روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١٦
نيست، صرفا به درج جلساتى اكتفا مىشود كه مصوبه يا تصميمى مهم در آن گذشته يا گرفته شده باشد.
______________________________
(٢). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى،
پ ٩، ص ٨.
(٣). سرتيپ حيدر قلى پسيان سومين پسر ژنرال حمزه پسيان به سال ١٢٦٨ ش در تبريز ديده به جهان گشود. تحصيلاتش را در مدرسه نظام تهران آغاز كرد و با درجه ستوان دومى وارد خدمت نظام گرديد. او مدتى در ژاندارمرى فارس به خدمت مشغول شد.
با استخدام مورگان شوستر امريكايى توسط مجلس به منظور ايجاد اصلاحات و تجديد ساختار امور مالى ايران، شوستر رياست خزانهدارى كل ايران را عهدهدار شد و مصمم گرديد تا برنامههاى خود را براى سازمان دادن يك نيروى ويژه ژاندارمرى (قراسوران ماليه) به اجرا درآورد.
او قصد داشت اين نيرو در امر وصول عايدات، مأمورين ذىربط خزانهدارى را در سراسر كشور يارى نمايد. متعاقب همين طرح تشكيل ژاندارمرى خزانه را پيشنهاد داد كه در تير ١٢٩٠ ش/ ٦ ژوئيه ١٩١١ توسط مجلس به تصويب رسيد. بدين ترتيب ژاندارمرى خزانه مركب از افسران اروپايى، امريكايى و ايرانى تشكيل و افسران ايرانى از جمله حيدر قلى پسيان در آن عضويت يافتند. رضا خان به منظور تحت كنترل درآوردن ناحيه جنوب ايران توجه خاصى به تشكيل لشكر جنوب نشان مىداد و به همين منظور در دى ١٣٠٠ امير پنجه محمود خان آيرم را به سمت فرماندهى لشكر جنوب منصوب كرد. به دنبال آن در اواسط ارديبهشت ١٣٠١ تشكيل اركان حرب زير نظر آيرم ادامه يافت و او سرهنگ حيدر قلى خان پسيان را كه قبلا فرمانده هنگ ژاندارمرى اصفهان بود به سمت رئيس اركان حرب لشكر جنوب انتخاب كرد. در دورهاى كه سردار سپه در مقام وزارت جنگ و فرماندهى قوا، جهت سامان دادن به وضع بختياريها و شيخ خزعل عازم خوزستان شده بود و در آن دوره حيدر قلى پسيان در اصفهان با درجه سرهنگى رياست ستاد نيروهاى جنوب را بر عهده داشت از سوى رضا خان به درجه سرتيپى نايل آمد و به عنوان اينكه «در تهران بيشتر مىتوانيد خدمت كنيد» به تهران فراخوانده شد. ظاهرا اين اقدام رضا خان، متأثر از قضاياى كلنل محمد تقى خان پسيان در مشهد بوده است. پس از آن سرتيپ حيدر قلى پسيان در اقداماتى همچون رسيدگى به مناطق آشوبزده و تحقيق در مورد عمليات فرماندهان نظامى در لرستان، كردستان و آذربايجان مأموريت يافت. او در سال ١٣١٠ با مقام سازمان بازرسى ارتش از طرف رضا شاه براى رسيدگى به كارهاى تيمور تاش در ارتباط با شورويها و فرار باژانف از مسكو عازم بوشهر شد. وى چندى بعد مورد غضب رضا شاه قرار گرفت و تا شهريور ١٣٢٠ در زندان ماند. او در سال ١٣٣٠ به علت بيمارى به اروپا رفت و در هامبورگ درگذشت. (كرونين، ارتش و تشكيل حكومت ...، ص ٢٧٥؛ امير احمدى، خاطرات نخستين سپهبد ايران، ص ٥٥٩).
(٤). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٩، ص ٧.
(٥). روزنامه اتحاد، شم ١٣٧، ص ٣.
(٦). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٩، ص ٩.
(٧). براى آگاهى از زندگى حسين مؤتمن الملك، ر. ك: همين كتاب، ج ١، ص ٤٥٥.
(٨). روزنامه ايران، شم ١١٠٥، صص ٢ و ٣.
(٩). روزنامه اتحاد، شم ١٣٧، ص ١.
(١٠). همانجا؛ (مدرس در پنج دوره تقنينيه، ص ٢٦٤)
(١١). سرپرسى ليهام لورن،(Percy Lyham Lorain) در ٥ نوامبر ١٨٨٠ به دنيا آمد. در ٢٥ فوريه ١٩٠٧ به عنوان دبير سوم و در ٥ مه ١٩٠٩ به عنوان دبير دوم سفارت انگلستان در ايران خدمت كرد، ولى در اين سمت چندان باقى نماند و در نهم مه همان سال به رم منتقل شد. وى همچنين به عنوان وزير مختار بريتانيا، از اول اكتبر ١٩٢١/ ١٠ مهر ١٣٠٠ عازم ايران شد و در ١٨ دسامبر ١٩٢١/ ٢٦ آذر ١٣٠٠ وارد تهران گرديد. سپس در ٢٩ ٠ ذر ١٣٠٠/ ٢١ دسامبر ١٩٢١ با قوام السلطنه رئيس الوزراء و در ٢٦ دى ١٣٠٠/ ١٨ ژانويه ١٩٢٢ با رضا خان سردار سپه وزير جنگ وقت ملاقات كرد. به دنبال آن از مه ١٩٢٢/ ارديبهشت ١٣٠١ وزارت خارجه بريتانيا به صلاحديد سرپرسى لورن وزير مختار خود در تهران، تحريم پرداخت مساعده از بانك شاهنشاهى به ايران را خاتمه داد؛ مشروط بر اينكه اين مساعده به شخص سردار سپه پرداخت گردد. همچنين لورن در ٢٢ آبان ١٣٠١/ ١٣ نوامبر ١٩٢٢، طى نامهاى كليه بديهاى معوقه به انگلستان را از دولتمردان ايرانى طلب كرد، هرچند انگليسها به خوبى از خالى بودن خزانه ايران آگاه بودند.
با ختم غائله سيميتقو در كردستان و شيخ خزعل در جنوب، لورن جايگاه سردار سپه را از گذشته قوىتر يافت و براى رساندن وى به رأس حكومت بسيار كوشيد. لورن از حاميان سرسخت رضا خان و از عوامل مؤثر در صعود وى به حكومت بود و براى هماهنگ كردن سياست وزارت خارجه به نفع رضا شاه بسيار تلاش كرد. در سال ١٣٠٤ ش/ ١٩٢٥ م لورن پيشنهاد خود مبنى بر جداسازى جزاير «ابو موسى» و «شيخ شعيب» واقع در خليج فارس را طى نامهاى به رئيس الوزراء داد؛ اما اين نامه توسط دكتر مصدق مورد بررسى قرار گرفت و معلوم شد اين جزاير متعلق به ايران است. اين موضوع در هيأت وزيران نيز مطرح گرديد. هرچند مصدق نتوانست لورن را متقاعد سازد و پيشنهاد كرد اين مسئله به جامعه ملل ارجاع گردد. سرپرسى لورن در نامهاى به تاريخ ٣١ دسامبر ١٩٢٥/ ٢٠ دى ١٣٠٤، علنا به حمايت از رضا شاه پرداخت و وى را تنها فردى معرفى كرد كه مىتواند اداره امور ايران را انتظام بخشد و ايران را در مسير ترقى قرار دهد. لذا توصيه كرد كه انگلستان بايد نهايت حمايت خود را از وى اعلام كند. سرپرسى لورن در هفتم دسامبر ١٩٢٦/ ١٧ آذر ١٣٠٥ به آتن منتقل شد. (لويى، ديپلماتها و كنسولهاى ايران و انگليس، ص ٩٩؛ همين كتاب، ج اول، صفحات متعدد.)
(١٢). اسنادى از صنعت جهانگردى در ايران، ج ١، ص ٢.
(١٣). مقصودلو، مخابرات استرآباد ...، ج ٢، ص ٨٠٨ مشابه اين اقدام چند روز پيش نيز رخ داد و اين طايفه بيست رأس گاوميش از كردمحله دزديدند.
(همانجا)
(١٤). لطفعلى صورتگر فرزند ميرزا آقا خان شيرازى و نوه لطفعلى خان، نقاش معروف قرن ١٣، در ١٢٧٩ ش در شيراز به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايى را در زادگاه خود گذراند و در هندوستان تحصيلات متوسطه را تمام كرد. با بازگشت به شيراز چندى در اداره دارايى و سپس در وزارت فرهنگ به عنوان معلم مدرسه مشغول به كار شد. در اين مدت مجله سپيدهدم را منتشر كرد و همزمان در محضر درس فرصت الدوله به تكميل فنون ادب و نقاشى پرداخت.
صورتگر در ١٣٠٦ ش جزو محصلين اعزامى به انگلستان سفر كرد و در رشته ادبيات انگليسى ليسانس گرفت. پس از آن به تهران بازگشت و به تدريس در دانشسراى عالى پرداخت. در ١٣٢٦ ش بار ديگر به انگلستان رفت و دكتراى خود را در رشته ادبيات انگليس اخذ كرد. با مراجعت به ايران تدريس در دانشگاه تهران را آغاز كرد و با حفظ سمت، از بدو تشكيل دانشكده ادبيات شيراز به رياست آن دانشكده منصوب شد و چند سال هم رياست دانشگاه شيراز را بهعهده داشت. او يك سال نيز به دعوت دانشگاه كلمبيا استاد ادبيات فارسى و انگليسى آن دانشگاه شد.
همزمان با تدريس به عنوان عضو هيأت ايرانى در مجمعهاى ادبى و فرهنگى كشورهاى مختلف ازجمله روسيه، امريكا و پاكستان شركت كرد. صورتگر سردبيرى مجله آموزش و پرورش را به عهده داشت و سالها رئيس دار الانشاى بانك ملى ايران نيز بود.
صورتگر را جزو قصيدهسرايان مطرح معاصر دانستهاند كه قصايدش را به سبك خراسانى مىسرود. سادگى، روانى، انسجام كلام و معانى و تركيبهاى تازه از ويژگيهاى زبان شعرى اوست. منتخبى از اشعارش در مجموعه برگهاى پراكنده چاپ و منتشر شده است. از ديگر آثار او مىتوان به اصول علم اقتصاد و تجارت، تاريخ ادبيات انگليسى و سخن سنجى اشاره نمود. وى عضو فرهنگستان زبان و نيز عضو كميته مركزى حزب مليون ايران بود.
صورتگر در ٣ مهر ١٣٤٨ در تهران به عارضه قلبى درگذشت و پيكر او را به شيراز برده و در حافظيه به خاك سپردند. (صبور، تذكرهاى از سخنوران روز، صص ٤٩٧ تا ٥١٠؛ ركنزاده آدميت، دانشمندان و سخنسرايان فارس، ج ٣، صص ٤٦٨ تا ٤٨٣؛ بامداد، سيماى شاعران فارس ...، ج ١، صص ٧٠٨ تا ٧١٠).
(١٥). رومى، تاريخ مطبوعات فارس: قاجاريه، صص ١١٤ و ١١٥.