روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٦٩٨
مجتهد ٧ پس از يك ماه كسالت شديد امروز دار فانى را وداع گفت. اهالى، روحانيان، رؤساى ادارات و مأموران لشكرى و كشورى در مراسم مرگ اين عالم شركت كردند «و در اغلب مساجد و منازل مجلس ترحيم منعقد و فقدان مرحوم حجت الاسلام تأثير غريبى نسبت به اهالى كرده است.» ٨
[تصوير]
* ديدار مؤتمن الملك با سرپرسى لورن
امروز مؤتمن الملك رئيس مجلس شوراى ملى با وزير مختار انگليس ديدار كرد. در اين ديدار كه محرمانه تلقى شد درباره راهآهن گفتوگو شد. مؤتمن الملك گفت كه از نظر او مهمترين كار دولت ساخت راهآهن است و اگر كار دست او بود آن را به سنديكاى راهآهن ايران واگذار مىكرد. اما اين موضوع به دليل روحيه نافرمانى در مجلس، وحشت عمومى از نفوذ انگليس و ترس از تقاضاى روسيه ممكن نيست. لورن مىگويد كه وحشت از نفوذ انگليس را مىتوان با دخالت دادن امريكا برطرف كرد. رئيس مجلس شوراى ملى هم پاسخ مىدهد بههرحال با تشكيل مجلس پنجم نمىتوان كارى كرد. ٩ لورن پس از اين جلسه با وزير مختار امريكا براى شركت در سنديكاى راهآهن ايران صحبت كرد. بنا شد وزير مختار امريكا محرمانه با وزارت امور خارجه امريكا تماس گرفته، كسب تكليف كند. ١٠ كرزن پس از باخبر شدن از ايده لورن آن را تأييد كرد، اما وزير مختار را از امضاى هرگونه توافقنامهاى در اين جهت، به دليل نامشخص بودن وضعيت راهآهن عراق (بين النهرين) منع كرد. ١١
______________________________
(١). سازمان اسناد ملى ايران، سند شم
٢٩٣٠٠٥٩٤٦، آرشيو ٣٠١ ق ا ب آ ا، شم ميكروفيلم ٠٠٤٧٠٠٥٤.
(٢). «دستخط رمز ٥٢٢ در موقع حركت از دزداب زيارت و جواب آن را اينك با كمال توقير به عرض مىرساند. سرحد واقعى بين بلوچستان ايران از قديم الايام ايالت كوچك «خاران» و نقطه عمده سرحدى دالبندين كه قريب پنجاه فرسنگ تا دزداب مسافت دارد بوده و نقطه مهم سرحدى بلوچستان انگليس در آن موقع نوشكى بوده است. راه آهن در بلوچستان انگليس تا نوشكى امتداد داشته و راه تجارتى آنوقت از دزداب نمىگذشته فقط از خطوط سرحدى افغان و بلوچستان انگليس عبور نموده بالاخره از كرتاكه به رباط و از آنجا به ملك سياه كوه مىآمده است. دزداب در آن زمان يك نقطه بىآبادى و مسكن دستهجات راهزنان بلوچ از قبيل ملك سعيد خان و غيرها بوده است. ميرجاوه فقط يكى از نقاط آبگاه ارض راه بين نوشكى، دالبندين و دزداب بوده است.
در موقع جنگ عمومى كه دول اروپايى هريك به فراخور حال خود خواستند استفاده از مملكت ما بنمايند دولت انگليس براى حفاظت بلوچستان و هند و توسعه تجارت خود راهآهن كويته و نوشكى را تا دزداب امتداد داده و قسمت قشونى براى حفظ راه آهن و منافع خود به دالبندين، ميرجاوه و دزداب فرستادهاند؛ از آن زمان راه تجارتى به كلى تغيير نموده و به خط مستقيم از كويته به دزداب برقرار شده است. در مدت توقف قشون انگليس در اين حدود همه روزه دچار زحمت و اشكال و چپاول و قتل [و] غارت از طرف بلوچها بودهاند بالاخره سياست چنين مقتضى داشته است كه از وجود همان بلوچها استفاده نموده و اياب و ذهاب قوافل خود را بدين وسيله تأمين نمايند. اولياء امور مملكتى هم به هيچوجه مانع نشده كه سهل است هيچ مداخله هم نكردهاند. لهذا با دادن پول، خوانين بلوچ را تطميع نموده هريك را با عده مستحفظ نقاط ارض راه و خطوط سرحدى نمودهاند كه ذيلا صورت آن عرض مىشود.
[تصوير] راه قديم خاش به ميرجاوه
دالبندين- (كه اولين نقطه سرحدى ايران است) سردار تاج محمد خان پسر سردار على خان از طايفه براهوى با يكصد و پنجاه نفر ليوى موظف شده و حدود دالبندين را محافظت مىنمايند.
استاسيون راهآهن هم با منازل بسيارى در دالبندين ساخته شده كه هميشه به غير از استعداد بلوچها قريب هزار نفر هم عده نظامى در آنجا داشتهاند ولى حاليه از عده قشونى خود كاسته و بلوچها به همان حال اوليه باقى هستند.
ميرجاوه- كه قريب سى فرسنگ از دالبندين مسافت دارد و تا دزداب هم بيست فرسنگ، به هيچوجه آبادى نيست فقط استاسيون راه آهن و منازل اجزاء آن و دسته كوچكى هم نظامى است. حفاظت ميرجاوه از طرف انگليسها سپرده شده است به سردار تاج محمد خان با يكصد نفر عده بلوچ (ليوى) كه همه ماهه حقوق دريافت مىدارند و از آب ميرجاوه كه دولت فخيمه با لوله از راه دور آورده است اجازه زراعت هم به آنها داده شده و مقدار جزئى هم در سال زراعت مىنمايند.
خواش- (خاش) شهر بسيار خوش آب و هوا و نقطه مهم سرحدى بلوچستان ايران و در واقع بندر بلوچستان محسوب مىشود. در اينجا سركرده منطقه بلوچ سردار جهند خان از طايفه يار محمد زلئى است كه به هيچوجه حاضر براى خدمت انگليس نشده، يك مرتبه بعد از جنگهاى خونين مشار اليه را دستگير و در موقعى كه با عده زيادى نظامى او را تحت الحفظ به هندوستان مىفرستادهاند جمعى به عده قشون دولت فخيمه حمله كرده تلفات سنگينى به آنها وارد و سردار جهند خان را خلاص نمودهاند. از آن تاريخ دولت انگليس در ماه قريب دو هزار و پانصد روپيه براى سردار جهند خان و دو برادر او خان محمد و نورمحمد و يك برادرزادهاش شاهسوار معين نموده و تا الآن همه ماهه تأديه مىنمايند، مشروط بر اينكه سردار معروض مداخلاتى در امور خواش ننمايد و سردار عيدو خان را از طايفه ريگى تا صد و پنجاه نفر عده بلوچ استخدام نموده لقب خان صاحب هم به مشار اليه داده مأمور خواش كردهاند و هنوز هم باقى و همه ماهه حقوق دريافت مىدارند. شوراب (شوراو- و گلوگاه) كه يكى از نقاط سرحدى بلوچستان ايران است سپردهاند به سردار جمعه خان پسر سردار جهيل از طايفه اسمعيل زلئى با پنجاه نفر بلوچ كه پانزده نفر آن در رباط تقطه سرحدى بين ايران، افغان و بلوچستان انگليس است مستحفظ مىباشند و حقوق دريافت مىدارند. در نقاط سرحدى دالبندين، ميرجاوه و دزداب اشخاصى به اسم تحصيلدار از