روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٣٨٧
قانون سجل احوال كشورهايى چون انگليس، فرانسه، روسيه، آلمان، عثمانى، افغانستان، بلژيك و ايتاليا را تهيه كرده به بلديه تحويل دهد. چون اين اداره مشغول تجديدنظر اساسى در قانون مصوبه ٢٠ شهريور ١٢٩٧ سجل احوال است و حتى قوانين مناطقى چون مصر و هندوستان كه زيرنظر انگلستان اداره مىشوند مىتواند مفيد باشد. در اين نامه آمده است كه قانون سجل احوال به زودى براى تصويب به مجلس شوراى ملى داده خواهد شد. ٧
* اقدام به تبعيد گروهى
مصطفى خان نير السلطان حاكم جديد گيلان و جانشين وثوق السلطنه امروز در تلگرامى به قوام السلطنه از تصميم خود به تبعيد تعدادى از فعالان سياسى اين منطقه خبر داد. معروف بود كه نير السلطان برخلاف وثوق السلطنه طرفدار سياست روسيه شوروى بود. «با توجه به فعاليتهايى كه ديده مىشود ضمن انتشار بياننامهاى سردستههاى آنان را مورد تهديد قرار داده و يادآور گرديدم در صورت عدم رعايت مقررات، از سوى اداره نظميه كه حركات آنان را كاملا زيرنظر دارد، جلب خواهند گرديد و در عين حال اطلاع دارم چون نواب الملك، محمد خان پسر سردار معتمد، بحر العلوم برادر قائممقام الملك، شيخ ابو القاسم خورگامى عضو عدليه، آقا شريف، سيد عبد الوهاب و افراد ديگرى كه چندان اهميتى ندارند در جلسهاى كه داشتند تصميم به براندازى حكومت و نظميه و عدليه گرفتهاند طى تلگرامى كه به وزارت جليله جنگ نمودم خواستم تا به اداره قشون دستور دهند كه نواب الملك، سيد عبد الوهاب، ميرزا كريم خان برادر سردار محيى را دستگير نموده به مازندران تبعيد كند.» ٨
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١٢٢٥، ص ٣.
(٢). به دنبال حمله ارتش ايران به افغانستان در ١٢٧٣ ق و تصرف هرات، دولت انگليس موضع خصمانهاى عليه ايران گرفت و با حمله به جنوب ايران، بوشهر و اهواز و خرمشهر را به تصرف خود درآورد. اين تحركات سرانجام با امضاى مصالحهاى بين ايران و انگلستان پايان يافت و از آن به بعد پسنشينىهاى پىدرپى دولت ايران در صحنههاى نظامى و سياسى موجب پيشرفت سريع نفوذ بريتانيا در ايران به ويژه در زمينه سياسى و اقتصادى گرديد؛ چنانكه بعد از جنگ اخير، دولت انگليس به بخش عمدهاى از اهداف اقتصادى خود در جنوب ايران جامه عمل پوشانده، پس از داير كردن خطوط منظم كشتىرانى جهت انجام خدمات پستى بين هندوستان و ايران در ١٢٧٩ ق/ ١٢٤١ ش تصميم به تأسيس پستخانه در بنادر و سواحل جنوبى ايران گرفت. پيش از داير شدن دواير پستى بيگانه در جنوب كشور، سفارت انگليس به منظور ارتباط دائم با انگلستان و هندوستان چندين نفر غلام چاپار سواره در اختيار داشت كه هر ماهه محمولات پستى سفارت را به شيراز و استانبول و از آنجا به لندن مىبرد و با داير شدن پست انگليس در جنوب، مكاتبات سفارت مستقيما تحويل پستخانههاى انگليس، و از آنجا به مقاصد موردنظر ارسال مىگرديد.
نخستين پستخانه بريتانيا در سال ١٢٨١ ق/ ١٢٤٣ ش زير نظر مستقيم اداره كل پستخانه هند- انگليس در محوطه نمايندگى مقيم واقع در بوشهر گشايش يافت. هرچند دولت ايران به داير شدن پستخانه جديد انگليس، كه نشانه آشكار نقض حاكميت ايران از سوى بريتانيا بود، به شدت اعتراض كرد و بارها خواستار برچيده شدن آن تأسيسات گرديد ولى تحت فشار سياسى و استدلال بىاساس آن دولت مبنى بر نبودن مؤسسات پستى قابل اطمينان در ايران، از بسته شدن ادارات جديد التأسيس امتناع و در سالهاى بعد اقدام به تأسيس چند پستخانه در بندرعباس و بندر لنگه نمود. با پياده شدن تشكيلات جديد پستخانه و پذيرفته شدن پست ايران در اتحاديه جهانى پست در ١٢٩٤ ق/ ١٢٥٦ ش دولت ايران بهطور رسمى به گشايش پستخانههاى انگليس و كاركردهاى آن اعتراض كرد و آن را با اساسنامه اتحاديه جهانى پست مغاير دانست اما كارى از پيش نبرد. با پا گرفتن تدريجى پستخانه انگليس در جنوب ايران، دولت ايران نيز به تدريج دواير پستى خود را در صفحات جنوبى كشور تأسيس كرد. به نوشته فريدون عبدلىفرد، اين عوامل از جمله عوامل محرك ناصر الدين شاه در ايجاد تغييرات و رفرمهاى ادارى، به ويژه ايجاد تشكيلات پستى جديد و دستور تهيه تمبر پست به سبك اروپايى بود. ادارت پست انگليس در جنوب كشور تا سال ١٣٠١ ش داير بود. (عبدلىفرد، تاريخ پست در ايران ...، ص ٣٦؛ كيا، مرورى بر تاريخ پست ايران، صص ٢٩٨- ٢٩٦).
(٣). اسناد وزارت امور خارجه، ٥٣- ٥- ٣٣- ١٣٠١.
(٤). روزنامه هحييم، شم ١٤، ص ١.
(٥). روزنامه شفق سرخ، شم ٧٢، ص ٢.
(٦). اسناد وزارت امور خارجه، ٦/ ٤٥ تا ١/ ٤٥- ٢- ٤٩- ١٣٠١.
(٧). اسناد وزارت امور خارجه، ٦١- ١- ٥٣- ١٣٠١. نخستين بار قانون ثبت احوال را هيأت وزيران در جلسه ٢٠ آذر ١٢٩٧ به تصويب رسانده، به دنبال آن اداره سجل احوال ايران با صدور اولين شناسنامه در ٣ دىماه همان سال به وجود آمد و كار خود را در تهران آغاز كرد. حدود يك ماه بعد هيأت دولت به پيشنهاد نصرت الدوله (وزير عدليه وقت) تصويبنامهاى را از مجلس شوراى ملى گذراند كه از نيمه آذر ١٢٩٨ براى گرفتن تعرفه انتخابات، گذرنامه، جواز حمل اسلحه، اقامه دعوى و حواله پولى از اشخاص مطالبه سجل احوال شود. اين اداره سجل احوال زير نظر شهردارى تشكيل شده، اوراق سجل احوال را هم كه گرفتن آن اختيارى بود، در كلانتريها مىدادند؛ هرچند از آن استقبال چندانى صورت نگرفت. به هر روى بعد از كودتاى سوم اسفند ١٢٩٩ به دستور سيد ضياء الدين طباطبايى (نخستوزير وقت) سرشمارى سكنه تهران، شهر رى و شميران آغاز و دفترى نيز در شهردارى با عنوان «احصائيه و نفوس شهر تهران» مهيا گرديد. در آن دفتر براى نام كوچك، نام اشهر، لقب، سن، تابعيت، مذهب، زادگاه، همسر و فرزندان ستونهاى جداگانه تعبيه شده بود كه مأموران احصائيه با در دست داشتن آن اوراق در ساعات روز در خانهها را مىكوبيدند و با پرسش از سرپرست خانوادهها، آنها را تكميل مىكردند. ادامه كار احصائيه از فروردين ١٣٠١ منتهى به گرفتن سجل احوال (اوراق هويت يا شناسنامه) گرديد كه زير نظر اداره نظميه (شهربانى) و تنها در تهران انجام شد. گرفتن ورقه سجل احوال همچنان اختيارى بود و مراجعهكنندگان هنگام دريافت آن نام و نام خانوادگى هم براى خود انتخاب مىكردند. از ١٣٠٣ ش به بعد اداره كل سجل احوال تابع وزارت كشور گرديد؛ و دفاتر آن در تهران و شهرستانها شروع به كار كردند. سال بعد دريافت ورقه سجل احوال همگانى و اجبارى گشته، پس از تصويب قانون سربازگيرى (نظام اجبارى) هم براى فراخوانى سربازان از روش شناسنامهها اقدام شد. در ١٣٠٦ ش گرفتن شناسنامه براى همه خانوارها اجبارى گرديد و اداره كل احصائيه و ثبت احوال به اداره آمار و ثبت احوال مبدل شده، در خرداد ١٣٠٧ نيز اين اداره از شهردارى منفك و به شكل مستقل كار خود را ادامه داد. در ١٣٣٧ ش وظايف ادارههاى آمار و ثبت احوال باز از يكديگر تفكيك و قسمت آمار به سازمان برنامه و بودجه منتقل شده، با نام «اداره آمار عمومى» فعاليت كرد. چند سال بعد بار ديگر هر دو اداره، درهم ادغام شدند و تحت نظارت سازمان برنامه درآمدند. تا اينكه در تير ١٣٥٥ قانون سازمان ثبت احوال كشور با شروع وظايف جديد تدوين و تصويب شد، و سازمان فعاليت مستقل خود را رسما پى گرفت. شايان ذكر است در ١٣٦٣ ش پارهاى اصلاحات در آن قانون انجام شد.
(٨). مجموعه مقالههاى همايش ...، صص ٢٣٠ و ٢٣١. اين كار عملى مىشود و مأموران قشون رشت سه روز بعد به خانههاى نواب الملك، سيد عبد الوهاب و محمد على خان امشهاى برادر كوچكتر ميرزا كريم خان رشتى رفته و آنان را دستگير كرده، به مازندران فرستادند. ميرزا كريم خان رشتى هم كه قرار بود تبعيد شود، از آنجا كه از طرفداران رضا خان به شمار مىرفت ظاهرا با اشاره رضا خان از تبعيد وى صرفنظر مىشود.