روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٩٤
______________________________
(١). از دوره دوم مجلس شوراى ملى و بنا به
پيشنهاد امام جمعه خويى، جلسات مجلس در ماه مبارك رمضان ساعاتى پس از افطار تشكيل
مىشد (مدرس در پنج دوره تقنينيه، ج ١، ص ٢٨٢).
(٢). مهدى قلى خان سديد الملك در ١٢٥٦ ق در قمشه ديده به جهان گشود.
پدرش حشمت الممالك نام داشت. تحصيلات مقدماتى را در حد متعارف فراگرفت و سپس به استخدام دولت درآمد. او در دوره چهارم به نمايندگى از سوى مردم شهرضا (قمشه) وارد مجلس شوراى ملى شد.
دوره چهارم مجلس شوراى ملى در اول تير ١٣٠٠ افتتاح گرديد و تا مرداد ١٣٠٢ تداوم يافت. (اسامى و مشخصات نمايندگان مجلس شوراى ملى در ...، ص ٧٨).
(٣). در حدود ١٢٨٥ ش نخستين و آخرين گروه محصلين مدرسه فلاحت مظفرى كه براى آموزش علمى و عملى فنون كشاورزى در تهران تأسيس شده بود، فارغ التحصيل شدند؛ و مدرسه تعطيل شد و تا يازده سال كشور از وجود مدرسه فلاحتى (كشاورزى) محروم ماند. تا اينكه در ١٢٩٦ ش حسين علاء وزير فوائد عامه و تجارت و فلاحت اقدام به تأسيس شوراى عالى كشاورزى كرد. از جمله توصيههاى اين شورا احداث و ايجاد يك باب مدرسه عالى فلاحت در تهران و دبستانهاى روستايى در ديگر نقاط كشور بود، كه از جمله آن دبستان برزگران را در كرج مىتوان نام برد. در اين دبستان تا ١٣٠٠ ش دو دوره كشاورز فنى پرورش يافتند. ليكن سال بعد (١٣٠١ ش) اين دبستان از وزارت فوائد عامه جدا و به اداره كل خالصجات واگذار شد كه طولى نكشيد به علل مختلف از ادامه كار بازماند و تعطيل گشت. در همين سال به دستور دولت «مدرسه عالى فلاحت و صنايع روستايى» كه پيش از اين شوراى عالى كشاورزى توصيه كرده بود گشايش يافت. محل آن در سبزىكاريهاى امين الملك و رياست آن با موسى خان ميرپنج بود كه پس از او محمود فاتح رئيس آن شد. دوره تحصيل در اين مدرسه دو سال در تهران و يك سال در كرج بود. كلا سه دوره فارغ التحصيل از اين مدرسه بيرون آمد. در ١٣٠٧ ش وزير فوائد عامه وقت دستورى مبنى بر انتقال مدرسه متوسطه كشاورزى به كرج را صادر كرد كه به تدريج پس از حدود دو سال در آذر ١٣٠٩ مدرسه عالى فلاحت در آن شهر گشايش يافت. (قاسمى پويا، مدارس جديد در دوره قاجاريه ...، صص ٥٠١- ٥٠٠؛ معتمدى، جغرافياى تاريخى تهران، ص ٦٢١).
(٤). روزنامه ايران، شم ١١٣٠، ص ٢. با اين حال روشن نيست چرا اين مصوبه اجرا نشد.
(٥). اسنادى از امتياز نفت شمال ...، ص ١١٤.
(٦). همانجا.
(٧). روزنامه ايران، شم ١١٢٩، ص ١.
(٨). جنبش ميرزا كوچك خان بنابر ...، ص ١٥٣.
(٩). مكى، تاريخ بيست ساله ايران، ج ٢، ص ٩٤.
(١٠). جنبش ميرزا كوچك خان بنابر ...، ص ١٥٣.
(١١). روزنامه ايران، شم ١١٢٩، ص ١. برخى منابع در عملكرد رتشتين در ايران چنين اظهارنظر كردهاند كه «او پس از ورود به تهران و تصدى وزيرمختارى كشورش، «بىدرنگ مشغول فعاليت شد و يك سازمان تبليغاتى كامل به وجود آورد. فيلمهاى شوروى بين سينماهاى تهران رايگان به صورت وسيعى پخش گرديد. يك مدرسه روسى كه سابق بر اين در تهران وجود داشت مجددا افتتاح شد. عدهاى از كمونيستها به سمت آموزگار آن مدرسه مشغول تدريس شدند و به كار پرداختند.
رتشتين، به مطبوعات بيشتر از ساير وسايل تبليغاتى توجه داشت. با استفاده از گزارشهايى كه به وسيله بىسيم سفارت از مسكو گرفته مىشد بولتنهاى روزانهاى حاوى اخبار تهيه مىكرد و براى جرايد مىفرستاد. بر اثر اعمال نفوذ او عدهاى جرايد روزانه و هفتگى جديد پا به عرضه وجود گذاشتند. قبل از آمدن رتشتين فقط دو روزنامه در تهران چاپ مىشد كه يكى ايران و ديگرى رعد نام داشت ... دو روزنامه كمونيستى حقيقت و اقدام به ترتيب طبقه كارگر و جوانان ايران را عليه طبقه حاكمه و آريستوكراسى و سرمايهدارى تحريك مىكردند ...» (لنزوسكى، رقابت روسيه و غرب در ايران، صص ١٠٦ و ١٠٧).
(١٢). جنبش ميرزا كوچك خان بنابر ...، ص ١٥٤.
(١٣). روزنامه ايران، شم ١١٢٩، ص ١.
(١٤). تيمورزاده، وحشت در سقز، صص ١٠٤ و ١٠٥).
(١٥). روزنامه ايران، شم ١١٢٩، ص ١.
(١٦). همان، ص ٢.
(١٧). همان، ص ١.
(١٨). روزنامه اقدام، شم ٣٢، ص ٢.
(١٩). روزنامه ايران، شم ١١٣٣، ص ٢.