روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٥٧٠
رئيس مجمع بهاييان امريكا بار با علاء ديدار كرد. او بار ديگر گزارشهاى رسيده از حيفا به لندن و از آنجا به امريكا را نشان حسين علاء داد و گفت كه اين مجمع تصميم گرفته براى برطرف كردن مضايق بهاييان در ايران به وزارت امور خارجه امريكا متوسل شود. علاء ظاهرا او را متقاعد مىكند كه اين تهديد را عملى نكند و خطاب به وزارت امور خارجه ايران مىنويسد كه يكى از علل سختگيرى دول خارجه نسبت به عثمانى شهرت سوء آن دولت در بدرفتارى نسبت به صاحبان اديان و ملل مختلفه است. اينك ايران نيز در مظان چنين شهرتى قرار دارد. ١٦
______________________________
(١). اسناد وزارت امور خارجه، شم ٨- ٦٤- ٣٠-
١٣٠١.
(٢). روزنامه ايران، شم ١٢٨٣، ص ١.
(٣). حسين آقا ميرپنج (١٣٢٠- ١٢٥٧ ش) كه بعدها به حسين خزاعى مشهور گرديد، در تهران به دنيا آمد. تحصيلاتش را در مدرسه صاحبمنصبى قزاقخانه انجام داد و با درجه افسرى مأمور خدمت در آذربايجان شد؛ در ١٢٩٥ ش به درجه سرهنگى و دو سال بعد به درجه سرتيپى رسيد؛ در تيرماه ١٣٠٠ در رأس هيأتى براى سركوبى قيام كلنل محمد تقى خان پسيان راه خراسان در پيش گرفت، ولى مقاومت كلنل پسيان و اسماعيل خان بهادر فرماندار نظامى سبزوار، خزاعى را پيش از رسيدن به مشهد به تهران بازگرداند. حسين خزاعى در همان سال در پى قتل كلنل پسيان، با سمت رئيس قزاقخانه خراسان و در رأس يك اردوى پنج هزار نفرى، عازم مشهد شد، و با محاكمه و اعدام ياران و دوستان كلنل در مدت كوتاهى منطقه را آرام نمود. وى در سازمان جديد قشون به درجه امير لشكرى نائل آمد و به فرماندهى لشكر شرق منصوب شد. امير لشكر خزاعى، با برهم خوردن جريان جمهورىخواهى (اوايل ١٣٠٣ ش)، در بازگشت مجدد رضا خان سردار سپه به رئيس الوزرايى تلاش بسيارى از خود نشان داد. او در سال ١٣٠٣ ش و در بازديد سردار سپه از لشكر شرق از فرماندهى اين لشكر بركنار و به تهران فراخوانده شد.
[تصوير] حسين خزاعى
وى پس از چندى در ١٣٠٨ ش به فرماندهى لشكر لرستان رسيد كه در همين سمت چهارده تن از رؤساى آن ناحيه، از جمله معين السلطنه فرماندار بروجرد را به جوخه اعدام سپرد؛ سپس به مأموريت لشكر آذربايجان رفت؛ بعد از آن دوباره به تهران بازگشت و به فرماندهى توپخانه و مهمات ارتش منصوب شد. حسين خزاعى تا سال ١٣٢٠ ش، كه زمان مرگش فرارسيد، در اين سمت باقى ماند. (اميراحمدى، خاطرات نخستين سپهبد ايران، ص ٥٦٠؛ عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ١، صص ٦٠٤، ٦٠٥ و ٦٠٦).
(٤). روزنامه ايران، شم ١٢٨٣، ص ٢.
(٥). همانجا.
(٦). اسناد وزارت امور خارجه، ٢٢- ٢- ١٤- ١٣٠١.
(٧). همان، ٤٢- ١- ٢- ١٣٠١.
(٨). همان، ٣٨- ١- ٢- ١٣٠١.
(٩). همان، ٩- ٢٨- ٣٢- ١٣٠١.
(١٠). همان، ٣٣- ١١- ٤٧- ١٣٠١.
(١١). مقصودلو، مخابرات استرآباد ...، ج ٢، ص ٨٤٤.
(١٢). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٦، صص ١٢٤، ١٢٧ و ١٥٥.
(١٣). اسناد وزارت امور خارجه، ٢- ٣٣- ٢- ١٣٠١
(١٤). همان، ٣٤- ١- ٥١- ١٣٠١.
(١٥).FO E ٨١١١ /٨٨ /٤٣
(١٦). اسناد وزارت امور خارجه، ٧- ٤- ٢٣- ١٣٠٢؛ اين نامه ظاهرا اقداماتى را در ايران موجب شد كه از آن جمله بود نامه قوام السلطنه به مستر ميلز رئيس كل بهاييهاى امريكا. اين نامه با تمجيد رؤساى بهايى آن كشور مواجه شد (همان، ٦- ٤- ٢٣- ١٣٠٢).