روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٣
در اين قانون مدت خدمت، سن بازنشستگى، مواجب و ديگر موارد، مشخص شده بود. ١٤
* ديدار رضا خان با سفير شوروى
به نوشته برخى منابع امروز رضا خان وزير جنگ، با رتشتين نماينده سياسى دولت شوروى در تهران ديدار كرد. موضوع اين ملاقات درخواست سفير شوروى براى لغو حكومت نظامى و رفع محدوديت از مردم بود. ١٥
* تكذيب شايعه استعفاى مشير الدوله
روزنامه ايران در شماره امروز خود در خبرى كوتاه استعفاى مشير الدوله رئيس الوزراء را شايعه خواند و آن را به كلى بىاصل دانست. ١٦ با اين حال خبرهايى از اختلاف بين مشير الدوله و رضا خان وزير جنگ در اين زمان ثبت شده است كه «كار به مشاجره پنهان و آشكار كشيد.» ١٧ روزنامه اقدام با درج خبر استعفاى مشير الدوله از علت آن اظهار بىاطلاعى كرد. ١٨
* مقررات جديد براى نظاميان
برگزيدن نام خانوادگى از جمله مقرراتى بود كه نظاميان عالىرتبه از ابتداى فروردين موظف به انتخاب آن شدند. غير از اين به هر فرمانده يك شماره اختصاص يافته بود كه در مكاتبات با آن شناخته مىشدند: امير لشكر نمره ٥ (سردار رفعت)، امير لشكر نمره ٧ (محمود آيرم)، امير لشكر نمره ٣ (قاسم والى) ١٩، امير لشكر شماره ١٠ (امير اقتدار)، سرتيپ شماره ٥ (سيف السلطنه) ٢٠، سرتيپ شماره ٢٢ (فضل اللّه زاهدى). ٢١ همچنين قانون بازنشستگى براى صاحبمنصبان و ديگر مستخدمين قشونى و تعيين وضعيت ورثه آنها از ديگر مقرراتى بود كه از ابتداى سال ١٣٠١ به اجرا گذارده شد. ٢٢
* محاصره نظاميان در راه خلخال- اردبيل
ياور احمد خان فرمانده تيپ مستقل شمال در تلگرامى از رشت به وزارت جنگ يادآور شد كه «يك صاحبمنصب با هشتاد نفر نظامى لشكر شمال غرب كه حامل سى و سه بار اسلحه بودند در بين راه خلخال به اردبيل محصور شدهاند.» نخستين دستور به رشت، ارسال قواى كمكى از نزديكترين راه به محل محاصره بود. ٢٣
* نصرت الدوله فيروز زير عمل جراحى
امروز نصرت الدوله فيروز براى دومين بار تحت عمل جراحى قرار گرفت. او كه از ناحيه دست مجروح شده بود پيش از ظهر «اطباى معروف از اسكات و امير اعلم و ويلهلم و غيره آمدند در بازوى راست كه به واسطه درد مفصل توليد زخم كرده بود، عمل كردند و شكافتند و قدرى استخوان سياه شده برده تراشيدند و بستند ... تا دست صحيحا معالجه شود دو ماه ديگر طول خواهد داشت. زخمهاى ساچمه برده رو به التيام است.» ٢٤ نصرت الدوله در كاربرد تفنگ بىاحتياطى كرده، تير به سوى خودش شليك شده بود.
* سيد ابو القاسم كاشانى در راه هند
در گزارش مأموران سياسى انگليس در ايران آمده است كه «حاجى سيد ابو القاسم كاشانى» قرار است در حدود ٢٢ مارس (امروز) تهران را از طريق خراسان (مشهد) با هدف تبليغات به مقصد هند ترك كند. او قرار است با اعلاميههاى تبليغاتى براى توزيع در آن منطقه به هند برود. از نظر اين گزارش سيد ابو القاسم كاشانى يكى از نمايندگان جامعه كماليست در تهران است. ٢٥ انگليس در گزارش تكميلى، مشخصات آقاى كاشانى را چنين نقل كرد: سن ٤٠ تا ٤٥ سال، ريش سياه با مقدارى موى سفيد، چشمهاى مشكى، لباس وى با دستار سفيد عربى، عباى نازك، عينك رودماغى طلايى، لاغر، با قدى متوسط. ٢٦
* آمار مرگومير تهران در سال ١٣٠٠
براساس «احصائيه متوفيات شهر تهران» در سال ١٣٠٠ شمسى ٢٨٠٢ مرد و ١٩١٦ زن و در مجموع ٤٧١٨ نفر از اهالى تهران دار فانى را وداع گفتند. برطبق اين آمار «امراض عمومى» بالاترين و «امراض عصبانى و محركه» پايينترين عامل مرگومير در تهران بوده است. نكته قابل توجه در اين آمار ذكر متوفيات سال ١٢٩٧ شمسى است. در اين سال ٢٠ هزار و ٤١٢ نفر در تهران فوت كردند كه در مقايسه با سال ١٣٠٠ بيش از چهار برابر بوده است. ٢٧
* آمار كشتار دام تهران در سال ١٣٠٠
طبق گزارش «بلديه طهران» در سال ١٣٠٠ شمسى ٩٦٤/ ١٤٥ رأس گوسفند، ٥٨٦/ ٩٨ رأس بز، ١٥٩ رأس بره، ٣٧٧٧ رأس گاو، ٥٤٤ رأس گوساله، ١٥ نفر شتر ذبح شده است كه در مجموع ٠٥٥/ ٢٤٩ رأس و معادل ٧٣٣/ ٩٥٥/ ١ من گوشت براى مصرف اهالى توليد شده است. ٢٨
* نان و نانوايى تهران در سال ١٣٠٠
در سال ١٣٠٠ شمسى ٢٤٩ نانوايى در ده ناحيه تهران ٢٩ كار مىكردند كه در مجموع ٩ ميليون و ٨١٥ هزار و ٨٩٧ من آرد مصرف كرده و ١٤ ميليون و ٢٩١ هزار و ٦٧٥ من نان توليد كردهاند. بيشترين نان مصرفى تهران (بيش از نود درصد) سنگك و لواش بوده است. ٣٠
______________________________
(١). خاطرات جعفر قلى ...، ص ٦٥.
(٢). حسينعلى ميرزا فرزند ارشد محمد على شاه قاجار (١٢٧٠- ١٣٣٢ ش) در تبريز تولد يافت. تحصيلات خود را در اندرون و مكتبخانه سلطنتى تبريز انجام داد. در ١٣١٣ ق پدرش به ولايتعهدى مظفر الدين شاه رسيد و او نيز به اعتضاد السلطنه كه پيشتر، از آن محمد على ميرزا بود، ملقب شد. در جوانى مردى فاضل و جامع بود. بعد از خلع پدرش از سلطنت چند سالى او را در روسيه عثمانى و اروپا همراهى كرد؛ سپس به تهران آمد و حكومت چند شهرستان را در عهده تصدى گرفت. چندى حاكم اصفهان شد. يك بار هم در ١٣٠١ ش در غياب برادرش احمد شاه و محمد حسن ميرزا وليعهد، نايب السلطنه گرديد. در ١٣٠٤ ش پس از خلع قاجاريه، دولت متعرض او نشد و در تهران باقى ماند و اوقات خود را به مطالعه و شكار مىگذرانيد.
مادرش ربابه خانم مليح السلطنه دختر سلطان يوسف ميرزا بيان الممالك بود و چون از قاجاريه نبود، حسينعلى ميرزا به وليعهدى انتخاب نشد. در جوانى با قمر الدوله دختر ابو الفتح ميرزا سالار الدوله ازدواج كرد ولى پس از چندى از هم جدا شدند كه حاصل اين ازدواج دو پسر بود. از همسر ديگر خود نيز چند فرزند پيدا كرد. در ١٣٣٢ ش در تهران درگذشت و در مقبره ناصر الدين شاه دفن گرديد. (بهار (ملك الشعرا)، محمد تقى، تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران، ج ١، ص ١٩٢؛ عاقلى، شرح حال رجال ...، ج ١، ص ١٣٤.)
(٣). روزنامه ايران، شم ١١٠٢، ص ٢؛ همان، شم ١١٠٤، ص ١.
(٤). تشكيلات دايره عمليات قشونى شامل چهار شعبه بود: تنسيقات، استخبارات، نقشهبردارى، تربيت.
(٥). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، بىشم «سازمان كل اداره