روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٧٠٨
عامه اطلاع دادهاند.» ٨
* پاسخ حسين خزاعى به درخواست وزارت جنگ در مورد اقدامات امريكاييها
امير لشكر شرق، حسين خزاعى، در پاسخ به درخواست وزارت جنگ، كه در پى تلگراف علماى مشهد به وزير جنگ صورت گرفت (ر. ك: ٣ و ٧ اسفند) نوشت كه «امريكاييها در حدود خيابان عليا، پشت مقبره نادر شاه چهل هزار ذرع اراضى به امضاى آيت اللّهزاده خراسانى ابتياع و خيال ساختمان مفصلى از قبيل مدرسه و غيره دارند ولى حجت الاسلام آقاى حاجى آقا حسين قمى و ساير آقايان علماء محترم اجماعا با ابتياع و ساختمان اراضى مخالف، همه روزه جلسات عديده دارند.
ريه بنده هم اين است كه به كلى جلوگيرى بشود.» ٩
* پاسخ حاكم استرآباد به شكايت معتضد الاسلام
پس از شكايت معتضد الاسلام از ناامنى در استرآباد و درخواست رضا خان وزير جنگ براى روشن شدن موضوع، حاكم نظامى استرآباد امروز نوشت كه معتضد الاسلام يك روحانى مداخلهجو است و توقعات بىجا دارد. اخيرا با تغيير كاربرى مدرسه دار الشفاء استرآباد به مدرسه اطفال، اعتراض كرده و اينك كه وقت انتخابات مجلس است براى وكالت افراد موردنظر خود فعاليت مىكند. حاكم نظامى استرآباد از رضا خان خواست كه براى آگاهى از وضعيت استرآباد از تاجران اين شهر كه اول علاقهمندان امنيت هستند، تحقيق شود. ١٠
* تذكر رضا خان به ژنرال كنسول افغانستان در مشهد
پس از آنكه در حكم اعدام يكى از سه شرور دستگير شده در مرزهاى شمال شرقى، اگر و اما پيش آمد و ژنرال كنسول افغانستان در مشهد با افغانى خواندن تومان خان تقاضاى عفو او را نمود (ر. ك: ٥ اسفند)، امروز رضا خان وزير جنگ در تلگرامى به امير لشكر شرق حسين خزاعى، دستور داد كه به ژنرال كنسول افغانستان بگويد اتباع خارجى كه در كشور ديگرى مرتكب جنايت مىشوند بايد مطابق قوانين همان مملكت مجازات شوند «معذلك از اعدام تومان خان صرفنظر مىشود تا موجبات كدورتى حاصل نگردد.» ١١
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١٣٢٨، ص ١.
(٢). بهار (ملك الشعرا)، تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران، ج ١، صص ٢٩٨ و ٢٩٩).
(٣). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١، ص ٣٨. واقعيت اين است كه حاكم نظامى لنگرود، حاكم گيلان را در جريان تصميم خود قرار داده بود. اما زمانى كه حاكم گيلان متوجه شد دستگيرى و تبعيد روحانيان لنگرود نتيجه عكس داده و واكنشهاى منفى در پى داشته، خود را زيركانه از موضوع كنار راند تا همه تيرها به سوى حاكم لنگرود نشانه رود.
(٤). همان، پ ١٤، ص ١١٢.
(٥). همان، پ ١١، صص ٧١ و ٧٣. در اين نامه، از مشخصات زيبا سلطان آمده است كه عيال ياور اسماعيل خان بوده است. پاسخى كه رضا خان وزير جنگ به اقبال السلطنه مىدهد پاسخى غيرمستقيم است و موافقت يا عدم آن روشن نيست (همان، پ ١١، ص ٧٠).
(٦). روزنامه اتحاد، شم ٣٠١، صص ٢ و ٣.
(٧). آيت اللّه سيد محمد بهبهانى مجتهد پرنفوذ تهران و از فعالان اجتماعى- سياسى دوره پهلوى در سال ١٢٩١ ق در تهران متولد شد. پدرش سيد عبد اللّه بهبهانى از رهبران مشهور مشروطه بود. سيد محمد تحصيلات مقدماتى اعم از صرف و نحو، فارسى، عربى و حساب و هندسه را تحتنظر معلمين خصوصى فراگرفت. پس از مدتى به نجف رفت و در فقه و اصول، در دروس استادانى چون آخوند ملا محمد كاظم خراسانى حاضر شد. وى در فلسفه و علوم معقول از شاگردان ميرزا ابو الحسن جلوه بود. فعاليتهاى سياسى وى در دوره مشروطه در كنار پدرش آغاز شد. پس از دوره استبداد صغير و سقوط محمد على شاه، در شورايى از مشروطهخواهان كه براى اعاده مشروطيت تشكيل شده بود، عضويت يافت. اين شورا در نخستين جلسه، محمد على شاه را از سلطنت خلع و احمد ميرزا را به سلطنت برگزيد. وى در تشكيل مجلس نيز فعاليت بسيار كرد و در دوره دوم مجلس به نمايندگى مردم تهران برگزيده شد. پس از شهادت پدرش، نفوذ و اعتبار بهبهانى افزايش پيدا كرد و تقريبا در تمام حوادث سياسى نقش ايفا نمود. وى در اولين اقدام به تبعيد علما از عتبات توسط حكومت عراق و به دستور انگليس، در ١٣٠٢ ش اعتراض نمود. او در ١٣٠٤ ش، به عضويت مجلس مؤسسان انتخاب گرديد و تا پايان سلطنت رضا شاه با دربار مناسباتى داشت. با اين همه ظاهرا تا پس از سلطنت رضا شاه در فعاليت اجتماعى مهمى شركت نكرد. در دوره حكومت محمد رضا شاه، بهبهانى، به عنوان يك روحانى طراز اول روابط خود را با دربار حفظ كرد. وى در روز ٩ اسفند ١٣٣١ كه طبق توافق مصدق و محمد رضا پهلوى قرار بود شاه از ايران خارج شود، به اتفاق عدهاى در دربار حضور يافته و شاه را از اين مسافرت منع نمود. در مرداد ١٣٣٢، در پى اعلام همهپرسى مصدق راجعبه انحلال مجلس هفدهم، بهبهانى به همراه آيت اللّه كاشانى اقدام مصدق را خلاف شرع و حرام دانست. پس از كودتاى ٢٨ مرداد، محمد رضا پهلوى طى تلگرامى از رم به بهبهانى خواستار اجراى دستورات دولت زاهدى، رهبر كودتا شد و بهبهانى نيز طى تلگرافى به شاه پاسخ مثبت داد. در پى ترويج فرقه بهاييت بهبهانى به همراه مرجع تقليد، علما و مردم به دولت فشار آورد و در نتيجه شاه به اجبار دستور بسته شدن حظيره القدس، مركز تجمع بهاييان را صادر كرد. روابط بهبهانى با حكومت، از ١٣٣٧ ش به بعد رو به تيرگى نهاد. در دىماه همين سال او طرح مجدد مسئله شركت زنان در انتخابات مجلس سنا را مورد حمله قرار داد. به دنبال تصويب قانون انجمنهاى ايالتى و ولايتى در ١٦ مهر ١٣٤١، كه در آن شرط قسم به قرآن و مسلمان بودن از شرايط انتخابشوندگان و انتخابكنندگان حذف و به زنان نيز حق رأى داده شده بود، رابطه بهبهانى و حكومت تيرهتر شد. اقدام وى و سه نفر از مجتهدان در ترغيب مردم به تحصن در مسجد حاج سيد عزيز اللّه در لغو تصويبنامه مؤثر بود. وى در قضيه اصول ششگانه انقلاب سفيد، كه امام خمينى همهپرسى شاه را براى انقلاب سفيد تحريم نمود، در كنار آيت اللّه سيد احمد خوانسارى به تحريم همهپرسى فتوا داد. وى در فاجعه فيضيه نيز جنايت رژيم شاه را به شدت محكوم كرد. آيت اللّه سيد محمد بهبهانى در ٢٠ آبان ١٣٤٢ در تهران بر اثر سرطان درگذشت و جنازه او به نجف انتقال يافت. (عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ١، صص ٣٣٨- ٣٣٤؛ دانشنامه جهان اسلام، ج ٤، صص ٧٦٧- ٧٦٤).
(٨). روزنامه ايران، شم ١٣٢٨، ص ١. روزنامهها ماه جمادى الثانى را سى روز حساب كرده و با همان محاسبه ماه رجب يك روز ديرتر در سرصفحهها درج مىشد، تا اينكه آيت اللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى اين خبر را به تهران مخابره كرد.
(٩). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١٠، ص ٣٢.
(١٠). همان، پ ١، صص ٨٥ و ٨٦.
(١١). همان، پ ١٠، ص ٧.