روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٣٨
[تصوير] پل آجى چاى تبريز
به نوشته روزنامه اتحاد «ايالت كبرا كه مسبوق بودند كه اين مسئله منتهى به يك آنتريك و مقدمه يك انقلابى است» از رياست قشون خواست كه آنها را دستگير كند كه چنين نيز شد. ٧
منابع انگليسى اعتصاب پاسبانهاى تبريز را دو روز بعد نوشتهاند. ٨
* سهمخواهى اتباع سيميتقو از اهالى سقز
امروز نمايندگان حاكم بانه كه گماشته سيميتقو بودند وارد سقز شدند و به اداره حكومتى رفته، نامهاى را از طرف خوانين بانه به «احمد بيك» حاكم سقز نشان دادند كه حسب الامر اسماعيل آقاى سردار نصرت (سيميتقو) نصف حكومت سقز به نصر اللّه خان پسر خان بانه واگذار شده است. در نامه از قول سيميتقو آمده بود كه «محض تقسيم عايدات محلى» آن را فرستادهام و خودم نيز به زودى همراه نصر اللّه خان خواهم آمد.
اين حكم با نظر مخالف بزرگان سقز مواجه شد و تصميم گرفتند تمكين نكنند. ٩
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١١١٢، صص ٢ و ٣.
(٢). اسنادى از امتياز نفت شمال ...، صص ١٠٦ و ١٠٧، سينكلر يك شركت نفتى امريكايى بود كه نمايندگانش به ايران هم آمدند. از آنجا كه دولت مشير الدوله گمان مىبرد دادن امتياز نفت شمال به امريكا مىتواند از مشكلات اقتصادى و سياسى ايران بكاهد، نسبت به آن اصرار مىورزيد.
پس از ترديدهاى كمپانى استاندارد اويل در پذيرش اين امتياز، كمپانى سينكلر به عنوان جايگزين و حتى اهرم فشار مدنظر ايران قرار گرفت.
يكى از دلايل نزديكى كمپانى نفت جنوب يا (كمپانى نفت انگليس و ايران) به استاندارد اويل و ملاقات نمايندگان آنها در واشنگتن و ريختن طرح مشاركت- كه صورت عملى نگرفت- نزديكى ايران به كمپانى سينكلر بود. ظاهرا كمپانى نفت جنوب در حفظ منافع خود با استاندارد اويل نزديكى بيشترى احساس مىكرد تا سينكلر.
(٣). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٩، ص ٢٠.
(٤). روزنامه اتحاد، شم ١٤٤، ص ٤.
(٥). عباس خان ميرپنجه از ابتداى فروردين به عنوان حاكم نظامى استرآباد از طرف رضا خان به آنجا فرستاده شد. (مقصودلو، مخابرات استرآباد ...، ج ٢، ص ٨١٩).
(٦). همو، ص ٨١٠.
(٧). روزنامه اتحاد، شم ١٥٩، ص ١.
(٨). جنبش ميرزا كوچك خان بنابر ...، ص ١٥١.
(٩). تيمورزاده، وحشت در سقز، ص ٩٩. عايدات سقز در اين زمان حد اقل روزى سيصد تومان بود و اين موضوعى وسوسهكننده براى سيميتقو و اتباع او به شمار مىرفت. منابع اصلى موقعيت آن زمان سرزمينهاى تحت سيطره سيميتقو را چنين توصيف كردهاند: «چهريق پايتخت بود. حماميان و سنندج و ايالت ساوجبلاغ مركز قواى حربيه و امارات لشكرى بود.
فرمان قرهنى آقاى مامش و على آقاى امير اسعد مثل امر اميرلشكر غرب بود. خواهش حاج ايلخانى به منزله خواهش رئيس مجلس شوراى ملى مهم بود. بيگزاده و سوارهاى بانهاى مأمور غضب و قهر اسماعيل آقا بودند. از ايران و سپاه ايران و ايرانيان اسمى بىمسما گاه گاهى شنيده مىشد. هركس از دولت ايران يا اوضاع آن غير از بيچاره و مفلوك جلوه دادن آن، اظهاراتى مىنمود بلافاصله براى مجازات تحويل اداره نظميه مىگشت و به مجازات غيرقانونى مىرسيد.» (همو، ص ٩٨).