روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٤٠١
* آزادى مدير جريده حيات
فلسفى مدير جريده حيات پس از دوازده روز بازداشت و بازپرسى از طرف وزارت جنگ امروز آزاد شد. ٨ (ر. ك: ٢٨ شهريور) گويا رضا خان فلسفى را كتك زده و دندان او را شكسته بود. روزنامه طوفان در اينباره نوشت كه «مدير حيات جاويد از محبس قانون مستخلص و دندان شكسته خود را براى آزادىخواهان و هيأت متحده مطبوعات به ارمغان آوردند.» ٩
* تقدير از كلنل پسيان
به گزارش رسيده از مشهد امروز مصادف با سالگرد شمسى شهادت كلنل محمد تقى خان پسيان گروه زيادى از اهالى براى ابراز احساسات در مراسم سوگوارى به خارج از شهر آمده، دسته گلهايى نثار روحش كردند. در اين مراسم شاگردان مدرسه متوسطه نيز قبر آن مرحوم را غرق در گل كردند. «اداره قشون براى جلوگيرى از اغتشاش، از ايراد نطق و قرائت خطابههايى كه از طرف ... محصلين [آماده] شده بود جلوگيرى نمود.» از اين مراسم عكسهاى زيادى برداشته شد. ١٠
______________________________
(١). خبرهاى بعدى نشان مىدهد كه او به اين
مرخصى نرفت.
(٢). روزنامه ايران، شم ١٢٣٠، صص ١ و ٢. ناتوانى در بودجهنويسى يكى از مشكلات عمدهاى بود كه مجلس شوراى ملى در اين برهه با آن دست و پنجه نرم مىكرد. همين موضوع امكان برنامهريزى و دخلوخرج دولت را با مشكلات عديده مواجه مىكرد. بسيارى از مصوبات مجلس، از آن جا كه محل درآمد آن نامطمئن و حصول آن غيرقابل پيشبينى بود، تحقق نمىيافت. به همين دليل «وكلاى اكثريت در مجلس در نظر داشتند اصلاح و تعديل بودجه مملكتى و توافق ارقام جمع با ارقام خرج» به نتيجه برسد. فقر اسناد و اطلاعات مانع بزرگى براى اين كار بود. در نهايت «با زحمات زيادى كه در كميسيون بودجه و غيره كشيده شد بالاخره يك حساب تخمينى» تهيه شد كه نام آن را «چهار ديواريهاى تخمينى» گذاشتند. در اين صورت تهيه شده عايدات يك سال ٤١٣/ ٣٣٢/ ١٩ تومان و مخارج همان سال ٨٦٣/ ٨٠٠/ ٢٢ تومان برآورد گرديده بود. بهار در تحليل اين بودجهنويسى عقيده دارد كه «استناد مىجويند و آنچه محقق است اين است كه عايدات دولت در حدودى كه از مردم مأخوذ مىشود بسى زيادتر از اينهاست ولى آنچه به خزانه دولت عايد شده و از تبذيرات و تقلبات مأمورين زياد مىآيد در همين حدود با كموبيش تفاوت است و اين است يك تهلكه و خرابى قطعى كه مىخواهيم بلكه به وسيله «دكتر ميلسپو» و يارانش آن را علاج نماييم.» (نوبهار، شم ٣، مورخه ٩ ميزان ١٣٠١). آنچه كه حائرىزاده مطرح كرده در واقع اشاره به همين نابسامانى بودجه و پاسخگو نبودن برخى از وزراء به اعتبارات تخصيص داده شده به وزارتخانههاى آنها بود كه وى براى نمونه از وزارت جنگ و عدم پاسخگويى وزير جنگ، رضا خان، ياد كرد و از نه ميليون تومانى حرف زد كه مجلس چهارم در بهمنماه ١٣٠٠ به عنوان بودجه وزارت جنگ در سال ١٣٠١ تعيين كرده بود. طرفه آنكه منبع تأمين اين بودجه مشخص نبود؛ و از آنجا كه وزارت ماليه توانايى ساماندهى به درآمدها و مخارج را نداشت، رضا خان تعدادى از ادارات وزارت ماليه را تحت سيطره وزارت جنگ درآورد كه عبارت بودند از:
اداره مالياتهاى غيرمستقيم كه ماليات بر موادى چون ترياك، تنباكو و مشروبات الكلى را زيرنظر داشت، اداره خالصجات، اداره ارزاق عمومى و اداره ماليه تهران. حتى وزارت جنگ ما زاد درآمد اداره تلگراف وزارت پست و تلگراف را نيز به خود اختصاص داده بود (سينايى، دولت مطلقه نظاميان و ...، ص ٢٤٩) رضا خان عوايد اين مراكز درآمدزا را صرف مىكرد؛ اما بدون توضيح به مجلس شوراى ملى. و اين موجب اعتراضاتى شد كه در نهايت روز ١٢ مهر با صراحت بيشترى از زبان معتمد التجار نماينده تبريز و سپس به نحو ديگرى از زبان سيد حسن مدرس عنوان شد.
(٣). اسناد وزارت امور خارجه، ١٠- ٤٤- ١٦- ١٣٠١. با زمينههايى كه براى تشويق مهاجرت يهوديان ايران به فلسطين چيده شد، اين تقاضاها فزونى گرفت. از آن جمله بود ايجاد درگيريهاى حساب شده بين يهوديان و مسلمانان، تشويق نشريه هحييم به مهاجرت به ارض موعود، چاپ مقالات متعدد در اين جهت، توسعه تشكيلات صهيونيستى در شهرهاى ايران كه يكى از اهداف آن ترغيب يهوديان به مهاجرت به فلسطين بود.
(٤). اندكى پس از اعلاميه بالفور در ١٩١٧ م كه به ايجاد ميهن ملى يهود در فلسطين وعده داده بود، عدهاى از يهوديان ايران به فكر تأسيس «انجمن صهيونيست ايران» و توسعه زبان عبرى افتادند. اين انجمن در اوايل ١٩١٨ م در تهران تشكيل و پس از آن در شهرهاى ديگر كشور افتتاح شد.
در اين اوان و با پايان جنگ جهانى اول و شكست و تجزيه عثمانى، سرزمين فلسطين تحت قيموميت انگلستان درآمد و مهاجرت يهوديان سراسر جهان زيرنظر دفاتر صهيونيستى به فلسطين آغاز شد كه نخستين مهاجرت يهوديان ايران در ١٢٩٩ ش/ ١٩٢٠ م ذكر شده است. آنچه از گزارش حبيب اللّه خان آل رضا (هويدا)، كنسول ايران در فلسطين در مهر ١٣٠١ ش مىتوان برداشت كرد اين است كه جمعيت يهوديان مهاجر از ايران بسيار زياد يا به تعبير او «فوجفوج» است؛ از اينروست كه دولت وقت براى جلوگيرى از اعتراضهاى مردمى و جمعيتهاى اسلامى فلسطين به اين مهاجرتها، طى اعلاميهاى در ١٣٠١ ش بيان كرد كه يهوديانى مىتوانند به خارج سفر كنند كه «قصد زيارت يا تجارت داشته و ترك علاقه هم نكرده باشند.» اما باوجوداين اعلاميه و به دليل اعمال فشار محافل و مراكز صهيونيستى در داخل و خارج كشور، نه تنها يهوديان ايران، بلكه يهوديان عراق، افغانستان و آسياى مركزى از راه ايران و به كمك دفاتر متعدد صهيونيستى و با همكارى كنسولگرىهاى انگلستان در ايران به فلسطين مهاجرت مىكردند و در اين ميان محافل و مراكز صهيونيستى براى تحريض و تحريك يهوديان ايران شگرد ايجاد درگيريهاى محلهاى ميان مسلمانان و يهوديان را در پيش مىگرفتند تا يهوديان را وادار به ترك كشور و مهاجرت به فلسطين نمايند. (رجبى، «علماى شيعه، جنبش صهيونيسم و ...»، (به نشانى:www .dowran .ir ).
(٥). همان، ١٧- ١- ٣٣- ١٣٠١.
(٦). همان، ١٦٠- ٢- ٤٩- ١٣٠١.
(٧). روزنامه اقدام، شم ٨٠، ص ٣.
(٨). روزنامه اتحاد، شم ٢٤٤، ص ٢.
(٩). آخرين سنگر آزادى، صص ٤٠٧ و ٤٠٨.
(١٠). روزنامه شفق سرخ، شم ٧٩، ص ٢.