روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٧٠٢
و بيگانه بدنما است فكرى به حال روشنايى چراغها بشود. ١٥
* ديدار مستوفى الممالك و لورن
سرپرسى لورن وزير مختار انگليس در تهران در گزارش تفصيلى خود كه امروز به انگلستان فرستاد به تشريح علل سقوط دولت قوام السلطنه و نقش روسيه در اينباره؛ و به توضيح مواضع دولت مستوفى الممالك كه به دنبال ديدارى چند ساعته با رئيس الوزراء جديد براى او روشن شده پرداخت. در اين ديدار لورن متوجه شد كه مستوفى الممالك علاقهاى به تصدى اين سمت نداشته است. او از خودباختگى رئيس الوزراء در برابر اظهارات خود مىنويسد و اينكه مستوفى الممالك بدون يارى انگليس كارى از پيش نخواهد برد. نتيجهگيرى نهايى لورن اين است در مجموع اين دولت در راستاى منافع بريتانيا حركت خواهد كرد. ١٦
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١٣٢٦، ص ١.
(٢). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٢٠، ص ٤٥.
(٣). همان، پ ١٠، ص ٨.
(٤). همان، پ ١٨، صص ١٦ تا ١٩.
(٥). تيره ضرغام در كنار تيرههاى مالكى، مهيمى و عبدى مالكى از جمله تيرههاى طايفه مالكى منطقه رودبار در كرمان است كه در دورهاى از تاريخ معاصر جيرفت و كهنوج تأثيرگذار بودهاند. از خوانين معروف اين تيره و طايفه و منطقه، ضرغام نظام رودبارى است كه در دوران حكمرانىاش بر ولايات جيرفت و رودبار كه از زيرمجموعههاى ايالت كرمان- بلوچستان به حساب مىآمدند، نكتههاى بسيارى نقل شده است.
از جمله اينكه هر روز در مكانى معين به دادخواهى مىنشست و به تظلم اهالى گوش مىداد و رسيدگى مىكرد و در مواقع لزوم كيفر و مجازات مىداد. او براى اداره قلمرواش، در هرمنطقه يك نفر ريشسفيد طايفه را مسئول مىساخت و مسلح مىكرد و طايفهها مسئول حفظ امنيت خويش مىگشتند و در مواقع تجاوز طايفهها به يكديگر، طايفه متجاوز مجازات مىشد؛ سلاح منطقه را با ارسال مأمورى از جانب خويش به بمبئى تهيه مىكرد و براى ارشاد مردم و انجام كارهاى دينى و شرعى، ساداتى از نجف و كربلا به آنجا مىآورد كه از جمله سادات موسوى نجفى كهنوج مشهورند. درباره او گفته شده است كه به هنگام انتصاب لطفعلى خان امير مفخم بختيارى به واليگرى ايالت كرمان و بلوچستان، ضرغام نظام رودبارى با ارسال هدايا و يا ذكر عذرهاى بسيار از ملاقات با والى جديد خوددارى كرد. او همين رفتار را نيز پس از اين در زمان حكومت گرفتن سردار ظفر بختيارى در ١٣٣٣ ق انجام داد و از ديدار با والى كه به جيرفت و رودبار رفته بود خوددارى ورزيد. (رفعتى، جيرفت در آينه تاريخ، صص ٢٠٠ و ٢٠٤ و ٢٠٥ و ٢٠٧).
(٦). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١٠، ص ٨٠.
(٧). همان، پ ١، صص ٥٣ و ٥٤.
(٨). همان، پ ١، ص ٦٧.
(٩). همان، پ ١، صص ٩٩ و ١٠٠.
(١٠). اسناد وزارت امور خارجه، ١١٤ تا ١١٦- ٢- ٤٩- ١٣٠١.
(١١). همدى، كردستان و كرد در اسناد ...، صص ٨٨ و ٨٩؛ متن اعلاميه اين چنين بود: «به نام نماينده سامى، اين اعلاميه را به اطلاع مردم سليمانيه مىرسانم. حكومت بريتانيا مسئله بازگشت شيخ محمود را به سليمانيه با توجه كافى موردنظر قرار داده است. مسئله حكمرانى شيخ محمود بر سليمانيه فقط با هدف رضايت مردم و براساس قانون صورت گرفته است اما متأسفانه، اين موضوع تبديل به يك معضل بزرگ ميان كردها و بريتانيا شد كه دليلى جز سرپيچى مقامات سليمانيه از قوانين نداشت. از زمان اعلام اين اخطار لازم است «شيخ محمود افندى» و اعضاى كادر رهبرى سليمانيه از طريق كركوك به بغداد عزيمت كنند. پيش از ترك سليمانيه شيخ موظف است چند نماينده از طرف خود، براى اداره شهر انتخاب كند. اگر ظرف مدت ٥ روز از اعلام اين اخطار، شيخ محمود و اعضاى رهبرى شهر، خود را به بغداد نرسانند دولت بريتانيا تمام قدرت خود را براى سركوب اين قيام به كار خواهد گرفت ... در صورتى كه هيأت مزبور در ضرب الاجل تعيين شده به بغداد برسد ضرر و زيانى متوجه هيچكس نخواهد شد.» (همان) اعلاميه مشابه ديگرى با امضاء «مشاور كركوك» در دست است كه با تاريخ ٢٤ شباط [فوريه] ١٩٢٣ در منطقه توزيع شده است (ر. ك: اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١١، صص ٣٦ و ٣٧).
(١٢). روزنامه اتحاد، شم ٣٠٠، ص ٢.
(١٣). اسناد وزارت امور خارجه، ٤- ٢٨- ٣٥- ١٣٠١.
(١٤). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١، ص ٨٧.
(١٥). اسناد وزارت امور خارجه، ٣٢- ٤- ٢٧- ١٣٠٢.
(١٦).FO E ٠١٤٣ /٧٧ /٤٣