روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٧٠١
* تبعيد علماء لنگرود به رشت
بنابر آنچه كه حاكم گيلان و طوالش امروز براى وزير جنگ نوشت، علماى لنگرود با وضعيت نامناسبى در آن شهر دستگير و به رشت تبعيد شدهاند. او نوشت اين كار بدون اطلاع من صورت گرفته است. او اين خبر را پس از رسيدن نامه علما به وزير جنگ نوشت. علماى لنگرود نوشته بودند: «حسينقلى خان سرهنگ بدون هيچ جهتى دعاگويان علماى لنگرود را با حالت فجيع اسفناك رقتآورى كه از حيّز تحرير و تقرير خارج است تحت الحفظ از لنگرود تبعيد رشت نموده» است. در اين نامه روحانيان خواستار احضار حاكم نظامى لنگرود و محاكمه او شده بودند. ٧ بنا به نامههاى ردوبدل شده اين تبعيد در روزهاى سوم و چهارم اسفند صورت مىگيرد «و اين مسئله فعلا موجب هيجان اهل علم رشت گشته است.» ٨ موضع مصطفى نير السلطان حاكم گيلان در اين نامه كاملا مغاير با آن چيزى است كه پيش از اين به حاكم نظامى لنگرود توصيه كرده بود: «عمليات آنها را در تحت نظر گرفته چنانچه برخلاف وظيفه از آنها رفتارى ديديد فورا آنها را تنبيه» كنيد. (ر. ك: ٢٥ بهمن)
* گزارشهاى امروز امير لشكر شمال غرب از اردبيل
گزارشهاى امروز امير لشكر شمال غرب، عبد اللّه طهماسبى از اردبيل حكايت از تبعيت رؤسا و خوانين طوايف مختلف شاهسون از قبيل آلارلو و قوجه بيگلو و نيز تحويل دادن اسلحههاى خود است. در اين بين ميرزا على خان امير تومان كه گفته مىشود دويست قبضه تفنگ و دو ميليون فشنگ دارد، فقط هشتاد و پنج تفنگ و هشتاد و پنج هزار فشنگ تحويل داده است. «نظر به اينكه اداره لشكرى متعهد شده است كه چند پارچه املاك مشار اليه را ... در موقع تصفيه [تسويه] عملى ... به او مسترد دارد و امير تومان مزبور در عوض اين مساعدت و همراهى اداره لشكر اين قسم خباثت را مرتكب شده است» شايسته جريمه است. ٩
* علل عدم موفقيت كميسيون سرحدى و كارشكنى روسها
پس از درخواست مشاور الممالك سفير ايران در مسكو براى ارسال آگاهىهايى در مورد علل توقف مذاكرات سرحدى بين ايران و روس، وزارت امور خارجه امروز خلاصهاى از وقايع و رخدادهايى كه منجر به ترك مذاكرات از طرف هيأت روسى شد به مسكو فرستاد. اين گزارش بدين ترتيب خلاصه مىشود:
١. ٣٠ اوت/ ٧ شهريور ورود هيأت ايرانى به استرآباد؛ ٢. عدم حضور هيأت روسى غير از شويروف رئيس هيأت؛ ٣. ١٠ اكتبر/ ١٧ مهر ورود هيأت روسى به استرآباد؛ ٤. نبود اختيارات كامل در هيأت روسى؛ ٥. اطلاع كتبى رئيس هيأت ايرانى به هيأت روسى براى حركت در روز معين؛ ٦. موافقت هيأت روسى براى حركت به مرز در ٢ دسامبر/ ١٠ آذر؛ ٧. اطلاع شويروف براى رفتن به گميشتپه؛ ٨. امتناع شويروف از آمدن به گميشتپه و تمايل او به حركت به سوى حسنقلى؛ ٩. ورود هيأت ايرانى به گميشتپه؛ ١٠. امتناع شويروف از رفته به حسنقلى و ورود به گميشتپه؛ ١١. اظهار شويروف به اينكه مذاكرات بايد تا بهار آينده متوقف شود (با وجود مساعد بودن هوا)؛ ١٢. عزيمت مهندس هيأت روسى به تاشكند و مراجعت دو تن ديگر از اعضاء اين هيأت به استرآباد؛ ١٣. توقف مذاكراتى كه هرگز آغاز نشد. ١٠
* تيره شدن روابط شيخ محمود با انگليس
به دنبال دعوت نماينده دولت اشغالگر انگليس از شيخ محمود براى سفر به بغداد و مذاكره با مقامات انگليس و استنكاف شيخ محمود از اين دعوت- كه نوعى استقلالطلبى و عدم وفادارى به انگليس به حساب مىآمد- امروز اعلاميههايى توسط هواپيما در سليمانيه توزيع شد كه در آن آمده بود اگر ظرف پنج روز شيخ محمود به بغداد نيايد- و در واقع ابراز اطاعت نكند- بريتانيا تمام قدرت خود را براى سركوب حاكميت سليمانيه به كار خواهد بست. ١١
* اعتصاب آژانها
از امروز و براى چندمين بار آژانهاى بعضى از كميسرهاى نواحى مركز به دليل گرفتاريهاى ناشى از پرداخت نشدن حقوق دست از كار كشيدند و اعتصاب كردند. اين اعتصاب در حال گسترش و سرايت به كميسرهاى ديگر است. ١٢
* تقاضاى سفير روسيه براى شروع مذاكرات
در نامهاى كه شومياتسكى وزير مختار روسيه شوروى در تهران به وزير امور خارجه فرستاد درخواست كرد مذاكرات در مورد همه مسائل متنازعفيه كه تاكنون باقى مانده آغاز و انجام يابد. وى پيشنهاد كرد كه هرچه زودتر در تهران راجع به انعقاد و امضاء نمودن قراردادهاى ذيل مذاكرات لازمه شروع گردد: قرارداد راهآهن، قرارداد عبورومرو از سرحدات، قرارداد مزارع. ١٣
* معرفى معتضد الاسلام
در پى شكايت معتضد الاسلام به رضا خان وزير جنگ از ناامنىهاى استرآباد (ر. ك: ٢ اسفند) وزير جنگ در تلگرامى به حاكم نظامى استرآباد ضمن اشاره به مفاد نامه نوشت كه اين اخبار نشان از بىمبالاتى شما دارد. در ضمن لازم است با معرفى معتضد الاسلام، حقيقت امر نيز گزارش شود. ١٤
* لزوم توجه به روشنايى اماكن متبركه
[تصوير] صحن حرم كاظمين
ژنرال كنسول ايران در بين النهرين يادآور شد كه در حرم امام موسى كاظم و امام محمد تقى در كاظمين «كه دوازده لنتر و سه چهلچراغ يكى به اسم مرحوم ناصر الدين شاه و ديگرى به اسم مرحوم مظفر الدين شاه و سيّمى به نام محمد على شاه است» به واسطه نرسيدن مخارج روشنايى آنها «متروك و مهجور» مانده است؛ و از آنجا كه اين وضعيت در انظار خودى