روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٠٠
پرداخت حقوق اعضاى روسى» نيست و امكان پاسخگويى به طلبكاران خرد كه هر روز به بانك مراجعه مىكنند وجود ندارد. ٧
* يك دختر جديد الاسلام در يزد
گزارش رسيده از يزد حاكى است كه يك دختر زرتشتى به دين اسلام گرويد. وى از اهالى نصرتآباد يزد بود. ازاينرو او را به نزد حجت الاسلام حاجى ميرزا سيد على مجتهد برده، «كلمه طيبه را به او تلقين نموده، قبول دين اسلام كرده است.» والدين و جمعى از زرتشتيان محل معتقدند كه دختر به ميل خود به اسلام نياورده، او را تحريك كردهاند. ٨ اما واقعيت چيز ديگرى بود. (ر. ك: ٢٨ تير)
* خودكشى ميرزا حبيب اللّه خان ميكده
حبيب اللّه خان پسر ميرزا سليمان خان ميكده امروز خودكشى كرد. علت خودكشى او تمرد از دستور مافوق و سپس كسر درجه نظامى بوده كه از «تابين» به «معين» نزول كرده، او تحمل نياورده و اقدام به خودكشى مىكند. ٩
* ورود امان اللّه جهانبانى به تبريز
سرتيپ امان اللّه ميرزا رئيس كل اركان حرب امروز وارد تبريز شد. از ديگر اخبار مربوط به تبريز اينكه؛ با وجود استقرار پست امنيه در برخى از راههاى منتهى به تبريز، به دليل شمار اندك آنها امكان برقرارى امنيت در اين نواحى وجود ندارد و نقل و انتقال مشكل انجام مىشود. ١٠
* گزارش اميرلشكر غرب در نخستين رويارويى جدى خود با الوار
در اين گزارش آمده است كه ساعت سه صبح امروز حمله به چادرهاى الوار شروع شد. آنها تنگههاى مهم سيلاخور را در دست داشتند. جنگ تا ساعت پنج عصر دوام داشت. اميرلشكر غرب تأكيد كرد كه تاكنون نظير اين جنگ در صفحه لرستان واقع نشده بود.
[تصوير] احمد آقا خان اميراحمدى
تنگه و قلعه چگينىكش كه در دست الوار و محل عبور و مرور به صفحه سيلاخور و يگانه اميد آنها بود در ساعت ١١ صبح به دست اردوى دولتى فتح شد. تلفات الوار به قدرى سنگين بود كه از قرار اطلاعات خود آنها تصور نمىكردند.
يك گروهان پياده و دو مسلسل براى محافظت خرابههاى چگينىكش گذاشته و كارگران با مصالح كه قبلا تهيه شده بود شروع به ساختن برجها كردند. كوههايى كه به تصرف اردوى دولتى درآمده بسيار صعب و دشوار بود. آمار كشتههاى الوار را از يكصد و پنجاه الى دويست نفر و تلفات اردو را يك صاحبمنصب مجروح، چهارده تابين كشته، بيست و سه نفر مجروح ياد كرد. ١١
* ادامه شرارتهاى شاهسونها در آذربايجان
در ادامه دستاندازيها و غارتگريهاى گروهى از شاهسونها امروز حدود دويست شاهسون ناگهان به كاروانى در «صحن حاجى آقا» يورش برده و مال و حشم آن را به چنگ مىآورند.
سواران پست حاجى آقا و روستاهاى اطراف با اسلحه متجاوزان را تعقيب كرده پس از چند ساعت هشت اسب شاهسونها كشته و چند نفر از آنها نيز مقتول شدند و اموال به غارت رفته جمعآورى شد. ١٢
______________________________
(١). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى،
پ ٢٠، ص ٣٠. رضا خان در حاشيه اين نامه دستور داد: «از فروشش دست نگاه داريد و به
آنها بگوييد مال هر كجا است چون قاچاق هست نخواهيم داد.» اين جمله نسبتا عاميانه و
محاورهاى روز دهم تير با تعبيرات رسمى به اميرلشكر غرب منعكس شد. (همان، ص ٢٩).
(٢). روزنامه ايران، شم ١١٦٥، ص ١.
(٣). همانجا.
(٤). همانجا.
(٥). همان، ص ٢.
(٦). همانجا.
(٧). اسنادى از اختلافات و دعاوى ...، صص ٢٢ تا ٢٤.
(٨). روزنامه ايران، شم ١١٦٥، ص ٢.
(٩). روزنامه شفق سرخ، شم ٤٢، ص ٢. «حبيب اللّه خان ميكده كه از افسران جزء ژاندارمرى بود در اين انحلال و انتقال خواهىنخواهى و اجبارا به تيپ عراق منتقل گرديد. مىگويند جان محمد خان [فرماندهاش] نسبت به وى سوءنيتى داشته و مدتى او را بدون علت زندانى مىكند و سختگيريهاى بىموردى درباره مشاراليه اعمال مىنموده است. بالاخره دايره زندگى بر جوان حساس تنگ مىشود. بدوا قصد ترور كردن جان محمد خان را مىكند ولى بعدا پشيمان شده قصد انتحار خويش را مىنمايد و قبل از خودكشى اين ابيات را مىسرايد:
|
به پايان كى رسد اندوه و غم، اى عمر، پايانى |
به جان از سخت جانى آمدم، اى مرگ احسانى ... |
|
و اين دو بيت را براى نقش سنگ مزار خويش مىسرايد:
|
در حضرت دوست، با گناه آمدهام |
با حال پريشان و تباه آمدهام |
|
|
شادم كه رخم ز خون سر، گلگون است |
هرچند كه من نامهسياه آمدهام.» |
|
(مكى، تاريخ بيستساله ايران، ج ٢، ص ١٢٣).
(١٠). روزنامه ايران، شم ١١٦٧، ص ٢.
(١١). مكى، تاريخ بيستساله ايران، ج ٢، ص ١١٧.
(١٢). روزنامه ايران، شم ١١٧١، ص ٢.