روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٥٠
«حالات و وضع آذربايجان، من جمله مراغه، از هر جهت غير مرتب و امنيت ندارد كه ٢٢ شهر ذيقعده اسماعيل خان امير لشكر كه خودش هم ايالت است، با عدهاى قشون نظامى وارد قراويران و مياندوآب شده، هنوز قشون دولتى به طرف ساوجبلاغ حركت نكردهاند. اسماعيل خان يك نفر صاحبمنصب در سر قشون معين كرده؛ گذاشته و خودش به تبريز رفت. اشخاص كه عبارت [از] سردار العشاير [كذا فى الاصل] و عدل الدوله و سالار محتشم و حاجى ناظم باشد و در زمان ايالت آقاى مصدق السلطنه محبوس بودند، هنوز در توقيف هستند و عملشان تسويه نيافته.» ٤
* حكم به تخصيص نيمى از ارثيه ظل السلطان به رضا خان
رضا خان وزير جنگ امروز در حكمى به رئيس اركان حرب لشكر جنوب نوشت كه «راجع به وجوهات ارثيه مرحوم ظل السلطان كه شاهزاده اسماعيل ميرزا معتمد الدوله بايد بدهد لازم است مسبوق باشيد كه نصف تمام آن وجه كه در آنجا [ناخوانا] در مركز حاضر مىنمايد بايد براى مصارف مخصوص به من تخصيص داده شود ولى قبلا در اين موضوع نبايد به آنها اظهارى بكنيد. پس از آنكه تمام وجه را در اركان حرب جنوب [ناخوانا] حاضر كرد اعلان كنيد كه نصف آن مطابق حكمى كه در دست داريد متعلق به وزارت جنگ است.» ٥
* تحصن فروشندگان سيگار در رشت
بنابر گزارش رسيده از رشت هيأت سيگارفروشان به جهت ناتوانى در پرداخت ماليات كار خود را تعطيل و به تلگرافخانه آمده در آنجا تحصن كردهاند. آنها در تلگرامى به مركز خواستار رسيدگى به مضايق كارى خود شدهاند. ٦
* تبرئه معين الرسائل
معين الرسائل حاكم ايوانكى كه در پى شكاياتى كه از او به عمل آمده بود به مركز احضار شده بود، پس از رسيدگى در كميسيون حكومت نظامى، اتهامات وارد شده به او بىربط تشخيص داده شد. وى به زودى به مقر حكومتى خود بازخواهد گشت. ٧
* مذاكره براى حمل كالاهاى ايرانى
عصر امروز كميسيونى مركب از رهبر نماينده وزارت امور خارجه، فطن السلطنه ٨ نماينده وزارت فوايد عامه و نمايندگان سفارت روس و تجارتخانه ونشترك با حضور وزير فوايد عامه تشكيل شد تا درباره حمل كالاهاى تجارى ايران به بازار مكاره روسيه مذاكره و تصميماتى گرفته شود. ٩
* ورود قواى نظامى به گلپايگان
امروز قواى نظامى اعزام شده از لشكر جنوب به فرماندهى سرهنگ ضياء الدين خان وارد گلپايگان شد. آنها ورود خود را به اطلاع امير لشكر غرب رساندند. ١٠ وظيفه اين نيرو سركوب اشرار زلّقى بود
______________________________
(١). روزنامه ايران، شم ١١٨٤، ص ٢.
(٢). همانجا.
(٣). همانجا.
(٤). فرمانفرما، گزيدهاى از مجموعه اسناد ...، ج ٣، صص ١٠٤٧ تا ١٠٤٩.
(٥). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٥، ص ٥٣.
(٦). روزنامه اتحاد، شم ٢١٠، ص ١.
(٧). همان، ص ٢.
(٨). فطن السلطنه يا محمد على مجد فرزند محمد مجد الكتاب در ١٢٧٥ ش در قزوين متولد شد؛ تحصيل را در قزوين آغاز كرد و از مدرسه علوم سياسى در تهران فارغ التحصيل گرديد؛ پس از آن در ١٢٩٥ ش به عنوان متصدى رمز دفتر نخستوزيرى وقت به كار پرداخت؛ سپس به وزارت فوائد عامه رفت و مدتى كفيل معاونت دايره فلاحت شد و پس از آن تا ١٣٠٠ ش كه به شيلات درياى خزر مأمور شد، مناصب مختلفى را عهدهدار شد. او در ١٣٠١ ش رئيس دايره تجارت و صنايع و امتيازات وزارت فوائد عامه شد؛ در ١٣٠٥ ش رئيس اداره كل تجارت گرديد و مدتى نيز رئيس دانشكده فلاحتى كرج، رئيس دفع ملخ غرب كشور و رئيس ادارات مختلف در اين وزارتخانه بود تا اينكه در ١٣١٧ ش با سمت معاون وزير، رئيس ميسيون اقتصادى ايران در اروپا گرديد و براى خريد كارخانه ذوبآهن راهى آلمان شد اما به علت جنگ جهانى دوم مأموريتش نيمهكاره رها شد. محمد على مجد در ١٣١٩ ش به فرماندارى رشت و سپس در ١٣٢٢ ش به استاندارى مازندران منصوب شد. او در مجلس چهاردهم شوراى ملى (اسفند ١٣٢٢ تا اسفند ١٣٢٤) به نمايندگى از قزوين برگزيده شد؛ در ١٣٢٩ ش مدتى استاندار گيلان شد. فطن السلطنه در اسفند ١٣٣٢ به عنوان سناتور انتخابى از قزوين به مجلس سنا رفت و تا ١٣٣٦ ش عضويت آن مجلس را داشت. وى مردى صاحب ثروت و مكنت بود اما در اواخر عمر وضع مالى خوبى نداشت و با استقراض از بانكها كار خود را جريان مىداد و سرانجام نيز در ٨٠ سالگى (١٣٥٥ ش) در تهران درگذشت. جنازهاش را در شاهزاده حسين قزوين به خاك سپردند. از او كتابى با عنوان «گذشت زمان» كه دربرگيرنده خاطرات اوست منتشر شده است. (مجد (فطن السلطنه)، گذشت زمان، ج ١، صفحات متعدد؛ عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ٣، ص ١٣٥٩).
(٩). روزنامه شفق سرخ، شم ٥٣، ص ٣.
(١٠). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٥، ص ٥١.