روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٧٦
دوشنبه ١٥ مرداد ١٣٠١/ ٧ اوت ١٩٢٢/ ١٣ ذىحجه ١٣٤٠
* آغاز مأموريت برونمرزى رئيس اركان حرب لشكر مركز
وزير جنگ از رئيس اركان حرب لشكر مركز و فرمانده قواى گيلان، سرهنگ اسماعيل خان، خواست كه به مأموريت خود در گيلان خاتمه دهد و به طرف مسكو حركت كند.
مأموريت او در مسكو خريد اسلحه بود. او بايد از آنجا راهى آلمان مىشد و مأموريت مشابه ديگرى صورت مىداد. «به محض ورود به مسكو از شما مىخواهم به هر وسيله كه ممكن است اعم از تبادل پولى يا معاوضه جنس از قبيل برنج و گندم و غيره از پنج تا ده هزار تفنگ و از پنج تا ده ميليون فشنگ خريدارى نموده و به عنوان زين و برگ يا اثاثيه ديگر براى وزارت جنگ بفرستيد كه از گمرك بگذرانيم.» وى شيوه برخورد اسماعيل خان با مقامات روسى را نيز يادآور شد كه اولا «از طرف من به دولت روسيه اطمينان دهيد كه نخواهم گذارد حمل اسلحه مزبور را كسى ملتفت شود و به كلى محرمانه و بين خودمان خواهد بود.» رضا خان اضافه كرد با زبان سياسى به روسها بگويد «و به آنها تزريق» كند كه «چنانچه اسلحه مزبور به ما نرسد از طرف جنوب [انگليسها] در مضيقه واقع خواهيم شد و دشمنان ما بر تجرى خود خواهند افزود و اين مسئله در آتيه باعث اختلال سياست آنها خواهد گرديد.» وزير جنگ در پايان خاطرنشان كرد كه «اسلحه مذكوره در فوق غير از اسلحهاى است كه از برلن بايد دريافت و حمل نماييد.» ١
* زمينهسازى براى صلح بين قوام الملك و سردار عشاير
سرهنگ ساعد الدوله نماينده اعزامى وزير جنگ به منطقه فارس امروز از آباده اطلاع داد كه سرهنگ سالار نظام، امير لشكر محمود آيرم و قوام الملك در ده بيد هستند و من براى ملاقات با سردار عشاير به آباده آمدم. قرار ملاقات قوام الملك و سردار عشاير در سه فرسخى آباده است و قرار است روز ٢٠ مرداد اين ديدار صورت گيرد. «اميدوارم پس از اين اصلاح امورات فارس مرتب، آسايش و امنيت حاصل گردد.» ٢
* دستور انتقال اموال شورشيان زنجان به تهران
كفيل اركان حرب لشكر مركز امروز از حاكم نظامى زنجان خواست كه اسلحهها، ملزومات، وجوه نقدى و اسب و قاطرهايى كه از فارس همايون و كسان او گرفته شده «خصوصا اسبهاى معروف وثوق الدوله» را تحويل مأمور مركز دهند تا از زنجان به تهران بياورد. ٣ (ر. ك: ٩ تير)
* استيصال حاكم بوشهر
حاكم بوشهر امروز در نامهاى به رياست وزراء با توضيح ويژگيهاى منطقه تنگستان، دشتى و دشتستان در نزديكى بوشهر، اهالى تنگستان را «مردمان خونخوار جنگجوى وحشى» ناميد كه تحت امر زائر خضر ٤ هستند كه دو- سه هزار تفنگدار دارد.
او نمونهاى از اين صفتهاى ياد شده را «قتل صاحبمنصبان انگليسى» در جنگ جهانى دانست و نوشت «به واسطه اتفاق با حزب مخالف انگليسها و طرفيت و منازعه با آنها يك وجاهت ملى تحصيل كردهاند كه حالا از آن سوءاستفاده مىكنند ... نظر به مصالح خليج [فارس] استدعا مىكنم به ايالت فارس تأكيدات فرماييد هرچه زودتر يك حاكم كافى نظامى براى دشتى و دشتستان بفرستند. دشتى و دشتستان حاكم سياسى نمىخواهد فقط قوه و تدبير شخصى لازم است.» وى نامه خود را با اين جملات پايان داد: «به سر مبارك خودتان شب و روز بنده از شدت خيال راحت ندارم. تمام قواى بنده منحصر به شصت نفر تفنگچى است ... خدا عاقبت را به خير فرمايد.» ٥
______________________________
(١). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى،
پ ١٨، ص ٧٠. پس از روى كار آمدن قوام السلطنه، وى اقداماتى را در جهت جلب رضايت