روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٢٢
نمايند.» ٧ منابع انگليسى هم نوشتند كه نيروهاى دولتى مستقر در آذربايجان خود را براى حمله نهايى به قواى سيميتقو آماده مىكنند. ٨
* ضبط اسلحههاى سردارعشاير در آبخواره
بنا به گزارش ايالت آذربايجان اسلحه و مهماتى كه در اختيار سردارعشاير قراچهداغى بوده و مأموران دولتى آنها را در آبخواره به دست آوردهاند بدين شرح است: تفنگ ٨٤٥ قبضه، باترى پنجاه تير و شصت تير دو عراده، ديناميت دو بار شتر، فشنگ سه و پنج تير يك بار شتر و ... پس از ارائه اين فهرست دو مأمور ايالتى نيز به قراچهداغ و آبخواره رفته تا مقدار اين مهمات را تأييد كنند. سردارعشاير اين سلاحها را از خوانين اطراف، نيروهاى شكستخورده آن منطقه، ارامنه پناهنده شده به اين ناحيه در دو سال گذشته و ... جمع كرده بود. ظاهرا سلاحهاى ديگرى هم هست كه هنوز كشف نشده است. ٩
* استعفاى مصدق السلطنه
مصدق السلطنه براى بار دوم استعفا داد. والى آذربايجان استعفاى خود را تقديم قوام السلطنه رئيس الوزراء كرد اما مورد پذيرش قرار نگرفت. ١٠ منابع ديگر استعفاى مصدق را بيستم تير نوشتهاند و علت آن را چنين توضيح دادهاند كه وى به دليل مداخله قشون و در واقع وزير جنگ در امور ايالتى و عدم مشورت با او استعفا داد. ١١ اما در نهايت قوام السلطنه با استعفاى مصدق موافقت مىكند، چرا كه پس از او امان اللّه جهانبانى با عنوان كفيل ايالت آذربايجان عهدهدار امور مىشود.
طرفه اينكه در همين روز استعفا از وزارت داخله به «ايالت جليله آذربايجان» تلگراف مىشود كه «راجع به لزوم پرداخت استقراض سابق قشونى ... از مقام رياست وزراء عظام به ماليه تأكيد شد كه زودتر پرداخت» شود. ١٢
* اسلام و بريتانيا
روزنامه تايمز در شماره امروز خود مقالهاى با عنوان «اسلام و بريتانيا- دلايل بىاعتمادى ايران و تركيه» به چاپ رساند.
اين مقاله به قلم «آرتور مور» كه به تازگى از هندوستان و افغانستان به انگليس برگشته نوشته شده بود. آرتور مور مدتى هم به عنوان خبرنگار در تهران مشغول به كار بوده است. مور با اين سئوال كه «چرا اسلام بهطور خاص با ما اين قدر ترشرو است؟» مقاله خود را آغاز مىكند و مىنويسد «اگر بخواهيم خود را سفيدكارى كنيم و ثابت كنيم كه بخشى از اين مسئله به خاطر درك نادرست شرق از ما است و بخش ديگر ناشى از درك نادرست آنها در اثر تبليغات خصمانه است، صرفا جوهر هدر مىدهيم و كسى را هم قانع نمىكنيم.» وى سپس به وعدههاى عمل نكرده انگليس در جوامع مسلمان پس از جنگ جهانى اول اشاره كرد و از قرارداد ١٩١٩ ياد نمود. «ما با بهره از يك رشوه شخصى ٠٠٠/ ١٣٠ پوندى كه از جيب مالياتدهندگان انگليسى ربوده شده بود يك دولت انگلوفيل دست ساخته خود را كه بنا بود خودمان از مرزهاى شمالىاش دفاع كنيم، ترغيب كرديم تا «به قرارداد ميان ايران و انگليس مشروعيت بخشد» و قرارداد ايران و انگليس امضا شد.
(انگليسها از اين پول كه در ١٩١٩ به دست وزارت خارجه پرداخت شد، چيزى نمىدانند، لكن اسلام مىداند.) ... از نظر ايرانىها ما به حفظ نيروهاى خود در اين كشور صرفا از اين جهت ادامه داديم كه براى تصويب قرارداد ايران و انگليس به آن فشار وارد كنيم و بتوانيم به واسطه آن دسته از «افسران/ رجال سياسى» كه در شمال اين كشور پراكنده بودند با اقتدار و وجهه لازم در امور محلى و قومى دخالت كنيم. تا نزديك به سال پس از آتشبس، نخستوزير ايران مطلقا از سوى سفارت انگليس برگزيده مىشد و همكارانش متناسب با خواستههاى سفير انگليس انتخاب مىگرديدند.» مور در پايان مقاله خود مىنويسد كه اسلام براى اين دخالتها پاسخ خود را دارد. ١٣
______________________________
(١). اسناد وزارت امور خارجه ١١٣- ٢- ١٦-
١٣٠١.
(٢). همان، ٦٨- ٢- ١٦- ١٣٠١.
(٣). فرمانفرما، گزيدهاى از مجموعه اسناد ...، ج ٣، صص ١٠٣٨ و ١٠٣٩.
(٤). روزنامه اتحاد، شم ٢٠٠، ص ٢.
(٥). جنبش ميرزا كوچك خان بنابر ...، ص ١٦٣. فوگل كلو در دوره قيام مرحوم خيابانى در تبريز بود و بعد رئيس نظميه قزوين شد. او با افراطكاريهاى خود نارضايتىهاى فراوانى پيش آورد. بعد از انفصال از سمت خود در قزوين به وزارت داخله شكايت كرد كه انفصال او از خدمت بدون مجوز صورت گرفته است (سيفى فمى تفرشى، پليس خفيه ايران، ص ٦٤).
(٦). روزنامه اتحاد، شم ٢٠٠، صص ٢ و ٣.
(٧). همان، ص ٢.
(٨). جنبش ميرزا كوچك خان بنابر ...، ص ١٦٤.
(٩). روزنامه اتحاد، شم ٢٠٠، ص ٣.
(١٠). روزنامه اقدام، شم ٥٤، ص ٢.
(١١). بهار (ملك الشعرا)، تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران، ج ١، ص ٢٦٥.
(١٢). سازمان اسناد ملى ايران، سند شم ٢٩٣٠٠١٥٥٣، آرشيو ١٠٨ ظ ٢ ب آ ا، شم ميكروفيلم ٠٠١٠٠١٦٠.
(١٣). روزنامه تايمز، به تاريخ ١٠ ژوئيه ١٩٢٢، ص ١٥.