روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٤٣٧
* دردسرهاى تحصيل دو شاهزاده در اروپا
ابراهيم ميرزا و انوشيروان ميرزا دو شاهزادهاى كه در انگلستان مشغول تحصيل هستند، به دليل نپرداختن هزينههاى تحصيلشان توسط خانوادههايشان بارى به دوش سفارت ايران در لندن شدهاند. اين موضوع به عز الدوله ٧ پدر انوشيروان ميرزا و يمين السلطنه پدر ابراهيم ميرزا منعكس شد. وزارت امور خارجه ضمن انعكاس پاسخ اين دو پدر به لندن، خطاب به سفير نوشت كه اين تلگرافها جنبه شخصى دارد و با ارسال آنها از طريق سفارت هزينههاى آن به دولت تحميل مىشود و توصيه كرد از پولى كه خانواده اين دو شاهزاده مىفرستند مخارج تلگراف كسر شده به آنها تحويل شود. ٨
* توسل امير جنگ به سرپرسى كاكس
به دنبال اختلافى كه بين امير جنگ والى پشتكوه و فرزندانش پيش آمد و موجب شد فرزندان راه عراق در پيش گيرند (ر. ك ١٨ مه) اينك به گزارش اخبار محرمانهاى كه به دست كنسولگرى ايران در بغداد رسيده امير جنگ به سرپرسى كاكس متوسل شده تا بين او و فرزندانش را اصلاح بكند. اين گزارش مىگويد كه كاكس قرار است يك صاحبمنصب انگليسى را به پشتكوه بفرستد. ٩
* نامه مؤتمن الملك به فرخى
در پى درج خبرى در روزنامه طوفان به مديريت فرخى درباره ملاقات خصوصى مؤتمن الملك رئيس مجلس شوراى ملى با شارژ دافر سفارت روسيه شوروى، مجلس شوراى ملى در نامهاى به آن روزنامه خبر را مطابق واقع ندانست و توضيح داد كه مقام روسى اظهار داشت «چون مملكت روس يك مملكت دموكراسى است و مملكت ايران هم مشروطه است از نقطهنظر دموكراسى نماينده دولت ساوتى روسيه در قضاياى غيرمترقبه ايران اظهار همدردى مىنمايد. چون رئيس محترم مجلس اين نوع اظهارات ودادآميز را دخالت در امور داخلى نمىدانستند، بيانات شارژدافر محترم را با حسن قبول تلقى و اظهار امتنان نمودند.» ١٠
* بىحساب و كتابى در معارف آستارا
به گزارش كارگزارى مهام خارجه آستارا، نبيل الدوله، هيأتى به نام معارف در اين شهر تشكيل شده و از ورود و خروج كالاها تا رواديد و وسايل نقليه، اعانه براى گرداندن مدرسه مىگيرد. «و چون از طرف اداره معارف هم نماينده در آستارا نيست، حساب وجوه مأخوذى را به كسى نمىدهند.» كارگزارى با ذكر نمونهاى از حيفوميل اين پولها كه توسط شخصى به كسب و كار زده شده بود تا از عوايد آن صرف معارف شود، اما چنين نتيجهاى حاصل نشده بود، نوشت كه «در اين موقع كه معلمين تهران براى وصول حقوق خود در نهايت عسرت مىباشند در دخلوخرج معارف آستارا توجه مخصوصى مبذول شود كه شايد كمكى هم به معارف تهران بشود.» ١١
______________________________
(١). روزنامه شفق سرخ، شم ٨١، ص ٢.
(٢). روزنامه اتحاد، شم ٢٥٠، ص ٣.
(٣). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١٨، ص ٥٨. موضوع اعزام ساعد الوزاره به بادكوبه مربوط به گزارش مثبت نايب سرهنگ اسماعيل خان مأمور اعزامى وزارت جنگ به مسكو و برلن است كه در سر راه خود و هنگام توقف در بادكوبه از اقدامات ساعد الوزاره نسبت به خنثى كردن فعاليتهاى سياسى ايرانيان فرارى به آن محال (ابو القاسم لاهوتى و اتباعش و برخى ديگر از فراريان چپگرا) تمجيد كرده بود.
(٤). وى در نامه به اشتباه ٢٥ سپتامبر نوشته است.
(٥). اسناد وزارت امور خارجه، ١٦- ١- ٢٧- ١٣٠١.
(٦). همان، ١٦- ٢- ٣٦- ١٣٠١.
(٧). عبد الصمد ميرزا عز الدوله پسر سوم محمد شاه قاجار و برادر ناتنى ناصر الدين شاه و حاكم قزوين، بروجرد و بختيارى، همدان، زنجان، ملاير، تويسركان و نهاوند در ١٢٦٠ ق ديده به جهان گشود. مادرش از تركمنهاى طايفه سالور بود. در ده سالگى به پيشكارى حسنعلى خان خويى آجودانباشى و دو سال بعد به پيشكارى حاج ميرزا عبد اللّه خان علاء الملك برادر حاج ميرزا حسين خان سپهسالار منصوب شد. در سال ١٢٧٨ ق به لقب عز الملك ملقب و به حكومت همدان انتخاب گرديد و يك سال بعد به جاى يحيى خان معتمد الملك به سمت ايلخانىگرى ايل قاجار برگزيده شد و در همان سال پس از خانلر ميرزا به حكومت بروجرد رسيد. پس از بازگشت از سفر اروپا كه به همراه ناصر الدين شاه رفته بود به گوشهگيرى و انزوا خو گرفت و كمتر مأموريتى را قبول مىكرد تا اينكه چند سال بعد دوباره به حكومت همدان رسيد.
[تصوير] نفر اول سمت راست: عبد الصمد عز الدوله
در اين دوره بود كه كتابى درباره جغرافياى همدان و نهاوند نوشت. او ظاهرا چهار دوره به حكومت همدان منصوب شده است. در ١٣٠٢ نيز به جاى يحيى خان مشير الدوله وزير عدليه بوده است. عز الدوله در ١٣٠٩ از حكومت همدان عزل و به حكومت ملاير، تويسركان و نهاوند منصوب شد. وى داماد عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه بود. فرانسه و انگليسى مىدانست و به كتاب و كتابخوانى علاقه داشت. عمر طولانى يافت و تا سال ١٣٤٨ ق يعنى هشتاد و چند سال زندگى كرد و در جريان حوادث مشروطه چون به تبعيت روسيه درآمده بود آسيبى نديد. عبد اللّه مستوفى كه شوهر نواده او بوده است شرحى از زندگى او را در كتاب شرح زندگانى من آورده است. عز الدوله سرانجام به بيمارى استسقا مبتلا شد و از دنيا رفت. (دايره المعارف ايرانيكا، ج ٩، ص ١٣١؛ محبوبى اردكانى، چهل سال تاريخ ايران، ج ٢، ص ٤٨٠؛ مولانا بروجردى، تاريخ بروجرد، ص ٥١٥؛ بامداد، شرح حال رجال ايران در ...، ج ٢، ص ٢٦٨).
(٨). اسناد وزارت امور خارجه، ٢٣- ٨- ٣٢- ١٣٠١.
(٩). همان، ٣٨- ١٣- ٤٧- ١٣٠١.
(١٠). آذر شهرضايى، فرخى يزدى سرانجام يك ...، صص ١٠٩ و ١١٠.
(١١). اسناد وزارت امور خارجه، ٢٣- ٣٢- ٣٢- ١٣٠١.