روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢١٠
جنگ امروز در نامهاى به سردار اشجع بختيارى حاكم اصفهان ٨ با يادآورى اين نكته كه حكام در حفظ امنيت حوزه حكمرانى خود موظف هستند «در اين موقع كه اشرار زلّقى در حدود كاشان و جوشقان به چپاول و غارت» مشغول هستند هر اندازه قواى نظامى كه براى رفع اشرار لازم است از لشكر جنوب تقاضا كرده در اختيار بگذارد. ٩
* شكايت اهالى نيشابور
گروهى از اهالى نيشابور در نامهاى به وزارت داخله نوشتند كه انتخابات در اين شهر برخلاف قانون صورت گرفته و آرا با تهديد و تطميع اخذ شده. آنان تقاضا كردهاند از اين روال جلوگيرى و به موضوع رسيدگى شود. ١٠
* دستاندازى شاهسونها در اطراف ميانه
بنا به گزارش رسيده از ميانه، شاهسونهاى متجاوز صبح زود درحالىكه گلهها و رمهها براى چرا از روستاهاى كلهر، ينكجه و بلفه تيمور از املاك دو برادر حاج عباسعلى خان بهبودى و امير ارفع خان بهبودى بيرون مىرفتند با يورش شاهسونها روبهرو شده و همگى به غارت رفتند. در پى شيوع خبر گماشتگان و اتباع صاحبان مال به علاوه نيروهاى امنيه به تعقيب غارتگران رفتند. جنگ سختى درگرفت و تا غروب ادامه يافت كه در نتيجه هشت شاهسون كشته و مجروح و پنج اسب آنان نيز مقتول شد. اموال به غارت رفته بازپس گرفته شد. حسن بيك از اتباع امير ارفع خان در اين درگيرى كشته و سه اسب صاحبان مال نيز از بين رفت. ١١
[تصوير] نشسته در وسط: ابراهيم خان امير ارفع (بهبودى)
______________________________
(١). اسنادى از امتياز نفت شمال ...، ص ١٤٦.
(٢). همان، صص ١٤٤ و ١٤٥.
(٣). روزنامه ايران، شم ١١٦٩، ص ٢.
(٤). همانجا.
(٥). همانجا.
(٦). ميرزا اسماعيل خان ممتاز الدوله فرزند على اكبر خان مكرم السلطنه در دهم ذى الحجه ١٢٩٣ در تبريز به دنيا آمد. تحصيلاتش را در تبريز در مدرسه فرانسوى اسلامبول گذرانده، زبان فرانسه را به خوبى آموخت؛ به هنگام صدارت عين الدوله به تهران آمد و با سمت مترجمى در وزارت امور خارجه مشغول به كار شد؛ در اين زمان قانون عدليه عثمانى را به امر شاه و سفارش عين الدوله به فارسى ترجمه كرد. در ١٣١٥ ق و با عنوان نايب سفارت ايران به استانبول رفت و پس از چندى به سمت كنسول و سركنسول ارتقاء يافت؛ در اين مقام وى كمك فراوانى در بهبود وضعيت مدارس ايرانيان نمود؛ با بالا گرفتن قيام مشروطهخواهى به ايران باز آمد؛ به پيشنهاد ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله صدر اعظم وقت لقب ممتاز الدوله گرفت. وى در نخستين دوره مجلس شوراى ملى نماينده مردم اراك شد و پس از استعفاى ميرزا محمود خان احتشام السلطنه از رياست مجلس (٢ ربيع الاول ١٣٢٦) در سن ٣٢ سالگى به جاى او نشست، اما تلاش وى براى ايجاد آشتى ميان محمد على شاه و مجلس به جايى نرسيد و سرانجام شاه مجلس را به توپ بست. در اين ميان ميرزا اسماعيل خان به همراه حكيم الملك به پارك امين الدوله گريخت و از آنجا به سفارت فرانسه پناهنده شد و با وساطت سفير از كشور خارج شد و به فرانسه رفت؛ با فتح تهران دوباره به ايران بازگشت و در دوره دوم مجلس از سوى هيأت مؤتلفه اعتدالى آذربايجان به وكالت انتخاب شد. او در اين دوره نيز مدتى رئيس مجلس بود و چند ماهى نيز نيابت رياست را داشت. اما پس از چندى وزارت ماليه كابينه سپهدار اعظم را پذيرفت. پس از آن ممتاز الدوله به دفعات در كابينههاى مختلف به مقام وزارت رسيد؛ از جمله: وزير ماليه در كابينه اول مستوفى الممالك، وزير پست و تلگراف و تلفن در كابينه دوم سپهدار اعظم، وزير عدليه در سه كابينه علاء السلطنه و نيز وزير عدليه در كابينه صمصام السلطنه. وى در ١٣٣٧ ق، در دوره رياست الوزرايى وثوق الدوله با قرارداد ١٩١٩ مخالفت نمود كه به همين دليل هم به كاشان تبعيد شد؛ او پس از كودتاى سوم اسفند ١٢٩٩ دوباره به زندان افتاد؛ پس از آزادى، در كابينه احمد قوام السلطنه به عنوان وزير معارف و اوقاف انتخاب شد. از اوايل سلطنت رضا شاه عضو شوراى عالى معارف بود و نيز در انجمن طرفداران ايران و انگليس، انجمن ايرانيان در پاريس، جمعيت فرانسه در ايران و حزب اجتماعيون اعتداليون و نيز انجمن شير و خورشيد سرخ ايران عضو بود. وى فراماسونر بود و در لژ بيدارى ايران عضويت داشت. ممتاز الدوله در ٢٢ آذر ١٣١٢ درگذشت. (بامداد، شرح حال رجال ايران در ...، ج ١، صص ١٤٠ تا ١٤٣؛ ملكزاده، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، ج ٦- ١، صفحات متعدد؛ عاقلى، شرح حال رجال سياسى و ...، ج ٣، صص ١٥٤٠ و ١٥٤١).
(٧). روزنامه ايران، شم ١١٦٩، ص ٢.
(٨). سلطان محمد خان سردار اشجع بختيارى فرزند امامقلى حاجى ايلخانى، برادر تنى غلامحسين خان سردار محتشم و برادر ناتنى لطفعلى خان امير مفخم است كه پنج مرتبه به حكومت اصفهان رسيد. بار نخست در ٢٠ ذى حجه ١٣٢٧/ ١٢ دى ١٢٨٨ كه رسما انتصابش به اين سمت را به كنسولهاى روس و انگليس در اصفهان اطلاع داد. منابع نوشتهاند كه به دوستى با انگليسيان تمايل داشته است. از جمله وقايع مهم حكومت او در اين سالها شورش غريب خان رئيس سابق نظميه (شهربانى) اصفهان است كه با كمك سواران بختيارى بر آن پيروزى يافت. بار دوم در ١٥ جمادى الاول ١٣٢٩/ ٢٣ ارديبهشت ١٢٩٠ به حكومت اصفهان نشست كه در همين دوره، دزدى و راهزنى در جادههاى اصفهان نه تنها از بين نرفت، بلكه ناامنى و پريشانى در معابر فزونتر گرديد. حكومت سوم سردار اشجع بر اصفهان پس از عزل خسرو خان سردار ظفر در ١٩ محرم ١٣٣١/ ٨ دى ١٢٩١ آغاز گرديد كه از وقايع مهم آن ايام منابع آگاهى چندانى به دست نمىدهند. فقط مىتوان گفت كه سبب عزل وى از اين سمت نارضايتى مردم و علماى اصفهان بوده است كه در ذى حجه ١٣٣١/ آبان ١٢٩٢ روى داد. او در دوران جنگ جهانى اول بار ديگر حكومت اصفهان را در دست گرفت كه نوشتهاند اين بار بهطور غيرمستقيم از آلمانها هوادارى مىكرد.
سردار اشجع در ٢٠ دى ١٣٠٠ براى پنجمين بار حاكم اصفهان شد كه توانست تا شهريور سال بعد در حكومت آنجا بماند. در اين ميان بيمارى گريبانش را گرفت و به همين سبب از سمت خود استعفا كرده، براى درمان به تهران و پس از آن به اروپا رفت. اما بيمارى امانش نداد و در اسفند ١٣٠٢ در اروپا درگذشت. (پوربختيار، «حاكمان بختيارىتبار اصفهان از مشروطيت تا سقوط قاجاريه»، صص ٤٢ تا ٥٥؛ دانشور علوى، جنبش وطنپرستان اصفهان و بختيارى، ص ٥٥).
(٩). اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، پ ٦، ص ١٨.
(١٠). روزنامه ايران، شم ١١٦٩، ص ٢.
(١١). همان، شم ١١٧١، ص ٢.