روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٨
در عرض دو هفته كليساى مستقر در سفارت سابق خود را در پامنار تخليه كند. «اين مسئله اسباب نگرانى عدهاى از روسهاى مقيم تهران را فراهم كرده است.» ١٣
* اعتراض روزنامه اقدام به سياست تعديل در وزارت عدليه
روزنامه اقدام در شماره امروز خود در مطلب كوتاهى با عنوان «اصلاح معكوس در عدليه» به اقدامات سردار معظم وزير عدليه كه موجب حذف نيروهاى كارآمد و دلسوز اين وزارتخانه شده اعتراض كرد. ١٤ اين روزنامه همچنين در مقالهاى بلند و داستانوار با عنوان «مجمع يهود» به استهزاء يهوديان سياسى مسلك پرداخت، كه گويا همين مقاله باعث تعطيلى يك شمارهاى آن شد. ١٥
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١١٠٧، ص ٢.
(٢). سازمان اسناد ملى ايران، شم سند ٢٩٣٠٠٣٢٥٧، آرشيو ٦٠٤ ع ٣ ب آ ا، شم ميكروفيلم ٠٠٢٢٠١٥٦.
(٣). روزنامه ايران، شم ١١٠٧، ص ٢.
(٤). همان، شم ١١٠٨، ص ٢.
(٥). همان، شم ١١٠٧، ص ٢.
(٦). همان، شم ١١٠٩، ص ٢.
(٧). همان، شم ١١٠٧، ص ٢.
(٨). همان، شم ١١٠٩، ص ٢.
(٩). روزنامه اتحاد، شم ١٣٩، ص ٣.
(١٠). على اكبر داور فرزند كلبعلى خان خازن خلوت در ١٢٦٤ ش در تهران به دنيا آمد. علوم مقدماتى را در زادگاهش خواند. آنگاه با تلاش پدرش به مدرسه دار الفنون راه يافت و در رشته طب تحصيلاتش را پى گرفت. اما چندى بعد از ادامه آن منصرف گشت و به ادبيات و فلسفه و تاريخ روى آورده، در ١٢٨٨ ش در رشته علوم انسانى فارغ التحصيل شد. در اين اوان به حزب دموكرات پيوسته، با كمك آن حزب به وزارت عدليه (دادگسترى) راه يافت. جديت و پشتكار در كار سبب شد سريعا پلههاى ترقى را در آن وزارتخانه طى كرده، پس از مدت كوتاهى درحالىكه ٢٥ سال بيشتر نداشت، دادستان تهران شد. همچنين به عضويت هيأت تحريريه روزنامه شرق كه نشريهاى تندرو بود و با مديريت سيد ضياء الدين طباطبايى به چاپ مىرسيد، درآمد. او يك سال دادستان تهران بود تا اينكه از آن كناره گرفت و در سوئيس تحصيلاتش را ادامه داد؛ يازده سال در اروپا مانده، در رشته حقوق و علوم سياسى و اقتصادى ليسانس دريافت كرد. داور دوره دكترى حقوق را هم به پايان رساند. اما به سبب بروز كودتاى سوم اسفند ١٢٩٩ از دفاع و تصويب آن بازمانده، در ١٣٠٠ ش به تهران آمد. از جمله فعاليتهاى وى در اروپا تأسيس حزب ملى ايرانى بود كه هنگام عقد قرارداد ١٩١٩ ميان دولت انگليس و وثوق الدوله، به مبارزه با آن برخاست و مقالاتى را در مخالفت با آن در روزنامههاى سوئيس منتشر ساخت. داور چندى در تهران به وكالت دادگسترى پرداخت. در آبان ١٣٠٠ به وزارت فرهنگ انتقال يافت.
رياست تعليمات عمومى و رياست كل معارف عنوان مشاغل او در آن وزارتخانه بود كه پس از آن براى ورود به مجلس شوراى ملى به تكاپو افتاد و در تير ١٣٠١ از سوى مردم ورامين به نمايندگى مجلس انتخاب شد؛ همزمان روزنامه مرد آزاد را هم منتشر كرد كه مقالات تند به قلم خود وى به چاپ مىرسيد؛ حزب راديكال را هم بنيان نهاد؛ در دوره پنجم شوراى ملى نمايندگى لار را پذيرفت. او در اين دوره با عبد الحسين تيمورتاش و نصرت الدوله فيروز آشنايى يافته، مثلث سياسى تشكيل دادند. به غير از مخالفت با جمهورىخواهى رضا خان، در ايام نمايندگى از هواداران جدى وى بود و با تلاش و پيشنهاد طرحى، مقدمات فرماندهى رضا خان بر كل قوا را فراهم آورد. همچنين داور از طراحان اصلى ماده واحده تغيير سلطنت قاجاريه بود كه سرانجام رضا خان را به سلطنت و قدرت رساند. او پس از آغاز پادشاهى رضا خان، در كابينه محمد على فروغى، وزارت فوائد عامه و تجارت را برعهده گرفت. در دوره ششم بار ديگر نماينده مردم لار شد. اما با روى كار آمدن كابينه حسن مستوفى وزارت دادگسترى را بر آن سمت ترجيح داد و وزير شد. در همين سمت تشكيلات جديد دادگسترى و قضاوت را بنيان نهاد. در ١٣١٢ ش از وزارت دادگسترى به دارايى رفت و با انتقال برخى از قضات دادگسترى، شريان وزارت دارايى را در دست گرفت. پس از بركنارى فروغى در ١٣١٤ ش، داور همچنان وزير دارايى بود؛ تا زمانى كه مورد عتاب رضا شاه قرار گرفت و احتمال داد كه همچون دوستانش تيمورتاش و نصرت الدوله كشته خواهد شد. ازاينرو دست به خودكشى زده، در شب ٢١ بهمن ١٣١٥ به زندگىاش پايان داد. جنازهاش در صفائيه تهران مدفون است.
(سپهرم، تاريخ برگزيدگان و عدهاى از مشاهير ...، صص ٢٢٢ تا ٢٢٥؛ مباركيان، چهرهها در ...، صص ٣٦٩ تا ٣٧٢).
(١١). محمد على بامداد به سال ١٢٦٣ ش در مشهد به دنيا آمد. پدرش ميرزا محمد رفيع الممالك، فقيه اصولى، اديب و خوشنويس بود و در مدارس قديمى به تدريس علوم دينى مىپرداخت. محمد على تحصيلات مقدماتى را در خدمت استادانى چون ميرزا حبيب خراسانى، سيد على حايرى يزدى، شيخ محمد على فاضل و ميرزا محمد آقازاده فراگرفت و براى تكميل تحصيلات و شركت در درس خارج آخوند ملا محمد كاظم خراسانى از مشهد به قصد عزيمت به نجف به تهران آمد. چون ورود او به پايتخت مصادف با جنبش مشروطيت بود در تهران ماند و به مشروطهخواهان پيوست. در دوره استبداد صغير چندى در ميان بختياريها به سر برد و در فتح تهران با مجاهدان اصفهان به تهران بازگشت. با برافتادن دولت محمد على شاه به روزنامهنگارى پرداخت. وى مدتى سردبير روزنامههايى چون آفتاب و شورا بود و پس از آن خود روزنامه بامداد روشن را تأسيس كرد و اولين شماره آن را در ١٦ ربيع الاول ١٣٣٣ منتشر ساخت. بامداد به علت مخالفت سرسختانه با قرارداد ١٩١٩ وثوق الدوله دستگير و به كاشان تبعيد گرديد. پس از سقوط دولت وثوق الدوله و تشكيل دولت ميرزا حسن خان مشير الدوله پيرنيا به تهران بازگشت و داخل خدمت در وزارت معارف شد. او پس از چندى به رياست يكى از ادارات آن رسيد و در سال ١٣٠٣ ش مدير كل اوقاف و بعد رئيس اداره فرهنگ اوقاف فارس شد. محمد على بامداد در دوره ششم مجلس شوراى ملى از حوزه انتخابيه فارس به نمايندگى انتخاب گرديد و پس از پايان دوره نمايندگى به دعوت داور در ١٣٠٦ ش به خدمت دادگسترى درآمد. نخست رئيس اداره نظارت و سپس با حفظ سمت مدير كل قضايى وزارت دادگسترى شد. وى در ١٣٢١ ش به جاى محمد سرورى به سمت بازرس دولت در بانك ملى ايران تعيين گرديد و تا سال ١٣٣٠ ش در اين سمت باقى بود. او در همين سال بر اثر تصادف مصدوم و بسترى گرديد و در نهايت در ٦٧ سالگى درگذشت. محمد على بامداد اديبى فاضل و با عرفان آشنا بود. به زبان و ادبيات فرانسه كاملا آشنايى داشت. هانرى كربن، ضمن سرگذشت ملاصدرا، بامداد را نيز، به خاطر مسلك عرفانى كه داشت به فضل و درايت ستوده است. وى شعر نيز مىسرود و بامداد تخلص مىكرد. كتب ادب چيست و اديب كيست؟، حكمت عملى و اخلاق، الهامات خواجه يا حافظشناسى از آثار اوست.
(اتحاد، پژوهشگران معاصر ايران، ج ٤، صص ٥٢٨ و ٥٢٧؛ دايره المعارف تشيع، ج ٣، ص ٧٦؛ عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ١، صص ٢٦٨ و ٢٦٧).
(١٢). روزنامه اتحاد، شم ١٣٩، ص ٣.
(١٣). همانجا.
(١٤). روزنامه اقدام، شم ٢٣، ص ٢.
(١٥). همان، شم ٢٣، ص ٤ و شم ٢٤، ص ٣.