روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٦٣٤
تلگرافخانه مىخواهد كه من تركمنها را عليه «حضرت اشرف تحريك كنم ... چهطور مىتوانم فدوى به حضرت اشرف خيانت كنم. در صورتى كه فدوى سمت چاكرى دارم ... از طرفى مىترسم بالاخره آقاى خبير حضور اسباب زحمت فدوى را فراهم نمايد. متحيرم چه بكنم.» ٧
* نامه بانك ايران به محمد تقى صراف اصفهانى
محمد تقى صراف كه حساب و كتاب حل نشدهاى با بانك دارد و اين موضوع را تا نخستوزيرى هم كشانده است، امروز نامهاى از بانك دريافت كرد كه در آن نوشته بود «محاسبه بانك با دولت مجزى است. اگر بروات و قبوض دولتى در دست داريد بايد مستقيما به وزارت ماليه مراجعه نماييد تا رسيدگى و تسويه نمايد. طلب بانك كه يك مؤسسه اقتصادى است مربوط به محاسبه دولت نيست و بايد تأديه شود.» ٨
* حمله به ساختمان اركان حرب لشكر شمال غرب
ساعت ١٢ شب امروز چهار نفر ناشناس به ساختمان اركان حرب لشكر شمال غرب آمده، دو تن مخفى و دو نفر ديگر نزد نگهبان ساختمان رفته، مىگويند كه حامل نامهاى براى امير لشكر هستند. نگهبان هنگام صدا زدن مأمور ديگرى با شليك اسلحه اين دو تن روبهرو شده، زخمى مىشود. نگهبان نيز متقابلا به سوى آنان آتش مىگشايد؛ هرچهار نفر فرار مىكنند. ٩
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١٣٠٥، صص ١ و ٢.
(٢). همان، ص ٢.
(٣). روزنامه قيام، روزنامهاى سياسى با مديرمسئولى سيد على اكبر موسوىزاده يزدى بود، كه در ١٣٠١ ش و در تهران انتشار يافت. موسوىزاده علاوهبر انتشار روزنامه قيام و پيكار، با روزنامه طوفان با مديريت فرخى يزدى نيز همكارى داشت. روزنامه قيام به صورت هفتگى و به جاى هفتهنامههاى طوفان و پيكار انتشار يافت. اما چندان نپاييد و توقيف شد.
[تصوير] سيد على اكبر موسوىزاده
موسوىزاده در شماره سوم آن در مقالهاى با عنوان «وضعيت پوشالى» انتقادهاى شديدى را متوجه احمد شاه و قوام السلطنه نخستوزير وقت كرد. انتشار اين مقاله در روزنامه ايران آزاد كه به مديريت ضياء الواعظين منتشر شد، توقيف دو روزنامه قيام و ايران آزاد و محاكمه مديران آن دو را در پى داشت. اين محاكمه اولين محاكمه مطبوعاتى بود كه با حضور هيأت منصفه در ايران صورت گرفت و نخستوزير وقت مستوفى الممالك، سرانجام صلاح را در آن ديد كه آن دو را تبعيد كند.
موسوىزاده به يزد و ضياء الواعظين به اصفهان تبعيد شد. چندى بعد فرخى در شماره ٣١ روزنامه طوفان ضمن شرح جريان توقيف روزنامه و مديران آن، از دو همكار خود به شدت دفاع كرد و در شماره ٣٦ روزنامهاش بار ديگر به آن توجه نموده و خبر محاكمه موسوىزاده را تحت عنوان «شاه و موسوىزاده» به چاپ رساند. پس از اين تعطيلى روزنامه قيام روى چاپخانه نديد و مجال انتشار نيافت. (برزين، شناسنامه مطبوعات از ١٢١٥ تا ١٣٥٧ ش، ص ٣١٧؛ صدر هاشمى، تاريخ جرايد و مجلات ايران، ج ٣ و ٤، صص ١١٤ و ١١٥).
(٤). مكى، مختصرى از زندگانى سياسى ...، ص ٢٠٥. حسين مكى در تحليل اين موضوع چنين مىنويسد: «تبليغات و تحريكات بيگانگان از يك طرف و نفوذ و اقتدار و دسيسهبازى سردار سپه و اطرافيانش از طرف ديگر روز به روز رو به ازدياد مىرفت و دائما عليه كابينه قوام السلطنه تبليغات سوء و انتشارات خالى از حقيقتى در مورد شناختن قيوميت انگلستان بر بين النهرين و بر سر مسئله امتياز نفت شمال و غيره پراكنده مىشد كه اذهان عمومى را نسبت به كابينه متنفر نموده وسائل سقوط آن را فراهم نمايند تا از اين راه اولا موضوع امتياز نفت شمال را كه كابينه نامبرده در انعقاد آن كوشش فراوانى از خود بروز مىداد از بين برده عمليات دولت و اكثريت مجلس را خنثى نموده نگذارند به مرحله عمل برسد. ثانيا مقدمات رياست وزرايى سردار سپه را به نحو مطلوبى فراهم كرده حريف زورمند او را براى هميشه از ميدان خارج نمايند. ثالثا رفتهرفته مقدمات زمزمه تنفر و انزجار مردم را نسبت به خانواده قاجاريه شروع كرده چشم و گوش آنها را پر كنند. بههمين جهات هم برخى از جرايد مركز مستقيم و غيرمستقيم دانسته و ندانسته تحت تأثير اين تبليغات و انتشارات واهى قرار گرفته نسبت به كابينه بر سر مسائل فوق و نسبت به احمد شاه راجع به اينكه با اين تنفر عمومى چرا كابينه را ساقط نمىنمايند حملات شديد نموده به دولت و شاه تاختوتاز مىكردند.» (همو، تاريخ بيست ساله ايران، ج ٢، ص ٢٣٧).
(٥). فعاليتهاى كمونيستى در دوره ...، ص ٢٢.
(٦). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٣، ص ٢٤.
(٧). همان، پ ١٩، ص ٢٨. به راستى روشن نيست صحت و سقم اظهارات تلگرافچى گميشتپه چه ميزان است. چند روز بعد خبير حضور از استرآباد به گميشتپه و خطاب به تلگرافچى آنجا مىنويسد كه چرا گزارش وقايع را منعكس نمىكند. «الآن يك ماه است كه راپورت شما نرسيده در صورتى كه همه روزه اخبار موحش از سايرين مىرسد.» خبير حضور اخطار كرد اگر به اين روال ادامه دهد به مركز گزارش خواهد كرد. (همان، پ ١٩ ص ٢٤) همين خبر را نوزدهم بهمن حكمران نظامى استرآباد به رضا خان، وزير جنگ اطلاع داد. (پ ١٩، ص ٢١).
(٨). اسنادى از اختلافات و دعاوى ...، ص ٢٧٥.
(٩). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ١٥، ص ١٣.