روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٣٨٣
كما فى السابق تكميل و اقلا اهالى شهر شبها از هجوم و سرقت تراكمه آسوده خواهند بود.» اين كارگزارى در پايان نوشت كه قرهسورانها به واسطه نرسيدن حقوق حاضر به كار نيستند و حركت پست دولتى را به عهده تعويق انداختهاند. ٩
* مكاتبات بيهوده
وزارت ماليه در نامهاى كه به وزارت امور خارجه نوشت، ادامه مكاتبات بين ادارات مختلف را براى خريد كشتى، كارى بيهوده دانست كه نمىتواند جلو «عمليات متهورانه قاچاقچيان» را بگيرد. وزارت ماليه با اشاره به كشف ٢٩٢ صندوق كالاى قاچاق، خساراتى را كه از اين ناحيه به خزانه دولت وارد مىشود جبرانناپذير دانست و اقدام براى خريد يك فروند كشتى موتوردار را ضرورى خواند. در پانوشت اين نامه آمده است كه با مشاور الممالك در مسكو و نواب ١٠ در برلن مكاتباتى براى خريد صورت گرفته كه بايد تعقيب شود و نتيجه امر روشن گردد. ١١
* قاچاق پول ايران به هندوستان
«كارگزارى اول مهام خارجه خراسان و سيستان» در گزارشى اطلاع داد كه پول نقره ايران به هندوستان قاچاق مىشود. «دو قرانى ايران را تبديل به سكه روپيه نموده، هر روپيه سه قران و دهشاهى يا چيزى كمتر مىفروشند.» كارگزار هشدار داد كه ادامه اين روند موجب برچيده شدن پول ايران خواهد شد به طورى كه اكنون نيز اين نوع مسكوكات ايرانى كمياب شده است. وى خاطرنشان كرد در زمان زمامدارى مشير الدوله موضوع را متذكر شده بود و پيشنهاد كرده بود «پول نقره ايران را از صورت تجارت خارج نمايند كه به خارجه نرود ... مادامى كه پول نقره ايران در عراق عرب و هندوستان صرف مىكند [به صرفه است] به هر وسيله باشد تجار خارجه و داخله براى منفعت خود بهطور قاچاق خواهند برد.» ١٢
* پىگيرى بدهى وليعهد، اين بار از طريق سفارت انگليس
مخارجى كه محمد حسن ميرزا، وليعهد هنگام سفر احمد شاه به اروپا و نيز در بازگشت خود به ايران، در عراق كرد يك بار توسط نماينده سياسى ايران به وزارت خارجه منعكس شد. در پى نداشتن جوابى از سوى ايران موجب شد كه سفارت انگليس در تهران در نامهاى كه به قوام السلطنه رياست وزراء نوشت موضوع را يادآورى كرده، بنويسد كه وليعهد در ژانويه ١٩٢١ يكهزار و ششصد و ده روپيه و چهار آنه و در مى ١٩٢٢ چهارهزار و ششصد و پنجاه و يك روپيه و يك آنه و در جمع ٦٢٦١ روپيه و ٥ آنه بدهكار است. سر پرسى لورن در اين نامه خواستار تسويه حساب شد. ١٣
* نادر و رضا خان
پس از كتك خوردن يكى از روزنامهنگاران از رضا خان كه در پى درج مقالهاى انتقادى از او صورت گرفت، روزنامه نوبهار در شماره امروز خود نوشت كه مدير جريده احضار شد و از او سئوال شد: مقصودت چيست؟ و او نيز در پاسخ گفت كه مىخواهم كه شما نادر شويد. پس از كتك، اين روزنامهنگار را به محكمه نظامى مىفرستند. نوبهار ادامه مىدهد كه نبود قانون هيأت منصفه موجب پديد آمدن اين صحنهها مىشود و «تأسف داريم كه چگونه سياسيون و احرار ما غافل از اين هستند كه در قرن بيستم كسى نمىتواند نادر يا بناپارت بشود و جريان ترقيات اجتماعى اين اصل را محو نموده و به جاى نادرها و بناپارتها" واشنگتن" مىپروراند و صلاح بزرگان و رجال ما در نادر شدن نيست.» ١٤
* تقاضاى تأسيس مدرسه آليانس اسرائيلى
امروز نامهاى با سربرگ آليانس جهانى اسرائيلىAlliance Israellte Universelle به قوام السلطنه فرستاده شد كه در آن نوشته بود «جناب وزير مختار فرانسه به اينجانب اجازه افتتاح مدرسه آليانس داده است. و بىنهايت ممنون مىشوم چنانچه حضرت اشرف مقرر فرماييد اوامر لازمه در تأمين وضعيات مؤسسات و شاگرد خود صادر فرماييد.» ١٥
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١٢٢٣، ص ٣.
(٢). روزنامه اتحاد، شم ٢٣٩، ص ٢.
(٣). در پى اقداماتى كه سرانجام به پيمان سور (١٩٢٠ م) منجر شد و از نتايج آن از بين رفتن امپراطورى عثمانى بود، مصطفى كمال پاشا (آتاتورك) كه رهبرى عدهاى از مخالفان اين اقدام را بر عهده داشت، اعلاميهاى صادر و در آن حكومت سلطان محمد و صدر اعظمش را محكوم كرد و در پى اين اعلاميه درآوريل ١٩٢٠ مجلس كبير ملى (بيوك ملت مجلسى) را در آنكارا تشكيل داد و خود به رياست آن برگزيده شد. دومين دوره مجلس كبير ملى- كه اكثريت اعضايش از حزب خلق (خلق فرقهسى) بودند و مصطفى كمال آن را تأسيس كرده بود- در ٢٩ اكتبر ١٩٢٣ در تركيه جمهورى اعلام كرد و مصطفى كمال را به رياست جمهورى رساند. اين مجلس يك سال بعد (١٩٢٤ م) نظام حكومت خلافت را در تركيه ملغى كرد و قانون اساسى جديدى وضع نمود. مصطفى كمال پاشا (آتاتورك) در مدت ١٤ سال رياست جمهورى خود عملا به عنوان ديكتاتور حكومت كرد و حزب خلق او تنها حزب قانونى تركيه محسوب مىشد.
(٤). اسناد وزارت امور خارجه، ٩٥- ٦- ١٥- ١٣٠١.
(٥). روزنامه اتحاد، شم ٢٣٩، ص ٢.
(٦). روزنامه شفق سرخ، شم ٧٠، ص ٢.
(٧). اسناد وزارت امور خارجه، ١٧- ٦- ٢٨- ١٣٠١.
(٨). در برخى از شهرها وزارت امور خارجه دفاترى را داير مىكرد و بسيارى از امور مربوط به اتباع خارجى، مراسلات و مخابرات و تهيه گزارشها با دولتها را از طريق آنها به انجام مىرساند. در رأس اين دفاتر يكى از اجزاء وزارت امور خارجه مىنشست كه با سمت كارگزارى مشهور بود. او از وزارت امور خارجه دستور مىپذيرفت. در اين ميان برخى از شهرها و نقاط به سبب موقعيت فوق العاده و اهميت آن در انجام روابط ميان دو كشور، به آن دفاتر عنوان «كارگزارى مهام خارجه» اطلاق و امور مهمى كه گاه در برههاى و در جريان روابط سياسى و خارجى نقش حياتى را ايفا مىكردند، توسط آنها انجام مىشد. از جمله اين دفاتر «كارگزارى مهام خارجه استرآباد و مضافات» است كه علاوه بر استرآباد امور مربوط به نواحى اطراف را نيز بر عهده داشت.
(٩). همان، ١- ٢١- ٤٩- ١٣٠١.
(١٠). براى آگاهى از زندگى حسينقلى خان نواب، ر. ك: همين كتاب، ج ١، ص ١٧٥.
(١١). اسناد وزارت امور خارجه، ٩- ٥- ٣٠- ١٣٠١.
(١٢). همان، ١- ٤١- ٣٠- ١٣٠١.
(١٣). همان، ١- ٢- ٣٦- ١٣٠١.
(١٤). روزنامه نوبهار، شم ١، مورخه ٢ ميزان ١٣٠١، ص ١٦.
(١٥). اسناد وزارت امور خارجه، ٣- ١٩- ٣٢- ١٣٠١.