روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٨٣
شد و لاهوتى به شوروى فرار كرد. پولادين پس از آزادى و شركت در عمليات سركوب سيميتقو در آذر ١٣٠١ به دستور سردار سپه، به عضويت كميسيون نشان ذو الفقار درآمد. او در سال بعد از سوى امير لشكر امير احمدى، حاكم نظامى خرمآباد شد و در ١٣٠٣ ش در كميسيون نشان جنگى سپه عضويت يافت. محمود پولادين در ١٣٠٤ ش با ارتقاء به درجه سرهنگى به فرماندهى هنگ پهلوى منصوب شد و در تاجگذارى رضا شاه، عنوان آجودانى شاه را گرفته، از افسران نزديك به شاه محسوب شد. وى در شهريور ١٣٠٥ به جرم توطئه كودتا بر ضد رضا شاه دستگير گرديد. ظاهرا دسيسههاى كينهتوزانه محمد درگاهى رئيس نظميه در اين ميان نقش اساسى داشت و سرانجام سرهنگ محمود پولادين پس از يك دادگاه نظامى فرمايشى در نيمههاى شب ٢٤ بهمن ١٣٠٦ در باغشاه تيرباران شد. (دانشنامه جهان اسلام، ج ٥، صص ٨٠٣ تا ٨٠٥؛ عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ١، صص ٣٨٣ تا ٣٨٧).
[تصوير] محمود پولادين
______________________________
(٤). ابو الحسن پورزند فرزند صمصام السلطان
در تهران ديده به جهان گشود.
تاريخ تولد وى حدود ١٢٦٧ شمسى بوده است. تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاهش گذراند و در بيست سالگى وارد مدرسه افسران ژاندارمرى شد و درجه افسرى گرفت. او در ژاندارمرى در واحدهاى مختلف به فرماندهى دسته و گروهان رسيده در ١٢٨٧ ش كه جنگ جهانى اول روى داد و موضوع مهاجرت پيش آمد و دولت موقتى در كرمانشاه تشكيل گرديد، ابو الحسن در زمره افسرانى بود كه به منظور پيوستن به مهاجرين با واحدهاى تحت فرماندهىشان به سمت كرمانشاه حركت كرد. او در بين راه در شورآباد قم مستقر گرديد و با نيروى قزاق روس به جنگ پرداخت و با اين اقدام ورود روسها را به قم براى چند روز به تأخير انداخت و تلفات سنگينى به قواى روس وارد آورد. آنگاه دوباره به سوى كرمانشاه به راه افتاد اما در بين راه در كنگاور بار ديگر با قواى روس روبهرو شد و به مقابله پرداخت و به شدت مجروح گرديد. پس از انتقال به بيمارستان در اثر كمبود لوازم پزشكى به آلمان انتقال يافت و در مونيخ تحت عمل جراحى قرار گرفت و پاى راستش شش سانتىمتر از پاى چپش كوتاهتر شد. در ١٣٠٠ ش با درجه سرهنگى وارد ارتش شد و به فرماندهى يك قسمت از نيروهاى اعزامى به آذربايجان منصوب گرديد.
در سال ١٣٠١ ش در جنگ با سيميتقو و فتح قلعه چهريق فرمانده واحد نظامى در شرفخانه بود. او در سال ١٣٠٢ درجه سرتيپى گرفت و فرمانده تيپ لرستان شد و سال بعد در جريان حمله سردار سپه به خوزستان براى سركوبى شيخ خزعل، براى جلوگيرى از پيوستن احتمالى والى پشتكوه به شيخ خزعل راهى آن ديار شد. پورزند در ١٣٠٧ ش در آغاز شورش عشاير فارس فرمانده تيپ مستقل فارس شد و پس از مدت كوتاهى به فرماندارى نظامى لارستان و خمسه رسيد. پس از آن نيز در سمتهايى چون حكمران لرستان، فرمانده لشكر آذربايجان، رياست اداره دادرسى ارتش، رياست قورخانه و رياست اداره اصلاح نژاد اسب ايفاى نقش كرد و در ١٣٢١ به درجه سرلشكرى ارتقا يافت. در جريان جنگ جهانى دوم به فرماندهى نيروهاى آذربايجان منصوب شد. در شهريور همان سال به جرم طرفدارى از آلمانها از سوى متفقين دستگير و در اراك زندانى گرديد. حبس او حدود دو سال به طول انجاميد. پس از آزادى، در ١٣٢٤ ش به دنبال تسليم لشكر آذربايجان به پيشهورى و توقيف سرتيپ درخشانى، پورزند به فرماندهى لشكر آذربايجان رسيد و با چند واحد به سمت تبريز به راه افتاد اما در بين راه قواى نظامى روسيه حركت او را مانع شدند. او در قزوين ستاد لشكر را تأسيس كرد و چون در مذاكره با روسها توفيقى به دست نياورد به تهران بازگشت. او سرانجام در ١٣٢٦ ش از دنيا رفت. ( «درگذشت يك فرزند رشيد ايران»، ...، ص ٦؛ عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ١، صص ٣٨٠ و ٣٨١؛ لارودى، اسد اللّه، اسيران، ص ٣١٨).
(٥). يكرنگيان، سيرى در تاريخ ارتش ايران ...، صص ٣٢٩ و ٣٣٠.
(٦). سازمان اسناد ملى ايران، سند شم ٢٩٣٠٠١٥٥٣، آرشيو ١٠٨ ظ ٢ ب آ ا، شم ميكروفيلم، ٠٠١٠٠١٦٠.
(٧). روزنامه ايران، شم ١١٩٥، صص ١ و ٢.
(٨). مدرس در پنج دوره تقنينيه، ج ١، ص ٣١١.
(٩). روزنامه اقدام، شم ٦٥، ص ٢.
(١٠). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٥، صص ١١ و ١٢.
(١١). محمد حسن بديع ملقب به نصرت الوزاره فرزند ملا رضا بهبهانى در ١٢٥١ ش در كاظمين متولد شد. او تحصيل را در زادگاهش آغاز كرد و با زبان فرانسه نيز آشنا شد. مقارن مشروطيت در ايران براى روزنامه حبل المتين در كلكته مقالاتى تند و مهيج مىنگاشت و در بصره نيز جمعيت ايرانيان را تشكيل داد و پس از خلع محمد على شاه از سلطنت، جشن باشكوهى در بصره برپا كرد. وى كه اديب و شاعرى توانمند بود در تهران در بهمن ١٢٩٧ نايب رئيس يك انجمن ادبى شد كه فرج اللّه بهرامى رياست آن را برعهده داشت و ديگر اعضاى آن عبارت بودند از رشيد ياسمى، سعيد نفيسى، عباس اقبال. محمد حسن بديع در ١٢٩٣ ش منشى كنسول ايران در بادكوبه شد و اين شايد اولين مأموريتش پس از استخدام در وزارت خارجه بود. او از ١٣٠٠ تا ١٣٠٢ ش كنسول (كارپرداز) ايران در كربلا بود و سپس از آبان ١٣٠٢ تا تير ١٣٠٤ و نيز از دى ١٣٠٦ تا خرداد ١٣١١ اين مسئوليت را در بصره برعهده داشت و در عين حال از آبان ١٣٠٥ تا مهر ١٣٠٧ به عنوان ژنرال كنسول (كارپرداز ارشد) ايران در بغداد بود. ظاهرا او در بين سالهاى ١٢- ١٣١١ ش حكمران ملاير شد و از آن پس در بهمن ١٣١٢ به سركنسولى ايران در هرات منصوب شد و تا فروردين ١٣١٥ در اين منصب بود. محمد حسن بديع در ١٣١٦ ش در تهران درگذشت. او آثارى در ادبيات داستانى دارد و نيز ديوان اشعارش منتشر شده است. (معلم حبيبآبادى، مكارم الآثار در احوال رجال ...، ج ٤، صص ١٤٠٣- ١٤٠٤؛ برقعى، سخنوران نامى معاصر ايران، ج ١، ص ٤٩٨؛ «سياستمداران ايران در اسناد محرمانه وزارت ...، ص ٧٨٣).
(١٢). اسناد وزارت امور خارجه، ١١٥- ٣- ١٦- ١٣٠١. شايد اين جلسه اشاره به گزارش پنجم مرداد منتخب الدوله باشد. از آنجا كه ممكن است اين نشست ديگرى باشد خبر آن درج مىگردد.
(١٣). صفايى، نخستوزيران، ج ١، ص ١٦٤.
(١٤). مقصودلو، مخابرات استرآباد ...، ج ٢، ص ٨٢٤.
(١٥). روزنامه اقدام، شم ٦٤، ص ٢.
(١٦). همانجا.