روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٦٩٤
با انتقال تقىزاده به وزارت دارايى او سرپرستى وزارتخانه را برعهده گرفت و از ٣٠ دى ١٣٠٩ تا ٦ اسفند سال بعد در كابينه مهدى قلى هدايت (مخبر السلطنه) كفيل وزارت طرق و شوارع شد. سپس تا ٢٦ شهريور ١٣١٢ وزير مختار ايران در عراق گرديد و در كابينه محمد على فروغى در شهريور ١٣١٢ ش وزير امور خارجه شد. او در كابينه محمود جم نيز اين سمت را تا ٢٨ اسفند ١٣١٤ برعهده داشت. مهذب الدوله از فروردين ١٣١٥ تا مرداد ١٣١٧ استاندار آذربايجان بود و از مرداد همان سال تا مهر ١٣١٨ سفير ايران در افغانستان شد. پس از آن تا مهر ١٣١٩ به سفارت ايران در تركيه رفت.
بعد از شهريور ١٣٢٠ وى در كابينه محمد على فروغى به ترتيب وزير بهدارى و بعد وزير كشور شد. او در ١٣٢١ در كابينه احمد قوام براى بار دوم به وزارت كشور منصوب گرديد و در ترميم كابينه عهدهدار وزارت دارايى گرديد. در سال ١٣٢٣ محمد ساعد مراغهاى او را به وزارت فرهنگ برگزيد و بعد از سقوط كابينه در ٢٧ اسفند همان سال بهعنوان عضو هيأت ايرانى در كنفرانس سانفرانسيسكو شركت نمود. سومين كابينه ابراهيم حكيمى در ٦ دى ١٣٢٦ تشكيل گرديد و در اين كابينه كاظمى به وزارت امور خارجه برگزيده شد. وى در انتخابات دوره اول مجلس سنا، سناتور بود. در ارديبهشت ١٣٣٠ به هنگام نخستوزيرى دكتر مصدق، به وزارت امور خارجه تعيين گرديد. پس از چندى نايب نخستوزير شد و از وزارت امور خارجه به وزارت دارايى رفت. سفيرى ايران در فرانسه و وزير مختارى ايران در اسپانيا و پرتغال از ديگر سمتهاى او بود. با سقوط مصدق از سفارت استعفا داد و به ايران آمد. پس از چندى به علت فعاليتهاى سياسى بازداشت شد و در ٣١ ارديبهشت ١٣٣٤ به جنوب كشور تبعيد گرديد. پس از پايان دوره تبعيد به رياست شوراى عالى جبهه ملى انتخاب شد و تا پايان عمر در راه آرمانهاى مصدق گام برداشت. او در سال ١٣٥٥ در تهران درگذشت. (كريميان، على، «نمونه امضاى اعضاى هيأت دولت»، صص ٤٦ و ٤٧، عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ٣، صص ١٢٨٢ تا ١٢٨٠).
______________________________
(١٠). روزنامه ايران، شم ١٣٢٤؛ ص ١.
(١١). همانجا. بيوتات يا همان بيوتات سلطنتى مجموعهاى از سازمانها، كارخانهها، كارگاهها و واحدهاى خدماتى است كه وظيفه آنها تهيه حوائج و ملزومات مورد نياز دربار شاهان بود. اين تعبير به اين مفهوم كه تبديل به اصطلاحى خاص شده بود، از اوايل عهد صفوى رواج يافت و وارد ادبيات ديوانى گرديد. متصدى و مسئول اداره بيوتات سلطنتى را، ناظر بيوتات مىگفتند. در اداره امور بيوتات، وزير بيوتات زيردست ناظر و در واقع دستيار و معاون او به شمار مىرفت. وزير بيوتات نيز دبيرى داشت كه مكلف بود صورت كارهاى روزانه هر بخش را تنظيم و به رؤيت ناظر برساند. وظيفه ديگر او نگهدارى حسابهاى روزانه شخص شاه بود. در دوره قاجار برخى ادارات دولتى از ديوان دولت متنزع شد و به بيوتات پيوست كه از جمله آنها خزانه دولتى بود كه رسما تحت نظارت مسئول بيوتات درآمد. كاركنان اختصاصى شاه در مركز اصلى بيوتات يعنى «خلوت» شاه مستقر بودند. از ميان اين كاركنان يا «عمله خلوت» كسى با نام «ريش سفيد خلوت» كه مقامى معادل ناظر بيوتات بود رياست بقيه را بهعهده داشت. بعدها ناصر الدين شاه نام اين سمت را به «وزير حضور» و سپس «وزير حضور اعظم» تغيير داد، اما در زمان مظفر الدين شاه به دارنده اين مقام رسما عنوان وزير دربار داده شد. در اواخر عهد ناصرى وزارت دربار اعظم با وزارت ماليه، وزيرى واحد داشت. بهطور كلى مجموعه تأسيسات بيوتات سلطنتى در عصر ناصرى عبارت بودند از:
[تصوير] نمايى از آبدارخانه بيوتات
١- خزانه كه بزرگترين بخش بيوتات كه بودجه كشور در آن متمركز و با ضرابخانه توأم بود؛ ٢- خزانه اندرون كه طلا و جواهر در آن نگهدارى مىشد و شخص شاه كليد آنجا را داشت؛ ٣- ضرابخانه؛ ٤- آشپزخانه به انضمام شربتخانه؛ ٥- آبدارخانه؛ ٦- قهوهخانه؛ ٧- فراشخانه؛ ٨- سرايدارخانه؛ ٩- بناخانه و فخارخانه؛ ١٠- صندوقخانه و رختدارخانه؛ ١١- ايشيكخانه؛ ١٢- كشيكخانه؛ ١٣- اسلحهخانه. در دوره قاجار وظايف ناظر بيوتات يا همان وزير دربار گاه افزايش مىيافت و گاه محدود مىشد. ازاينرو مىتوان اينطور گفت كه بيوتات پس از يك دوره جدايى با مسائل مالى در دوم اسفند ١٣٠١ دوباره به خزانهدارى منضم شد. اعتماد السلطنه در المآثر و الآثار، از بيوتات سلطنتى و سازمانهاى تابع آن بهطور مستقل ياد نكرده و بخشهاى آن را ذيل وزارت ماليه يا سازمانهاى ديگر آورده است. در عصر پهلوى مجموعه سازمانها و ادارات تابع دربار سلطنتى موسوم به «وزارت دربار» بود، كه يكى از ادارات اين وزارتخانه «اداره بيوتات سلطنتى» بود. وظيفه اين اداره تقريبا منحصر و محدود به نظارت در اداره برخى كاخهاى سلطنتى بود (دايره المعارف بزرگ اسلامى، ج ١٣، صص ٤٦٩- ٤٧١).
(١٢). اسناد وزارت امور خارجه، ٤- ١٤- ٥٠- ١٣٠١.
(١٣). همان، ١- ١٤- ٥٠- ١٣٠١.
(١٤). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١، صص ٨٨.