مجاهدين در ورامين رساند. هزار جريبى در ابتداى مشروطيت چندى جزو ساخلوهاى تبريز بود. او از ١٣٠٧ تا ١٣١٦ از سوى مردم گرگان نماينده دورههاى هفت، هشت، نه و ده مجلس شوراى ملى بود. هزار جريبى علاوه بر فعاليت در امور سياسى به نويسندگى نيز علاقهمند بود. او سلسله مقالاتى درباره تاريخ مازندران در شفق سرخ، به چاپ رسانده و كتاب ميش و بره را تأليف كرده است. (شايان، شرح حال رجال معاصر؛ فهرست اسامى و مشخصات نمايندگان ٢٤ ...).
(١٤). روزنامه ايران، شم ١١٣٤، ص ٢.
(١٥). فعاليتهاى كمونيستى ...، ص ٢٤.