روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٢٦
سالار حشمت سوادكوهى معروف به امير اكرم به حكمرانى مازندران منصوب شد. ٦ گفته مىشود كه حكم انفصال حكومت اقتدار الدوله از مازندران و نصب اميراكرم توسط رضا خان صورت گرفت. دخالت او در امور وزارت داخله مناقشه او با قوام السلطنه را آغاز كرد. ٧
* ادامه تحصن در سفارت روسيه
تحصنكنندگانى كه از ابتداى سال جارى در سفارت روسيه شوروى دست به اين اقدام اعتراضآميز زده بودند همچنان در آن محل حضور دارند. «از طرف سفارت دولت ساويت روسيه با هيأت دولت مذاكراتى شده و خاتمه دادن به تحصن آنان را خواستار شده ولى هنوز از طرف دولت جوابى داده نشده است.» تحصنكنندگان در مجلس شوراى ملى پس از پايان تحصن خود كه بعد از روى كار آمدن دولت قوام السلطنه بود، جمعيت تازهاى به نام «جمعيت دادخواهان» تشكيل دادهاند كه به زودى مرامنامه خود را منتشر خواهند كرد. ٨
* انتخاب نمايندگان رشت
بنابر تلگرام ارسالى از رشت، نمايندگان رشت در مجلس شوراى ملى مشخص شدند. پس از شمارش آراء سپهدار اعظم و سردار معتمد ٩ با اكثريت آراء به نمايندگى رشت انتخاب شدند. ١٠
* نمايشگاهى براى كالاهاى ايرانى
براى ترويج منسوجات ايرانى و تشويق مردم براى خريد آنها محتشم السلطنه وزير معارف و اوقاف تصميم گرفته است نمايشگاهى بدين منظور برپا دارند و تكيه دولت براى اجراى اين منظور انتخاب شد. پس از بازديد وزير از تكيه دولت تصميم گرفته شد تعميرات لازم براى اين كار صورت گيرد و مبلغ سيصد تومان براى تصويب به هيأت دولت پيشنهاد شد كه بازسازى آن شروع شود. ١١
* تأسيس مدرسه تجارت
بنا به دستور قوام السلطنه رئيس الوزراء، وزارت ماليه موظف شد براى تأسيس يك باب مدرسه تجارت در تبريز به اداره ماليه آن شهر دستور دهد كه ماهيانه ششصد تومان براى مصارف آن مدرسه اختصاص دهد. ١٢
* اختلاف و درگيرى ميان خوانين طالش و نمين
براساس گزارشهاى رسيده از منطقه، اختلاف ميان خوانين طالش و نمين بالا گرفته و تبديل به درگيريهايى شده كه در اثر آن سردار ناصر نمينى به قتل رسيده است. ١٣
* انتصاب حكمران تازه گيلان
وثوق السلطنه ١٤ حكمران گيلان و معاون او از حكومت گيلان بركنار و به جاى او نير السلطان منصوب شد. «تلگرافات رسمى ايشان از وزارت داخله صادر و مخابره شده است.» تا رسيدن نير السلطنه به گيلان قوام السلطنه دستور داد مؤيد حضور كارگزار گيلان به عنوان كفيل حكومت مشغول كار باشد. ١٥ اين جابهجايى براى مأموران سياسى انگليس جالب بود چون نوشتند: بالاخره تحت فشار مداوم سفارت شوروى حكومت مركزى وثوق السلطنه را بركنار كرد و قرار است نير السلطان كه به طرفدارى از روسها شهرت دارد به عنوان والى گيلان جانشين وى شود. ١٦
* خروج كارمندان جزء دربار از اعتصاب
پس از اعتصاب كارمندان جزء دربار (ر. ك: ١٧ تير) سه ماه از حقوق معوقه آنها پرداخت شد و امروز از اعتصاب و تحصن باغ گلستان خارج شده و مشغول كار شدند. براى پرداخت حقوقهاى عقبافتاده نظميه نيز مبلغ ٣٥ هزار تومان به آن اداره اختصاص يافت. ١٧
______________________________
(١). اسناد وزارت امور خارجه، ٧- ٥- ٣٠-
١٣٠١.
(٢). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٦، ص ٢٦.
(٣). همان، پ ٦، ص ١٩.
(٤). گاهنامه پنجاه سال ...، ج ١، ص ٢١.
(٥). رحمانيان، چالش جمهورى و سلطنت در ايران، ص ١٠٩.
(٦). روزنامه ايران، شم ١١٧٥، ص ٢.
(٧). مكى، تاريخ بيست ساله ايران، ج ٢، ص ١٣٧.
(٨). روزنامه اقدام، شم ٥٥، ص ٣.
(٩). صادق خان اكبر مشهور به سردار معتمد فرزند حاج ميرزا مهدى خان گيلانى در ١٢٥١ ش متولد شد. او از ملاكين درجه اول گيلان به حساب مىآمد كه ازدواج با دختر اكبر خان بيگلربيگى- عمويش- در اين كسب ثروت بسيار مؤثر بود. صادق اكبر در ١٣١٠ ق لقب محتشم الملك دريافت كرد و هفت سال بعد موقعى كه مظفر الدين شاه عازم سفر اروپا بود با دادن پيشكش قابل ملاحظهاى به «سردار معتمد» ملقب گرديد. بعد از مشروطه با كمكهاى مالىاش با مشروطهخواهان همراهى كرد و در دورههاى سوم (آذر ١٢٩٣- آبان ١٢٩٤)، چهارم (تير ١٣٠٠- مرداد ١٣٠٢)، پنجم (بهمن ١٣٠٢- بهمن ١٣٠٤) و هشتم (آذر ١٣٠٩- دى ١٣١١) نماينده گيلان در مجلس شوراى ملى بود. سردار معتمد در كابينه سپهدار اعظم (فتح اللّه اكبر) در آبان ١٢٩٩ به وزارت پست و تلگراف منصوب شد و تا سوم اسفند ١٢٩٩ در اين منصب بود. سردار معتمد (صادق اكبر) در دى ١٣١١ در تهران درگذشت. (عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ١، صص ١٧٠- ١٦٩؛ اطلاعات، س ٧، شم ١٧٩٥ (١٠ دى ١٣١١)، ص ١).
(١٠). روزنامه اقدام، شم ٥٥، ص ٣.
(١١). روزنامه ايران، شم ١١٧٥، ص ٢.
(١٢). همانجا.
(١٣). همانجا.
(١٤). مهدى دادور مشهور به وثوق السلطنه فرزند ميرزا موسى وزير لشكر در ١٢٥٧ ش متولد شد. تحصيلاتش را در تهران انجام داد و مدتى لشكر نويسباشى قشون استرآباد شد. در تير ١٢٨٨ پس از آنكه محمد ولى خان تنكابنى (سپهدار اعظم) رئيس الوزراء و وزير جنگ شد او را به رياست محاسبات كل قشون (وزارت لشكر) منصوب كرد و از اين پس او در مناصب مختلف شاغل بود و مدتى نيز معاونت وزارت جنگ را عهدهدار شد تا اينكه در كابينه مشير الدوله (تير- آبان ١٢٩٩) منصب وزارت جنگ يافت؛ اما پس از كودتاى اسفند ١٢٩٩ دستگير شد. پس از آزادى مدتى حكمران رشت بود و در اسفند ١٣٠٠ با حكم رئيس الوزرا والى گيلان شد و راهى آنجا گرديد اما طولى نكشيد كه با دخالت روسها در اواخر تير ١٣٠١ از ولايت گيلان معزول شد و به تهران بازگشت. سپس مدتى والى فارس و در ١٣٠٣ ش به كرمان رفت و چندى نيز والى خراسان بود. او در دورههاى هشتم تا سيزدهم مجلس شوراى ملى وكيل تهران بود و در برخى از مجالس به عنوان نايب رئيس انتخاب مىشد. وثوق السلطنه (مهدى دادور) در ١٣٢٣ ش استاندارى فارس و سپس آذربايجان را برعهده داشت. وى در ٢٦ مرداد ١٣٢٦ در تهران درگذشت. (عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ٢، ص ٦٥١؛ جنبش ميرزا كوچك خان بنابر ...، صص ١٣٠ و ١٣٧ و ١٥٢ و ١٦٥؛ اطلاعات هفتگى، س ٨، شم ٣٦٩ (شهريور ١٣٢٧)، ص ٦).
(١٥). روزنامه ايران، شم ١١٧٦، ص ٢.
(١٦). جنبش ميرزا كوچك خان بنابر ...، صص ١٦٤ و ١٦٥.
(١٧). روزنامه ايران، شم ١١٧٦، ص ٢.