روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٣٢٦
سهشنبه ٦ شهريور ١٣٠١/ ٢٩ اوت ١٩٢٢/ ٥ محرم ١٣٤١
* عزادارى در تكيه قشون
از امروز چهار ساعت مانده به غروب تا اطلاع بعدى مجلس تعزيهدارى در تكيه قشون برقرار شد. سردار منتخب، رئيس مباشرت كل قشون با اعلام اين خبر «از عموم مسلمانان» خواست «براى استماع ذكر مصيبت در اين ايام به مجلس مزبور تشريف آورده عموم نظاميان را قرين امتنان فرمايند.» ١
* بازديد رضا خان از اداره نظميه
صبح امروز رضا خان وزير جنگ به اداره نظميه آمد تا از زندانيان نظامى و غيرنظامى ديدن كند. جرايد نوشتند كه وى با كسب اطلاعاتى از اتهامات هريك از اين زندانيان درباره آزادى يا ادامه حبس آنها تصميمگيرى كرد. ٢ نظميه در اين زمان در اختياز سوئديها بود. برخى منابع نوشتند كه پس از اين بازديد كه به همراه حكمران نظامى تهران صورت گرفت رضا خان صاحبمنصبان سوئدى را مورد تشويق قرار داد. ٣ اما منابعى ديگر نوشتهاند كه رضا خان با «وستداهل» رئيس نظميه درگيرى لفظى پيدا مىكند. ٤
* مذاكره مسئولان ايرانى و روسى درباره جزئيات تحويل بانك استقراضى
ممتاز الملك رئيس كل بانك ايران، نظم الملك عظيمى نماينده وزارت امور خارجه، مسيو كولاك نماينده سفارت شوروى در ايران و مسيو خشاب مفتش كل اداره مركزى بانك استقراضى سابق امروز تشكيل جلسه دادند تا درباره برخى مسائل جزئى حل نشده گفتوگو كنند. در اين جلسه تصميم گرفته شد كاغذهاى بانك استقراضى، لوازم التحريرها، مهرها و ... معدوم نشود، بلكه به نحوى تغيير كند كه بانك ايران بتواند از آنها استفاده كند. همچنين توافقاتى در مورد حقوق معوقه برخى از كارمندان روسى بانك استقراضى كه پس از تبديل آن به بانك ايران چندماهى براى تغيير و تحول امور به مسئولان ايرانى كمك كردند، به دست آمد. ٥
* رسيدگى به طلب محمد تقى صراف از بانك ايران
قوام السلطنه رياست وزراء در نامهاى كه امروز به بانك ايران فرستاد نوشت كه آقا محمد تقى صراف اصفهانى به اظهار خودش مبلغى از بانك ايران طلب دارد و تقاضاهاى مكرر او از بانك راه به جايى نبرده است. وى پرسيد: «تفصيل چيست و چرا رسيدگى نشده است؟ در صورتى كه گفتوگوى حسابى دارد، زودتر قرار رسيدگى و تسويه آن را بدهيد و الا مراتب را راپورت نماييد كه اطلاع حاصل شود.» ٦
* اقدامات سياسى يك مأمور نظامى
نايب سرهنگ اسماعيل خان كه براى خريد اسلحه راهى مسكو و برلن شده و اينك به بادكوبه رسيده در نخستين گزارشى كه به مركز فرستاد از اقدامات خود براى تفرقه مخالفان متمركز شده در آن ناحيه خبر داد. او نوشت كه مخالفان چند دستهاند. گروهى كه بيش از همه نزد روسها منزلت دارد، گروه احسان اللّه خان دوستدار است. اسماعيل خان اضافه كرد كه يكى ديگر از مخالفان حسينزاده است كه كارش خريد و ارسال سلاح براى سيد جلال در جنگلهاى ايران است.
آنگاه او از موفقيت خود چنين ياد كرد كه «احسان [اللّه خان] را بر ضد سايرين بلند كرده، چندين ميتينگهاى خيلى سخت بر عليه حاجى احمد و حسينزاده و سايرين داده و در مقامات عاليه روس [اين] چند نفر را به كلى دزد و همدست سيد دزد و خائن وطن، بالاخره مردمان پستفطرتى معروف نمود.» او مىنويسد كه از اين رهگذر كمكهاى روسها به مهاجران مخالف به غير از احسان اللّه خان قطع شده است و احسان اللّه خان در اين كار به قدرى خوب عمل كرده كه آنان را همدست انگليسها معرفى نموده است. او وجود احسان اللّه خان را در بادكوبه موجب خنثى شدن تلاشهاى ديگر مخالفان دولت