روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٥٦
زمينهاى فراوانى براى كشت دارد كه از طريق حفر قنات و آوردن آب از دامنه كوههاى شمالى مىتوان آنها را آباد كرد. ٨
* مهاجران هندى در راه ايران
بنابر اطلاعات رسيده از سفارت ايران در كابل گروهى مهاجر هندى از طريق افغانستان به ايران خواهند آمد و چون اين عده استطاعتى ندارند و نمىتوانند تذكره بگيرند، از وزارت امور خارجه به وزارت ماليه دستور داده شد تا اداره كل گمركات هر مهاجرى را كه داراى تصديقنامه كنسولگرى دولت ايران در هرات باشد بدون تذكره و مطالبه حق اجازه ورود، بگذارند وارد ايران شود. ٩
* قاچاق ميراث فرهنگى
بنا به تقاضاى وزارت معارف، وزارت ماليه به اداره كل گمركات دستور داد از آنجا كه اشياء عتيقه و گرانبها اخيرا پنهانى از سرحدات خارج مىشود، لازم است تعليمات اكيد به مأموران گمركى داده شود تا نسبت به اين موضوع سختگيرى كرده و از خروج هرگونه عتيقهجات اعم از كاشى و فلز و غيره جلوگيرى نمايند. ١٠
* تأكيد دوباره قوام السلطنه بر مذاكره با رئيس كمپانى سينكلر
قوام السلطنه رئيس الوزراء بار ديگر امروز در تلگرافى به حسين علاء وزيرمختار ايران در امريكا خواستار ملاقات او با روزولت رئيس كمپانى نفت سينكلر شد تا نظرات او را نسبت به ايران دريابد. وى گفت كه در ديدارش با وزيرمختار امريكا در ايران با اينكه در ظاهر نسبت به كمپانى استاندارد و سينكلر اظهار بىطرفى مىكند اما تمايل او به سينكلر محسوس است. «تصور مىكنم شايد نظر دولت امريكا هم باطنا با استاندارد مساعد نيست ولى در ظاهر نمىخواهند اظهارى نمايند.» قوام از علاء خواست كه اطلاعات خود را تكميل كرده، گزارش كند. ١١
* كمك روسها به يك نشريه محلى
در ميان گزارشهاى سفارت انگليس كه امروز به لندن فرستاده شد اين خبر هم بود كه كنسول روسيه در اصفهان دستور يافته به روزنامه صداى اصفهان به سردبيرى ميرزا محمد على مكرم كمك مالى كند. ١٢
______________________________
(١). ميرزا على اكبر شيخ الاسلام اصفهانى
فرزند ميرزا محمد رحيم شيخ الاسلام و نوه دخترى حاج محمد باقر نجفى مسجد شاهى در
١٢٤٧ ش به دنيا آمد. او آخرين فرد از خاندان شيخ الاسلام اصفهان است كه با تشكيل
نظام مشروطه و برافتادن لقب شيخ الاسلامى، عنوان شيخ الاسلام را دريافت كرد. علوم
حوزوى را تا حدود سطح نزد علماى اصفهان آموخت. سپس به مشروطهخواهان پيوست و در
١٣٢٤ ق، پس از تشكيل «انجمن ولايتى» در اصفهان به رياست آيت اللّه حاج آقا نور
اللّه نجفى به عضويت آن درآمد.
همچنين از اعضاى مؤثر شركت اسلاميه هم بود. از ١٣٣٤ تا ١٣٣٦ ق رياست بلديه (شهردارى) اصفهان را در عهده تصدى گرفت كه در همين اوان به سبب سوءمديريت وى و سودجويى عدهاى، قحطى پيش آمد كه به نام «قحطى شيخ الاسلامى» معروف گرديد. او در دوره چهارم مجلس شوراى ملى (١٣٠٢- ١٣٠٠ ش) نماينده مردم اصفهان شد. سپس در ١٣٠٦ ش در اعتراض به قانون «نظام اجبارى» و اصلاح برخى قوانين ديگر به قم مهاجرت كرد؛ اگرچه دليل واقعى او و ديگر مهاجران مخالفت با اساس سلطنت رضا پهلوى بود. وى در ٢٢ ذىقعده ١٣٥٠/ ٢٨ اسفند ١٣١١ در مشهد درگذشت و جنازهاش در سرداب مدرسه ميرزا جعفر به خاك سپرده شد. (موحد ابطحى، ريشهها و جلوههاى تشيع و حوزه علميه اصفهان، ج ١، صص ٤٥٣ و ٤٥٤؛ مهدوى، تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان در ٢ قرن اخير، ج ٢، صفحات متعدد؛ همو، تذكره القبور يا دانشمندان و بزرگان اصفهان، صفحات متعدد).
(٢). حاجى سيد محمد باقر دستغيب از آزاديخواهان و وعاظ مشهور در ١٢٦٢ ش در شيراز به دنيا آمد. پدرش آقا ميرزا هدايت اللّه روحانى بود و او نيز پس از اتمام تحصيلات قديم به كسوت روحانيت درآمده، به برپايى جلسات وعظ و سخنرانى پرداخت. در فاصله جنگ جهانى اول با عضويت و فعاليت در هيأت مركزى حزب دموكرات فارس به مبارزه با بيگانگان پرداخته، به همين سبب، با دستور عبد الحسين فرمانفرما (والى وقت فارس) دستگير و مدتى زندانى شد. پس از آزادى به تهران آمد.
چندى بعد، از طرف مردم بندرعباس در دورههاى چهارم و پنجم مجلس شوراى ملى به نمايندگى برگزيده شد. او در هيأت رئيسه اول دوره اخير، به عنوان كارپرداز عضو بود. از جمله مهمترين جلسات دوره پنجم مجلس جلسه تصويب ماده واحده تغيير سلطنت ايران بود كه وى نيز بدان رأى موافق داد. با تصويب اين ماده واحده احمد شاه از سلطنت خلع و حكومت كشور موقتا به رضا خان سردار سپه داده شد كه نهايتا با تصويب مجلس مؤسسان، كه دستغيب نيز به نمايندگى از طرف مردم بندرعباس (عباسى) عضو آن بود، سلطنت به دست رضا خان افتاد.
دستغيب چندى بعد به زادگاهش بازگشت و بار ديگر وعظ و سخنرانى را از سر گرفت. او در ٣ مهر ١٣٣٦ درگذشت و در امامزاده سيد محمد مدفون گرديد. از وى كتابخانهاى مشتمل بر يك هزار جلد كتاب باقى مانده كه به همت برادرزاده و دامادش، سيف الدين دستغيب در جوار مزارش برپاست. (عسگرى رانكوهى، «دوره پنجم و ششم مجلس ...، ص ٣٦٠؛ قهرمانى ابيوردى، تاريخ وقايع عشايرى فارس، صفحات متعدد).
(٣). عاقلى، ميرزا احمد خان قوام السلطنه ...، صص ٢٢٨ و ٢٢٩؛ «استخدام دكتر ميلسپو در آن ايام واقعا با مسرت عمومى مواجه گرديد. مطبوعات بلااستثناء اقدام دولت قوام السلطنه را در اينباره تقدير و تقديس كردند، زيرا وضع ماليه مملكت در آن ايام واقعا اسفانگيز بود و دولت براى مخارج جارى مستأصل بود و حقوق كارمندان دولت هميشه با چند ماه تأخير پرداخت مىشد. دولت براى سركوب اشرار و راهزنان، نه اسلحهاى در اختيار داشت نه پولى. مصدق السلطنه وزير ماليه پيشين هم با وجودى كه با آن همه جنجال و سر و صدا اختياراتى براى اصلاح ماليه از مجلس كسب كرد، نتوانست قدمهاى مثبتى بردارد. از طرف ديگر در آن ايام مردم ايران نسبت به امريكاييها خوشبين بودند زيرا مصائبى كه از روس و انگليس و عثمانى نصيب آنها شده بود، باوركردنى نبود. مخصوصا اقدامات مورگان شوستر امريكايى بعد از استبداد صغير و اولتيماتوم روسها و اخراج مظلومانه وى و همكارانش، احساسات عمومى را جريحهدار ساخته بود و دعوت مستشاران امريكايى در حقيقت دهنكجى به روس و انگليس بود.» (عاقلى، ميرزا احمد خان قوام السلطنه ...، صص ٢٣٠ و ٢٣١). «استخدام مستشار خارجى جهت ماليه، به خصوص براى مقاومت با زيادهروىهاى سردار سپه، كه هر روز خواب تازهاى براى تصرف يكى از شعب درآمد كشور ديده، و همينكه پنجه بدان بند مىكرد واگذاشتن آن غيرممكن به نظر مىآمد، چيزى بود كه لزوم آن از مدتى پيش حس شده، و همه كس آن را دواى منحصر به فرد اين تجاوزات تشخيص مىداد ... بالاختصاص، در كابينه دوم قوام السلطنه، و وزارت ماليه فهيم الملك، كه كار تصرفات غيرقانونى سردار سپه در وزارت ماليه، از مالياتهاى غيرمستقيم و انبار تجاوز كرده به خالصجات هم كه خدايار خان را رئيس آن كرده بود، سرايت نموده و براى وزارت ماليه و مخارج كليه دواير دولتى، جز جهار پنج ميليون ماليات مستقيم، كه آن هم اكثر گرفتار بدبدهى متنفذين بود چيزى باقى نمانده، و خزانه كه بايد مركز دادوستد كشور باشد، هميشه خالى و اگر هم وجهى از عايدى همين يك شعبه درآمد به مركز مىرسيد، و سردار سپه خبردار مىشد، آن را هم به هر عنوانى بود از چنگ باقى دواير بيرون آورده و براى مصارف قشون ضبط مىكرد ... اين اوضاع هم، بيشتر از هرچيز لزوم مستشار خارجى و رهايى از اين وضع نامطلوب را غيرقابل انكار كرده بود.» (مستوفى، تاريخ اجتماعى و ادارى ...، ج ٣، صص ٥٢٧ و ٥٢٨).
(٤). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٥، ص ٤٧.
(٥). همان، پ ٥، ص ٤٥.
(٦). همان، پ ٥، ص ٤٩.
(٧). روزنامه ايران، شم ١١٨٦، ص ١.
(٨). همانجا.
(٩). همانجا.
(١٠). همانجا.
(١١). اسنادى از امتياز نفت شمال ...، صص ١٣٩ و ١٤٠.
(١٢).FO E ٩٣٦٨ /٥٨٢ /٤٣ .