روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٥٣٣
* اقدامات سوء يك كميسر در تركمنصحرا
محمد حسين خان آيرم ٨ رئيس قشون استرآباد و مازندران خبر از جولان يك كميسر داد كه «از حسنقلى وارد صحرا و با اشرار صحرايى مذاكرات و بند و بستهايى كرده تا چهار هزار تومان به آنها براى انجام امرى وعده پرداخته است.» وى در ادامه مىنويسد كه دستور دادهام همه افرادى كه بدون اجازه از مرز وارد صحرا مىشوند اگر صاحبمنصب هم باشند دستگير و تحت الحفظ به استرآباد اعزام شوند. اين تصميم به رضا خان وزير جنگ منعكس شد و او آن را تصويب نمود. ٩
* مبارزه با دزدان دريايى، بدون كشتى
بنابر گزارش رئيس قشون استرآباد و مازندران اقداماتى كه در مبارزه با دزدان دريايى صورت گرفته مؤثر بوده است؛ اما اينك كشتىاى كه با رفتوآمد خود موجب جلوگيرى از شرارتهاى دزدان دريايى شده بود، از كار افتاده است. او درخواست كرد تا تركمنها متوجه نشدهاند خوب است كشتى ليانازوفها به بندر جز بيايد و اين كشتى خراب هم براى تعمير به انزلى برود تا خللى در امر مبارزه با دزدان دريايى پيش نيايد. ١٠
* اطاعت گرگانروديها از دولت
تعدادى از اهالى گرگانرود در تلگرامى كه به رضا خان وزير جنگ فرستادند خود را مطيع، دولتخواه و تابع دانستند و از اعمال سردار امجد و طرفدارانش در طالش برائت جستند. «به آواز بلند فرياد مىزديم كه اهالى طالش خاصه گرگانرود مطيع اوامر دولت مطبوعه خود بوده يگانه وزير جنگ را كه امروز حيات مملكت و ملت را تجديد و تأييد مىنمايد، مىپرستيم.» آنها در اين تلگرام شايعاتى را كه درباره گرگانروديها وجود دارد تكذيب كردند. ١١
* درخواست اعطاى نشان به كارمندان عالىرتبه بهداشت
امروز براى «دكتر غلامحسين خان عضو مجلس حفظ الصحه دولتى و رئيس كل قرانطيه سواحل بحر خزر» و دكتر يوسف خان عليم السلطنه رئيس دفتر مجلس حفظ الصحه دولتى، به ترتيب يك قطعه نشان شير و خورشيد از درجه اول با حمايل و اعطاى نشان شير و خورشيد از درجه دوم با حمايل پيشنهاد شد. پيشنهاددهنده وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه بود. ١٢
* گشايش عدليه بروجرد
امروز عدليه بروجرد بازگشايى شد. در اين مراسم رؤساى دواير دولتى شركت داشتند. گزارش ديگر حاكى است كه با وجود بارندگى مناسب در بروجرد، نبود پول و نقدينگى راه معاملات را بسته است. مردم بىاندازه در مضيقه هستند و عايدات ادارات دولتى به يك سوم و گاه تا يك چهارم تقليل پيدا كرده است. ١٣
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١٢٧١، ص ١.
(٢). همانجا.
(٣). اسناد وزارت امور خارجه، ١/ ١٠٣- ٥- ٣٣- ١٣٠١؛ همان، ٦٢- ٥- ٣٣- ١٣٠١.
(٤). در نامهاى ديگر از وزارت امور خارجه به كابينه رياست وزراء «قراتاش» نوشته شده است (اسناد وزارت امور خارجه، ٤٨- ١- ٢- ١٣٠١).
(٥). همان، ص ٤٦- ١- ٢- ١٣٠١.
(٦). همان، ٤ و ٣- ٤٤- ٣٢- ١٣٠١.
(٧). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، س ١٣٠١، شم سند ٣٧٢١ و ٣٧٢٢.
(٨). محمد حسين آيرم از رجال سياسى و نظامى دوره رضا شاه در ١٢٩٩ ق/ ١٢٦١ ش در تهران متولد شد. او تحصيلات خود را در تهران، قفقاز و روسيه دنبال كرد. آنگاه در سن ١٩ سالگى به رسته پياده قزاق وارد شد. وى يك سال نيز در ارتش تزارى، بهعنوان افسر خدمت كرد. با تكميل دوره آموزشى خود در مؤسسات نظامى روسيه، پس از ده سال خدمت به درجه سرهنگى رسيد. سپس آجودان كلنل لياخوف روسى شده، در ١٢٩٤ ش به مقام رياست ستاد نيروى قزاق نشست. آيرم در ١٣٠٠ ش با درجه سرهنگى به فرماندهى تيپ مستقل شمال رسيد. در اين مدت براى جلب رضايت رضا خان، به مردم رشت سخت اجحاف كرد.
وى سپس به رياست قشون استرآباد و مازندران منصوب شد. ليكن به دنبال تجاوزات و راهزنىهاى تركمانان و قتل و غارت مردم در استرآباد موقعيت وى به خطر افتاد؛ در ١٣٠٤ ش معزول و به پايتخت فراخوانده شد؛ چندى بعد به رياست قشون آذربايجان منصوب گرديد كه رياست املاك سلطنتى را هم برعهده داشت و زمينهاى مرغوب را براى شاه مصادره مىكرد. اعمال خلاف عفت عمومى آيرم و خبر شراب خوردن وى با روسپيان، اعتراض مردم و آيت اللّه انگجى تبريزى را برانگيخت و سپهبد امير احمدى او را به امر رضا خان، تحت الحفظ به پايتخت آورد.
پس از اين غائله آيرم تنزل مقام يافت و به گروه افسران احتياط پيوست؛ مدتى نيز بىكار بود، اما بعد از طرف شاه به رياست دژبانى مركز منصوب شد. وى در فاصله ١٣٠٦ ش تا ١٣٠٨ ش، رياست بازرسى ارتش و رياست بازرسى پليس را عهدهدار شد و در ١٣١٠ ش به رياست شهربانى دست يافت كه در اين سمت، تيمور تاش، داور، سردار اسعد و بسيارى از رجال قدرتمند را به زندان، تبعيد و كام مرگ فرستاد. آيرم در ١٣٠٩ ش به آلمان رفت و با سازمانهايى مانند گشتاپو آشنا شد؛ در سال ١٣١٢ ش پليس سياسى را در ايران راه انداخت؛ در همين سال به درجه سرلشكرى رسيد و با خريد مايحتاج نظميه وارد معاملات سودآورى براى خود شد و به عوايد سرشارى از املاك تصاحبى در شمال دست يافت؛ در ١٣١٤ ش كه احتمال داد به سرانجام تيمور تاش يا داور گرفتار شود به بهانه درمان بيمارىاش از كشور خارج شد. تلاش رضا شاه براى بازگرداندن او هم سودى نبخشيد. وى در آلمان لژيون ايرانى را تأسيس كرد و در ١٣١٩ ش با شعار حكومت ايران آزاد، ستادى در آلمان و فرانسه تشكيل داد؛ پس از مدتى از طرف آلمانيها به اتهام قاچاق به زندان افتاد كه با مداخله سوئيسىها آزاد شد. چندى هم در بند زندان امريكايىها گرفتار گرديد. وى پس از آزادى در اميرنشين ليختن اشتاين بسر برد تا اينكه در ١٣٢٧ ش درگذشت. (آزاد، «سرتيپ آيرم، رئيس شهربانى»، خاطرات وحيد، ص ٤٠؛ بهار، تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران، ج ٢، صفحات متعدد).
(٩). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، س ١٣٠١، سند شم ٣٧٢٥ و ٣٧٢٦.
(١٠). همان، سند شم ٣٧٢٠.
(١١). همان، پ ١٩، صص ٣٨ تا ٤٠. گرگانرود ناحيهاى است كوهستانى كه در بخش مركزى شهرستان طالش از توابع استان گيلان قرار دارد. اين دهستان از شمال به آستارا و درياى خزر، از شرق به درياى خزر، از جنوب به ييلاقات اردبيل و از غرب به اسالم و محلات اردبيل منتهى مىشود. همچنين داراى ٩٨ آبادى است. (لغتنامه دهخدا، ج ١١، ص ١٦٨٣٧؛ كتاب گيلان، ج ١، صص ٤٥- ٤٤).
(١٢). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٦، صص ٥٣ و ٥٤؛ در اسناد آمده است كه در تاريخ ١٨ دى با اعطاى نشان و حمايل به دكتر غلامحسين خان موافقت شده است. (همان، پ ٦، ص ٥٥).
(١٣). روزنامه شفق سرخ، شم ٩٨، ص ٢.