روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٥٣١
خراسانى برپا شد. بعد از آن ايرانيان ساكن كربلا مدرسه حسينى را تأسيس كردند. پس از گشايش اين دو مدرسه ايرانيان كاظمين مدرسه اخوت ايرانيان را در كاظمين راهاندازى كردند كه بهتر از دو مدرسه قبلى بود. مدرسه مرتضوى، آموزشگاه بعدى بود كه در شهر نجف تأسيس شد. مدرسه شرافت ايرانيان در سال ١٣٣٧ ق توسط نمايندگى سياسى ايران در بغداد به راه افتاد. مدرسهاى نيز به نام احمد شاه در سفر اول او به عتبات در كربلا باز شد. ژنرال كنسول ايران در بين النهرين پس از برشمارى اين مدارس وضعيت نه چندان مطلوب آنها را نيز به اطلاع اولياى دولت ايران رساند. نظر به اهميت اين گزارش متن كامل آن در پاورقى آمده است. ٥
* تشويق روسها براى حركت به مرز براى مذاكرات مرزى
پس از اينكه هشتاد بار آذوقه براى تدارك هيأتهاى مذاكرهكننده ايران و شوروى به گميشتپه روانه شد به هيأت روسى پيشنهاد شد كه به طرف مرز حركت كند. رئيس هيأت روسى هم مىگويد «شما برويد ما در بندر جز كارى داريم» پس از بازگشت از بندر جز به هيأت ايرانى ملحق خواهيم شد.
تلگرافچى استرآباد مىنويسد «چون سفارت روس تلگرافا به كنسول خبر داده است قرارداد ايران با روسيه لغو شده است روسها علنا ضديت و براى حمل مال التجاره از دولت ايران جلوگيرى و گمرك فوق العاده مطالبه مىنمايند و منتشر است كه مأمورين سياسى روس با مستشار الدوله براى تعيين حدود حاضر نخواهد شد.» ٦ روزنامه ايران نوشت كه مستشار الدوله در گميشتپه است و هفته آينده به طرف موردنظر حركت خواهد كرد. ٧
* اعزام تعدادى از نيروهاى حزب كمونيست به ايران
بنابر گزارش ساندرز وابسته نظامى سفارت انگليس در تهران امروز شش مأمور حزب كمونيست باكو به سرسپردگى جعفر قلى اردبيلى همراه مقدارى طلا به آستارا آمدند. همچنين مرادف از طرف همين حزب به بندر جز رسيد. ٨
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١٢٧١، ص ١.
(٢). بهار (ملك الشعرا)، تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران، ج ١، صص ٢٨٧ و ٢٨٨.
(٣). روزنامه ايران، شم ١٢٧٠، ص ٢.
(٤). سازمان اسناد ملى ايران، سند شم ٢٩٣٠٠٤٢٢٥، آرشيو ٧١٦ غ ٢ ب آ ا، شم ميكروفيلم ٠٠٣٠٠٠١١١.
(٥). اسناد وزارت امور خارجه، ٧ و ٦- ٢٨- ٣٢- ١٣٠١. «در جواب مرقومه مورخه دهم عقرب ١٣٠١- ٢١٢٤/ ٢٨٠٦ آن وزارت جليله معروض مىدارد اينكه از اوضاع معارف عراق عرب و مدارس ايرانيان اينجا استفسار فرموده و نظريات اين ژنرال قونسولگرى را راجعبه پيشرفت مدارس ايرانيان و تربيت اطفال ايرانى خواستهاند جوابا خاطر اولياى آن وزارت جليله را مستحضر مىدارد كه بعد از اعلان مشروطيت يعنى از سنه يك هزار و سيصد و بيست و پنج و بيست و شش هجرى يك حس وطنخواهى و معارفپرورى در بعضى از ايرانيان مقيمين عراق عرب توليد شده به تشويق و ترغيب مرحوم آخوند اعلى اللّه مقامه و آقا ميرزا مهدى آيت اللّهزاده خراسانى كه مشوق حقيقى بودند يك باب مدرسه به نام مدرسه علوى در نجف تأسيس كرده و در تحت مراقبت و نظارت خود آقا ميرزا مهدى آيت اللّهزاده اداره مىشد و بعد از آن از طرف ايرانيان كربلاى معلى كه به رقابت اين مدرسه يك مدرسه به نام مدرسه حسينى تأسيس و هر دو مدرسه به جمعآورى اعانات و مساعدات آقايان علما اداره مىشد و بعد از افتتاح اين دو مدرسه يك مدرسه هم از طرف ايرانيان كاظمين به اسم مدرسه اخوت ايرانيان در كاظمين باز شده و اين مدرسه بر ساير مدارس برترى داشت و علت آن هم اين بود كه اولا به بغداد نزديك بود و ثانيا مدير آن حاج ميرزا على اكبر اهرابى كه از تجار ايرانى و شخص لايق و قابلى است و تمام اوقات خود را صرف پيشرفت امور مدرسه مىنمود، بوده است چنانكه شاگردانى كه از مدرسه او بيرون آمدهاند فعلا در مدارس محلى بين النهرين با حقوق كافى معلمى مىكنند.
بعد حاج ميرزا عبد الرحيم بلبله بادكوبه كه از تلاميذ مرحوم آخوند بود مدرسه ديگرى به نام مدرسه مرتضوى در نجف باز كرد ولى اين مدرسه بيشتر از سه سال دوام نكرد و در سنه يك هزار و سيصد و سى و هفت هجرى نيز بنا به اظهار و تقاضاى ايرانيان بغداد اداره ژنرال قونسولگرى مدرسه [اى] به اسم مدرسه شرافت ايرانيان بغداد تأسيس نمود و چون عايدات آن خيلى كم و كفايت مخارج آن را نمىكرد ناچار تفصيل به وزارت جليله عرض و به تصويب وزارت معارف امرى صادر شد كه تمبر يك قرانى به اسم تمبر خيريه ترتيب دهد و بر هر تذكره الصاق و يك قران اضافه بر وجه تذكره دريافت شود و از آن تاريخ تاكنون از همان قرار معمول و مدرسه مزبوره اداره مىشود. در سفر اول تشرف بندگان اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهى ارواحنا فداه به عتبات عاليات يك باب مدرسه ديگرى هم به نام نامى بندگان اعليحضرت اقدس شهريارى ارواحنا فداه در كربلاى معلى باز شده كه سرهم رفته در عراق عرب پنج مدرسه ايرانى داير است به مناسبت قرب خاك عراق عرب به حدود پشتكوه عده زيادى از اكراد پشتكوه به بغداد آمده در اينجا اقامت و به حمالى مشغولند و به واسطه طول مدت اقامت آنها در اينجا رفتهرفته زبان مادرى خود را فراموش كرده كه ژنرال قونسولگرى سابقا درصدد برآمده بود كه يك باب مدرسه به نام افتخار ايرانيان براى تربيت اطفال آنها باز كند ولى چون اداره كردن آن خيلى مشكل بود موقتا صرف نظر نمود ولى اين مدارس اميدبخش نيست زيرا نه پرگرامى دارد و نه كتابهاى فارسى كلاسيكى دارد كه اطفال را به زبان فارسى تعليم و تدريس كنند و نه عايدى درستى كه بتوان آن مدارس را به خوبى اداره كرد. در هرحال تمام اين مدارس به واسطه نداشتن عايدى در حال نزعاند و ممكن است تا يك سال ديگر بسته شوند و به عقيده فدوى بهتر است كه خود دولت اداره اين مدارس را در عهده گرفته و مراقبت تامه را نسبت به آنها به عمل آورد. براى اينكه دولت بتواند اين كار را به خوبى از عهده برآيد اولا لازم است كه دولت علّيه براى هريك از اين مدارس اقلا سالى يك هزار و دويست تومان مقرر و جزو بودجه وزارت معارف منظور گردد و فقط يك نفر مديركل كه از طرف وزارت معارف معين شود مىتواند تمام اين مدارس را اداره كند و نظر به اينكه عتبات عاليات مركز علم و علماى اعلام است شخص مدير بايد از هر جهت آراسته و كامل باشد و تمام اين مدارس را از روى پروگرام وزارت معارف اداره كند و البته ژنرال قونسولگرى هم لازمه همراهى را چنانكه حالا هم مىكند درباره اين مدارس و تشويق و ترغيب اهالى به عمل خواهد آورد. در هر حال بر اولياى دولت علّيه لازم است كه توجهى درباره اين مدارس بفرمايند كه بالاخره بسته نشده و اسباب سرشكستگى براى ايرانيان فراهم نشود.
مجددا معروض مىگردد كه خانههاى اين مدارس تماما كرايه است مگر خانه مدرسه كاظمين كه زمين آن را والده سلطان محمد شاه آقاخانى به مدرسه تبرع كرده و عمارت آن هم از پول اعاناتى است كه جمع شده است.» (همان).
(٦). مقصودلو، مخابرات استرآباد ...، ص ٨٤١.
(٧). روزنامه ايران، شم ١٢٧٣، ص ٢.
(٨).FO E ٧١ /٦ /٩٦ /٤٣ .