روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٥١٩
زمانى كه او به تهران برسد و خود تصميمگيرى نمايد هرنوع تغيير در اينجا نادرست است.» لورن اين تصميم خود را مبنى بر اقدامات روسيه عليه دولت فعلى دانست كه مايل است دولتى تابع خود روى كار بياورد. ١٥
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١٢٦٦، ص ١.
(٢). سازمان اسناد ملى ايران، سند شم ٢٩٣٠٠٠٤٧٤٥، آرشيو ٨١٧ غ ٤ ب آ ا، شم ميكروفيلم ٠٠٣٠٠٦٢.
(٣). روزنامه شفق سرخ، شم ٩٤، ص ١.
(٤). اسناد وزارت امور خارجه، ٤- ٣- ٥٢- ١٣٠١.
(٥). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، س ١٣٠١، سند شم ٣٧٣٠.
رضا خان وزير جنگ پس از ملاحظه اين تلگراف به خزانهدارى امر كرد معوقههاى ياد شده پرداخت شود. (همان، سند شم ٣٧٢٩).
(٦). روزنامه ايران، شم ١٢٦٦، ص ٣.
(٧). همانجا.
(٨). روزنامه امروز ايران، شم ٢٠، ص ١.
(٩). همانجا.
(١٠). روزنامه شفق سرخ، شم ٩٤، ص ٢.
(١١). روزنامه اتحاد، شم ٢٦٣، ص ٢.
(١٢). روزنامه شفق سرخ، شم ٩٤، ص ٢. پيكار عنوان روزنامهاى است كه به دنبال توقيف شماره سى و دوم روزنامه طوفان (به مديرمسئولى فرخى يزدى) و به جاى آن انتشار يافت. مدير و صاحب امتياز اين روزنامه موسوىزاده بود. روزنامه پيكار با همان قطع و سبك روزنامه طوفان انتشار يافت. اما در همان شماره اول به دليل انشار سرمقاله شديد اللحنى توقيف و براى هميشه از انتشار بازماند. سرمقاله مزبور با عنوان «حراج در وزارتخانهها» به شدت به دولت حمله كرد و زمينه توقيف روزنامه را فراهم آورد. فرخى يزدى در زير عنوان روزنامه پيكار، خطاب به قوام السلطنه نوشته است: «قوام السلطنه خائن بداند كاخ اشرافى او كه از خون ملت و دسترنج بيچارگان بنا كرده سرنگون خواهد شد ولى مؤسسه ملى طوفان كه متعلق به عموم آزاديخواهان است از بين نخواهد رفت. ما پس از توقيف طوفان مىتوانيم پيكار را به جاى آن منتشر سازيم اما به غير از اين يك شماره تا تكليف آزادى را با اين عفريت حريتكش معلوم نكرده و خسارت توقيف طوفان در پستخانه جبران اين توقيف را دريافت ننماييم به روزنامهنويسى مبادرت نمىورزيم.»
همانگونه كه در روزنامه طوفان مرسوم بوده، در روزنامه پيكار هم در صفحه اول يك رباعى و در صفحه آخر يك غزل منتشر شده است.
رباعى صفحه اول پيكار اين است: آنان كه زبس خرابه تاراج كنند/ ما را به عدو ز فقر محتاج كنند/ ديگر ز چه شغل دولتى را دايم/ با چوب هواى نفس حرّاج كنند. روزنامه پيكار با چاپ تنها يك شماره براى هميشه تعطيل شد و به جاى آن براى مشتركين روزنامه طوفان، روزنامه قيام منتشر گرديد. مدير روزنامه قيام هم موسوىزاده بود. موسوىزاده از مردم يزد و از دوستان فرخى بوده است. وى به دليل همكارى با فرخى و نشر مطالب تند يك بار از سوى احمد شاه دعوت به محاكمه شد و در نتيجه آن از تهران به يزد تبعيد گرديد. محاكمه او با ضياء الواعظين، مدير روزنامه ايران آزاد، همزمان بود كه او را نيز به كرمان تبعيد كردند. پس از تبعيد موسوىزاده به يزد، ديگر نامى از وى در جرايد به چشم نمىخورد تا پس از شهريور ١٣٢٠ و تأسيس حزب دموكرات ايران به رهبرى قوام السلطنه كه مجددا موسوىزاده وارد صحنه مبارزات سياسى شده، معاونت رهبر كل در حزب و وزارت دادگسترى در كابينه قوام السلطنه را برعهده گرفت. وى پس از بركنارى از وزارت دادگسترى مدتى نيز استاندار تهران شد. با كنار رفتن قوام السلطنه و ضعف تشكيلات حزب دموكرات ايران عمر سياسى موسوىزاده نيز پايان يافت. (صدرهاشمى، تاريخ جرايد و مجلات ايران، ج ١ و ٢، صص ٨٩- ٨٧).
(١٣). اسناد وزارت امور خارجه، ١٢- ٨- ٣٢- ١٣٠١.
(١٤). اسنادى از اختلافات و دعاوى ...، صص ٢٦٧ و ٢٦٧.
(١٥).FO E ٨٩٣٣١ /٦ /٤٣